علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند
گضنفر جان سلام ! ما اینجا حالمام خوب است . امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد . این نامه را من می گویم و جعفر خان کفاش برایت می نویسد . بهش گفتم این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمی تواند تند تند بخواند. آروم آروم بنویس که پسرم راحت بخواند و عقب نماند.
وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم . پدرت تو روزنامه خوانده بود که بیشتر حوادث ها در ده کیلومتری خانه ما اتفاق میفته ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم . اینجوری دیگر لازم نیست پدرت بیخودی پول روزنامه بدهد . آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نسب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان !
آب و هوای اینجا خوب نیست . همین هفته پیش دوبار بارون اومد . اولیش 4 روز طول کشید و دومیش 3 روز. ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید .
گضنفر جان آن کت و شلوار نارنجیه که خواشته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت بفرستم . آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین می کرد . ولی نگران نباش آن دکمه ها را جدا کردم و جداگانه تو کارتن مقوایی برایت فرستادم.
پدرت هم کارش را عوض کرده میگه هر روز 800 ؛ 900 نفر زیر دستش هستن . از کارش راضیه . هر روز صبح می ره سر کار تو بهشت زهرا چمنای اونجا رو کوتاه می کنه و شب میاد خونه.
ببخشید معطل شدی . جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشته .
دیروز خواهرت فاطی رو بردم کلاس شنا . گفتن فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن . این دختر هم که یه مایو بیشتر نداره . بهش گفتم ننه من که عقلم جایی قد نمی ده خودت تصمیم بگیر کدوم تیکه رو نپوشی.
این یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد . هنوز نمی دونم بچه ش دختره یا پسره . وقتی فهمیدم بهت خبر می دم که بلاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی .
راستی حسن آقا هم مرد ! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش رو به دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت اون زیر براش قبر می کند خفه شد و مرد ! شرمنده.
همین دیگه خبر جدیدی نیست
قربانت.....مادرت
راستی : گضنفر جان می خواستم برایت پول بفرستم . ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم !
معمولا در این قسمت ما شما را با کارهایی آشنا می کردیم تا با انجام آنها بتوانید تیپ زیبایی
بدست ورید. اما هر چند وقت یکبار بد نسیت که این روند را متوقف کنیم و چیزهای دیگری را هم به شما آموزش دهیم
در این قسمت می خواهیم کارهایی را به شما آموزش دهیم که باید از انجام دادن آنها خودداری کنید، همچنین راه اجتناب از آنها را نیز به شما یاد می دهیم.
1- رنگ بیش از حد
استفاده از رنگ های زیاد باعث می شود که توجه دیگران نسبت به شما جلب شود البته نه توجهی که منجر به قرار ملاقات شود. سعی کنید در لباس هایتان بیش از 3 رنگ استفاده نکنید و تا آنجا که می توانید پوشش خود را ساده نگه دارید.
سعی کنید از مکمل های رنگی استفاده کنید. رنگهایی که متضاد یکدیگر هستند تکمیل کننده هم نیز باشند (مثلا بنفش و زرد یا آبی و نارنجی) رنگ هایی که به هم نزدیک می باشند به نام رنگ های "هم خانواده" شناخته می شوند. (مثل زرد و نارنجی) زمانی که می خواهید لباس بپوشید باید سعی کنید که از رنگ های متضاد و یا رنگ های هم خانواده استفاده کنید.
اگر لباس هایتان روشن هستند باید کفش هایتان نیز روشن باشند ولی اگر لباس های تیره بر تن می کنید کفش شما نیز باید تیره باشد.
2- طرح بیش از اندازه
همانطور که در مقاله قبلی هم خواندید برای ست کردن رنگ و طرح پارچه باید از لباس هایی استفاده کنید که بیش از 3 طرح نداشته باشند. بهتر است لباس شما دارای یک یا دو طرح متنوع تک رنگ باشد.
البته پیشنهاد ما این است که از لباس هایی استفاده کنید که تنها دارای یک طرح معین می باشند (مثلا دارای گل های ساده سفید رنگ باشند و یا در پشت آنها مارک کوچکی باشد) و همیشه همان را بر تن کنید.
2- پارچه اضافی
برخی از افراد تصور می کنند که هر پارچه مختص طبقه خاصی از افراد اجتماع است. معمولا ابریشم از کتان رسمی تر است. و پارچه لینن نیز از دور داد می زند که با مخمل متفوت است! چرم هم همیشه خیلی مردانه تر از فاستونی است.
برای اینکه در میان این همه پارچه های مختلف به دام نیفتید می توانید لباس های تابستانی و زمستانی خود را از هم جدا کنید. لباس های زمستانی معمولا کلفت تر، سنگین تر و زبر تر هستند. پارچه های تابستانی نیز از الیاف طبیعی درست شده و بسیار نازک و خنک هستند. آنها را از هم دور نگه دارید تا دچار اشتباه نشوید.
4- لباس های لکه دار
بهتر است از لباس های لکه دار پیش از اینکه روی آب را به خود ببینند در زیر سایر لباس ها استفاده کنید.
بهتر است هر روز زمانی را به این کار اختصاص دهید که لباس های خود را برای وجود لکه وارسی کنید. به علوه زمانی که آنها را شستید باز هم نگاه دوباره ای داشته باشید تا مبادا لکه ای از چشم شما دور نمانده باشد.
5- لباس فصل دیگری را پوشیدن
اگر شما در جایی زندگی می کنید که دارای آب و هوای گرم است، خوش شانس هستید. لباس های شما باید مختص یک فصل (بهار/تابستان) باشد.
اما اگر مانند بسیاری از افراد در جایی زندگی می کنید که دارای آب و هوای متنوعی است باید در کمد لباس های خود جایی را برای ذخیره لباس هایی که به درد فصل حاضر نمی خورند باز کنید. همانطور که از قدیم گفته اند "از دل برود هر آنچه از دیده برفت." هر چه که آن پیراهن های لینن را از کت های پشمی دور تر نگه دارید خیلی کمتر اتفاق می افتد که آنها را به طور اتفاقی با هم ست کنید.
6- شلوارهای خیلی بلند یا خیلی کوتاه
حتی اگر از سایز خودتان مطمئن هستید اما باز هم شلوارهایتان را پیش از خرید یکبار پرو کنید. سایز لباس هایی که دارای مارک های متفوتی می باشند مختلف است.
و همیشه این قوانین را نیز به خاطر داشته باشید: شلوارهای ارتشی و پارچه ای باید تا بالای پاشنه کفش شما بیایند. شلوارهای جین می توانند تا انتهای پاشنه کفش نیز کشیده شوند. قد هر شلواری که بیش از این اندازه باشد برای شما بلند است.
زمانی که راه می روید شلوار شما نباید آنقدر کوتاه باشد که جوراب هایتان از زیر آن معلوم شود. زمانی که می نشینید شلوار شما نباید بیش از چند سانت به بالای جورابتان رود.
7 - شلوارهایی که بالا می ایستند
اگر شما دارای کمر باریکی هستید (پاهای بلند اما کمر کوچکی دارید) از شلوارهای جین و ارتشی استفاده کنید که جیب آن در جلو قرار داشته باشد و نه در طرفین. یک حقه دیگری که در این جا می توانید به کار ببرید این است که شلواری خریداری کنید که بزرگتر از سایز شما باشد. این کار باعث می شود که اندام شما پرتر جلوه کند، همچنین قد شلوار نیز بلند تر شده و پاهای شما را ناقص جلوه نمی دهد.
8- تی شرت هایی که خیلی بلند و یا کوتاه هستند
اگر تی شرت شما خیلی بلند است نباید آنرا هیچ گاه داخل شلوار خود کنید. بر روی این مطلب تاکید داریم. تی شرت باید کمی پایین تر از ناف شما قرار گیرید. هر چیزی که از این مقدار پایین تر باشد بلند است و اگر بالاتر بایستد برایتان کوتاه است. باید مارکی را پیدا کنید که سایز هایش متناسب با اندام شما باشد.
9- تی شرت های "شلوغ"
از تی شرت های تک رنگ استفاده کنید و از پوشیدن لباس های پر زرق و برق، دارای لگو و کلمات ناپسند به شدت پرهیز کنید. تی شرت های ساده خیلی راحت تر با پلوور و ڿاکتهای مختلف ست می شوند.
10- لباس های چروک
چاره کار شما بسیار ساده است: باید یک اتو و میز آنرا خریداری کنید. اما اگر در حال مسافرت هستید می توانید بر روی محل چروکیدگی کمی آب بریزید و سپس سشوار را بر روی آن بگیرید و با دست محل مورد نظر را صاف کنید. با این کار لباس شما از آن چروکیدگی در می آید. علوه بر این من آقایونی را دیدیم که این کار را به راحتی در دستشویی های عمومی با دست خشک کن ها انجام می دهند! شاید کار خوبی نباشد اما جواب می دهد.
11 - کرواتی که درست بسته نشده
کروات باید تا روی سگك کمربند شما پایین بیاید و بر روی گره آن نیز باید یک فرو رفتگی محسوسی دیده شود. برای اینکه شاهد این فرورفتگی باشید باید زمانیکه در حال بستن گره کروات هستید انگشت اشاره خود را در زیر ان قرار دهید و قبل از محکم کردن گره انگشت خود را از زیر آن به آرامی در بیورید.
12- صندل با جوراب
برای مبتدی ها بهتر است که اصلا فکر جوراب پوشیدن را از سر بیرون کنند. اما اگر پوشیدن جوراب اجباری است پیشنهاد می کنیم از جوراب هایی استفاده کنید که اندازه آنها فقط تا قوزک پا است و آنها را با اسنیکرهای نخی و یا کفش های پارچه ای ست کنید.
13- زمان اصلاح صورت نقطه ای را جا بگذارید
بعد از اصلاح کردن از ڿل پاک کننده استفاده کنید تا بتوانید تمام پوست صورت خود را ببینید. همچنین می توانید یک آینه دستی تهیه کنید تا صورت خود را از نزدیک تر ببینید و اگر جایی اصلاح نکرده باقی مانده بود آنرا راحت تر پیدا کنید.
14- موهای وسط ابرو
یکبار در هفته موهای وسط ابروهای خود را بردارید یا آنها را شیو کنید. البته می توانید به سراغ لیزر بروید تا برای همیشه از شر آنها خلاص شوید. با یک یا دو جلسه میتوانید تمام آنها را از بین ببرید.
خطاهای طرز پوشش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
با نگاه ول شاید این موارد لیست بلند بالایی برای انجام دادن به نظر برسند. اما با این دید به آن نگاه کنید: به ازای هر یک موردی که به خاطر می سپارید، شما خود را از اینکه قربانی مدهای ناامید کننده شوید، دورتر منگه می دارید..
دانستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگی های فـنـی و مـدیریتی اهمیت دارد. به گفته یـكـی از بــزرگان جامعه شناس : "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشید با مخلوقات منطق طرف نیستید، بلكه بامخلوقـات احـساسـات،مـوجوداتـی كه سرشارازتبعیض،روحــیات پیشداوری و تعصب می باشند، و با غرور و خودبینی دست بگریبانند طرف هستــید" .
برخی از قـوانـیـن اصـلـی ارتـبـاطات انـسانی در فضای كاری به شرح زیر است. برای مهارت یافتن در آنها، باید این قوانین را جزئی از خود درآورید:
1- دیگران را با نام صدا بزنید.
این خوشایند ترین صدا برای گوش هر كسی است. وقتی نام فردی را بكار می برید، در حقیقت پیغام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای شـخـص او مبـدل مـی سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به فرد میـرسـاند. این یك ابزار ساده فریبنده برای كاستن از جبهه گری های شخص می بـاشـد چـرا كه یك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود می آورد. جملات خود را با اسامی افراد آمیـخته، و بـا سـؤالاتــی نــظـیـر، "علی، امروز خوب هستی؟" آغاز كنید.
2- اشتباه خود را بپذیرید.
ممكن است تصوركـنید كه اگر اشتباه خود را به گردن بگیرید، وجهه خود را از دست خواهید داد. این كار درست نیست. اعتراف به اشتباهات در مـحیط كـار یكی از ستوده ترین اعمال است چون اندك افرادی مبادرت به آن می نـمایـنـد. بـیـامـوزیــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـی را كنار گذاشته و بپذیرید كه كامل نیستید. فقط در این كـار زیاده روی نكنید مثلا لازم نـیست با عذرخواهی های فـراوان در جـلسـات اقـدام به بیان اشتباهات خود نمایید. یك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن میشوم،" كفایت میكند.
3- دیگران را با معیارهای بالا درنظر بگیرید.
جزء آن دسته از افرادی نباشید كه معمولا عقل كل خطاب میگردنـد، و فكر میكنند كه هیچ كسی جز خودشان قادر به انجام صحیح امور نمیباشد. به قابلیتهای دیگران اعتماد كنـید. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتریـن وجـه ممـكن اطـمـیــنان داشتـه بـاشید. ایـن به مـعنای داشتن انتظارات بیش از حد نیست. باور داشتن یك فرد او را تشـویـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا امیدی جلوگیری بعمل می آورد.
4- علاقه ای صادقانه و صمیمی از خود نشان دهید.
هر فردی در دفتر كار شما دارای سابقه ای غنی از علایق، تجارب و سلایق می بـاشد. حـتـی اگر نقطه اشتراكی با هم ندارید، در مورد اطرافیانتان اطلاعات كسب كنید.اگر یكی از همكاران شما گفت كه شركت در گیم های آنلاین را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نمایید-- حتی اگـر بـرای شـما جالب نیست. نه تنها میتوانید چیز جدیدی یاد بگیرید، اگر در آینده به آن گرایش پیدا كنـیـد، از امتیازاتـی برخوردار خواهید گشت. مردم دوست دارند كه دیگران آنها را بخاطر داشته باشند.
5- از دیگران تعریف و تمجید نمایید.
فقط نگویید "خوب بود." در مورد تعریف خود صریح تر بوده و نشان دهید كه در مورد آنچه كه فرد در حقیقت انجام داده آگاهی دارید. "علی، تـو خیـلی خوب جلسه را اداره كردی بخصوص وقتی هـمـه از مسیـر مـوضوع اصـلـی منـحرف شده بودند،" این یك مثال خوب است. در عین حال سعی كنید به ندرت و فقط زمانی كه واقـعا نـیـاز است انتقاد نمایید. انتقاد را طوری بیان كنید كه مانند یك نصیحت سازنده از طرف دوسـتـی قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.
6- مراقب حرفهایتان باشید.
اگر تصمیم پیگیری كاری را ندارید، نگویید كه آن را انـجـام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنید، در مـورد كـارهـای بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتیجه پیشرفتی نخواهید كرد.
7- قدردانی و سپاسگزاری كنید.
اگر فـردی لـطفـی به شما كرد، و یا برای انجام كاری برای شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گردد كـه بـه این سـعی و تـلاش آگـاه شده اید. شما بخودی خود مستحق لطف نـبـوده و كسـی بــه شما بدهكار نیست. اگر مورد لـطـف واقـع شـدید، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنید.
8- با فكر و با ملاحظه باشید.
هـرگز تـصور نـكنید كه دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـی خـواهـنـد كـرد. برخی افراد بصورت طبیعی تك تك كلماتی كه شخص بـیـان می كنـد را بـرای یـافــتن یك رودررویی شخصی مورد جستجو قرار می دهند. شما نمی تـوانیـد اینگونه افراد را تغییر دهید، اما قادرید نزد آنها حرف های خود را با دقت سازمان دهی نمایید. پیش از صحبت كـردن فكر كنید و مطمئن شوید كه هیچ ابهامی كه باعث سوء تعبیـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.همچنین میتوانید سـعی در فهمیدن نقطه نظرات دیگران نمایید تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آورید. ممكن است عمیقا" اعتـقـاد بر حـقانـیـت خـود داشـتـه باشید، اما متوجه گردید كه دیگران به همین منوال درباره عقاید و باورهایشان می اندیـشند. شما باید نظرات آنها را محترم شمرده و ببینید چرا آنها اینگونه فكر میكنند. بجای مـشاجره، از دیگران بخواهید در مورد مواضعشان توضیح دهنـد. مجـبـور نیـستـید مـوافــقت كنید، اما میتوانید بگویید، "من متوجه هستم شما چه می گویید.
9- از خود گذشتگی كنید.
گه گاهی از مكان شغلی خود خارج شده و به دیگران در كـارهـایشـان كـمك نمایید. این عمل را بدون اینكه از شما درخواست شود انجام دهید. گفتن، "كمك لازم نـداری؟" یــك تاثیر دوگانه در پی دارد. ابتدا، شما دیگران را تشویق بـه از خـود گـذشتـگی نـمـوده و در نتـیـجـه مـحیـط كـاری مثـبـت تـری ایـجاد خـواهد شـد. دوم، بـرای خود لطفی متعاقب را خریداری میكنید، چرا كه مهربانی همیشه بازمیگردد.
10- متواضع و فروتن باشید.
تلاشهای مشهود برای تحت تاثیر قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـیجه عكس به همراه خواهد داشت. هیچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر میــخواهید كمالات شما تـوسـط دیـگران تصدیق شوند، كافی است تمرین بردباری بیشتری بنمایید. كامیابی های شما زمانی مصداق واقعی پیدا می كنـند كـه اجازه دهید دیگران خود متوجه آنها گردند نه اینكه مرتب صحبت از آن بمیان آورید.
11- به حفظ آبروی دیگران كمك كنید.
هـر كسی اشتباه می كـنـد. بــه دفعه قبلی كه اشتباهی خجالت آور مرتكب شدید فكر كنید. دوست نداشتید كسی بیـایـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جدیت آن بكاهد؟ پس همین كار را شما در مورد دیگران انجام دهید. با خنـدیـدن به اشتباهی كه شخص ( نه با خندیدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه ای دوستانه به شانه هـای او از پریشانیش كاسته و بگویید، "این برای بهترین افراد این شـركـت هـم مـمـكـن است پیش بیاید." با این كار به او و به دیگران اطمینان میدهید كه دنیا به پایان نرسیده است. اگر مـــناسب است، بجای جلب توجه بی مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هیـچ چیزی نگویید
بيشترين بخش نمك جهان به صورت محلول در آب اقيانوسها بين 1 تا 5 درصد و مقدار متوسط آن در حدود 5/3 درصد است. تغييرات ايجاد شده در ميزان نمك درياها و اقيانوسها به ميزان تبخير، درصد يخ و ميزان املاح آب رودخانه ها بستگي دارد. در سواحلي كه مقدار تبخير آب دريا زياد باشد، نمك را از آب دريا استخراج مي كنند. در سواحل درياچه هاي بسته درون قاره اي كه ميزان تبخير آن ها زياد باشد، نمك تشكيل مي گردد و اين درياچه ها براي استخراج نمك مناسبند.
نمك به صورت طبيعي به دو شكل يافت ميشود:
1-جامد( سنگ)
2-مايع به شكل نمك كه دومين شكل منابع عظيم نمك را شامل ميشود.
با زياد شدن نسبت املاح در آب درياچه و بالارفتن سطح آب، املاح مختلف كه به ترتيب كربناتها، سولفاتها، كلرورها و بالاخره املاح پياسيم و منيزيم هستند رسوبگذاري مينمايند. لازم به ذكر است ضخامت پوسته نمكي در مركز درياچه بيش از ساير نقاط ميباشد. اين نمك به صورت ريتميك بوده به وسيله رنگ سياه يا نمك يا رنگهاي مختلف از يكديگر جدا ميشود. در مورد نمك آبي، ذخاير اقيانوسي و دريايي از اهميت بسياري برخوردارند. حجم كلي اقيانوسهاي جهان تقريباً 1347 كيلومتر مكعب است و ميانگين تركيب آب دريا در جدول 1 نشان داده شده است.
تخمين زده ميشود كه ميزان تناژ نمك آب درياها 15 10 × 40 ميليون تن است. اين نظريه منبع عظيم نمك از مقايسه سطح محصول جهاني حدود 180 ميليون تن درسال به دست آمده است. در اين نوع نسبت توليد، 222 ميليون سال طول ميكشد تا فقط ذخاير نمك در درياها تهي شود. همچنين بايد يادآوري شود كه يونهاي كلرين و سديم كه مدام در حال اضافه شدن به دريا از ساير منابع هستند، جايگزين نمكهاي برداشت شده ميشوند. اين بدين معناست كه تناژ عظيمي كه در اقيانوس هاي جهان بوجود ميآيد مفقود نميشود. تبخير به وسيله خورشيد بدين معني است كه شوري آب حدود 20% يا بيشتر باشد. نمك همچنين از منابع زيرزميني طبيعي، به وسيله پالايش آب دريا و يا از تجزيه و انحلال سنگ نمك بوجود آيد. نمك به دست آمده از كريستالهاي آب نمك، نمك سود ناميده ميشود.
علاوه بر حجم زياد نمك موجود در اقيانوس ها، نمك روي زمين نيز يافت ميشود، كه به صورت سنگ نمك ميباشد و به كاني هاليت معروف است كه به آساني قابل تشخيص است. معمولاً بيرنگ، نرم و بخاطر مزه شورش به راحتي قابل تشخيص است.
هاليت يكي از كانيهاي تبخيري است كه از عمل تبخير شدن قسمتي يا كلي از مايع نمكي به صورت جامد به دست ميآيد. مهمترين تهنشستهاي اين نوع نمك هنگاميكه آب نمك تاثب ميماند فقط با مقدار كمي جريان آب جديد بوجود ميآيد. ضمنا به منظور اينكه رشد ذخاير نمك را افزايش دهد، اين نوع تهنشست ها فقط حاوي هاليت نميشود بلكه عناصر تبخيري ديگري را نيز شامل ميشوند كه معمولترين اين عناصر كلسيت، دولوميت، ژيپس، انيدريت و نمكهاي پتاس هستند. چون اين مواد معدني قابليتهاي انحلال گوناگوني دارند، آنها از آب در زمانهاي مختلفي جدا ميشوند و نمك در مرحله آخر فرآيند جدا ميگردد.
ادامه این متن رو از اینجا بگیرید
این متن ۱۶ صفحه .... و حجم اون هم ۲۵۹ کیلو
password:lordesyah
.................................................
آلبوم جدید نانسی
MP3 192
مزایای بدحجابی و مانکن خیابانی بودن:
۱ -تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه
۲ -بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن
قیمت خروس در حد گاو
۳ -بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت
به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به
دیوار مورچه خاک به گور(
۴ -تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد
نیروگاه بوشهر
۵ -قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این
ضرب المثل((یه نگاه که حلاله((
۶- کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب..عنکبوت..اتو
زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف..
۷ -ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی
۸ -پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد
هدر میرفت
۹ -افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن
مانتوهای چسبان
۱۰ -پیدا شدن دو نقطه برجستگی جدید اضافه بر برجستگیهای قبلی دختران ایرانی
نظیر دانشگاه و اشپزی
۱۱ -تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر
داف ممکن
خواص ازدواج براي آقايان
_ قبل از ازدواج خوابيدن تا لنگ ظهر، بعد از ازدواج بيدار شدن زودتر از خورشيد. نتيجهگيري اخلاقي: سحرخيز شدن
_ قبل از ازدواج رفتن به سفر بياجازه، بعد از ازدواج رفتن به حياط بااجازه. نتيجهگيري اخلاقي: كسب اعتبار
_ قبل از ازدواج خوردن بهترين غذاها بيمنت، بعد از ازدواج خوردن غذاهاي سوخته با منت. نتيجهگيري اخلاقي: تقويت معده
_ قبل از ازدواج استراحت مطلق بيجر و بحث، بعد از ازدواج كار كردن در شرايط سخت. نتيجهگيري اخلاقي: ورزيده شدن
_ قبل از ازدواج آموزش گيتار و سنتور و... بعد از ازدواج آموزش بچهداري و شستن ظرف. نتيجهگيري اخلاقي: همدردي با خانمها
_ قبل از ازدواج گرفتن پول تو جيبي از پاپا، بعد از ازدواج دادن كل حقوق به خانم. نتيجهگيري اخلاقي: مستقل شدن
خواص ازدواج براي خانم ها
_ قبل از ازدواج وزن ايدهآل با چهرهاي بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوي. نتيجهگيري اخلاقي: آمادگي بدن در مقابله با روزهاي سخت
_ قبل از ازدواج ايستادن در صف سينما و استخر، بعد از ازدواج ايستادن در صف شير و گوشت. نتيجهگيري اخلاقي: آموزش ايستادگي
_ قبل از ازدواج تعطيلات رفتن به ديزين واسكي، بعد از ازدواج در تعطيلات شست و شوي خانه و لباس. نتيجهگيري اخلاقي: پر شدن اوقاتفراغت
_ قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس. نتيجهگيري اخلاقي: شهرت بادآورده
_ قبل از ازدواج صحبت تلفني بيمحاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفي حتي براي ده دقيقه. نتيجهگيري اخلاقي: حفظ عضلات صورت
_ قبل از ازدواج رفتن به سفرهاي هفتگي، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارك سر كوچه. نتيجهگيري اخلاقي: در امنيت كامل به سر بردن
در طي ورزش ، گردش خون بسيار مناسب مي شود : بنابراين جنين به طور مرتب مي تواند باعث رضايت خاطر روحي و همچنين جسمي شما باشد . ورزش راه لذت بخشي براي آماده شدن براي تغييرات دوران بارداري است .
ورزش :
· موجب افزايش آزاد شدن هورمونهايي به نام اندورفين ها شده که باعث کمتر شدن احساس خستگي و افسردگي مي شود .
· موجب کاهش درد پشت ، گرفتگي ساق پا ، يبوست و تنگي نفس مي شود .
· موجب افزايش ميزان انرژي شده و شما را براي دوره زايمان آماده مي نمايد .
· موجب بدست آوردن زودتر شکل مناسب و طبيعي بدن پس از زايمان مي شود .
ورزش ، گردش خون را افزايش مي دهد که در نتيجه به تنظيم فشار خون کمک مي کند . در صورتيکه عضلات ورزيده داشته باشيد .
دوره درد و زايمان را راحت تر پشت سر خواهيد گذاشت . با توجه به اينکه توانايي هاي بدني هر فرد با فرد ديگر متفاوت است ، قبل از شروع و يا ادامه دادن هر يک از نرمشها يا ورزشهائي که در ادامه معرفي مي شود با پزشک خود مشورت نمائيد .
چه ميزان ورزش در طي بارداري توصيه مي شود ؟
شايد انجام ورزش معمول روزانه با توجه به برنامه کاري بسياري شلوغ ، چندان دست يافتني نباشد .
شما مي توانيد بسياري از اين روشها را که در طي بارداري توصيه مي شود در طي فعاليتهاي ديگر روزانه تان انجام دهيد ؛ به طور مثال تمرينهاي لگني ( کف لگن ) در طي شستشوي دندانها انجام مي شود ؛ ورزش پا و قوزک پا را مي توانيد در حاليکه پشت ميزتان نشسته ايد و يا در اتوبوس هستيد انجام دهيد ؛ و يا در حاليکه در حال خواندن کتاب و يا تماشاي تلويزيون هستيد تمرين تيلور را انجام دهيد . تمرينات مکرر ولي کوتاه مدت بهتر از تمرينات طولاني مدت يکبار در روز است . در حالت غيربارداري يک زن مي تواند با استراحت يکساعت و نيمه انرژي خود را ذخيره کند ؛ اما زن باردار ، شايد نيمي از روز براي رهايي از خستگي به استراحت احتياج داشته باشد . پس با خودتان مهربان باشيد و فعاليت تان را محدود کنيد تا برايتان لذت بخش و آرامش بخش باشد .
اینترنت فرصت حضور در عرصه های جهانی را برای تمامی علاقه مندان فراهم نموده است و به همین دلیل است که امروزه ما شاهد میلیون ها سایت و یا وبلاگ در این عرصه می باشیم . بدیهی است که از شرایط موجود صرفا" در جهت اهداف مثبت استفاده نگردد و افراد سودجو نیز اینترنت را مکانی برای شکوفائی پتانسیل های منفی خود بدانند و به نوعی بر روی آن سرمایه گذاری نمایند . ایجاد سایت هائی با ظاهری موجه و ترغیب کاربران برای مشاهده این گونه سایت ها، یکی از متداولترین روش های به دام انداختن و در نهایت سرقت اطلاعات شخصی کاربران است . به نظر می بایست سایت هائی که درخواست اطلاعات شخصی خاصی نظیر شماره کارت اعتباری و مواردی دیگر از این نوع را از کاربران می نمایند ، شناسائی و دارای یک شناسنامه معتبر و مورد اعتماد باشند و به قول معروف جواز انجام این نوع فعالیت ها را از یک مرکز مطمئن و مورد اعتماد گرفته باشند .
گواهینامه های وب سایت ، تلاشی است در جهت تائید یک وب سایت و این که سایت مورد نظر دارای هویتی کاملا" شناخته شده و تائید شده است . آشنائی با این نوع گواهینامه ها می تواند کاربران را در جهت حفاظت از حریم خصوصی یاری نماید .
گواهینامه های وب سایت چیست ؟
در صورتی که یک سازمان تمایل به داشتن یک وب سایت ایمن را داشته باشد که در آن برای دریافت و یا ارسال اطلاعات از رمزنگاری استفاده گردد ، می بایست اقدام به دریافت یک گواهینامه سایت و یا میزبان نماید . شاید این سوال برای شما مطرح شده باشد که چگونه می توان تشخیص داد که یک سایت از رمزنگاری استفاده می نماید ؟ بدین منظور می توان به Status bar پنجره مرورگر خود توجه نمود ، در صورتی که یک آیکون شبیه یک قفل بسته یا همان padlock نمایش داده شود ، به منزله استفاده از رمزنگاری توسط وب سایت مورد نظر است . یکی دیگر از روش های موجود به منظور تشخیص استفاده از رمزنگاری در یک سایت ، مشاهده بخش آدرس برنامه مرورگر است . در چنین مواردی از پروتکل https در مقابل http استفاده می گردد . با حصول اطمینان از این موضوع که یک وب سایت اطلاعات شما را رمز و ارسال می نماید و همچنین دارای یک گواهینامه معتبر است ، یک سطح حفاظتی مناسب در مقابل مهاجمانی که با ایجاد وب سایت های مخرب قصد سرقت اطلاعات شخصی شما را دارند ، ایجاد می گردد.همواره می بایست قبل از ارسال هرگونه اطلاعات شخصی، نسبت به مقصد ارسال اطلاعات اطمینان ایجاد گردد .
در صورتی که یک وب سایت دارای یک گواهینامه معتبر باشد ، این بدان معنی است که یک مرکز معتبر صدور گواهینامه قبلا" تمامی مراحل لازم به منظور شناسائی و تائید هویت سایت را انجام داده است . زمانی که شما یک url را در بخش آدرس برنامه مرورگر خود تایپ می نمائید و یا لینکی را دنبال می نمائید که شما را به یک وب سایت ایمن هدایت می نماید ، مرورگر ویژگی های خاصی را در گواهینامه بررسی می نماید :
· آیا آدرس سایت با آدرس موجود در گواهینامه مطابقت می نماید؟
· آیا گواهینامه توسط یکی از مراکز مجاز که مرورگر قادر به تشخیص آنان به عنوان یک مرکز معتبر و مورد اعتماد می باشد ، صادر شده است ؟
آیا می توان به یک گواهینامه اعتماد نمود ؟
محتویات و ماهیت گواهینامه صادر شده برای یک وب سایت ، سطح اعتماد به سازمان و مرکز صدور گواهینامه را مشخص نموده و این که تا چه میزان می توان به آن اعتماد نمود ؟ مثلا" در صورت مطابقت آدرس وب با آدرس گواهینامه ، صدور گواهینامه توسط یک مرکز معتبر مشخص می گردد و یا در صورتی که گواهینامه صادر شده دارای تاریخ اعتبار لازم باشد ، نشاندهنده این موضوع است که سایتی را که قصد مشاهده آن را دارید ، همان سایتی است که می بایست باشد . در صورتی که به گواهینامه صادر شده اعتماد نگردد ، می بایست از مکانیزم هائی دیگر برای بررسی هویت گواهینامه صادر شده استفاده نمود (مثلا" ارتباط مستقیم با سازمان ) .
با اطمینان به اعتبار یک گواهینامه به نوعی شما مرکز صدور گواهینامه را که این بررسی را برای شما انجام داده است نیز تائید می نمائید . برنامه مرورگر شما به صورت پیش فرض دارای لیستی بالغ بر یکصد مرکز صدور گواهینامه معتبر و تائید شده می باشد . این بدان معنی است که شما صلاحیت یکصد مرکز فوق را به منظور بررسی هویت و اعتبار گواهینامه ها ، پذیرفته اید . قبل از ارسال اطلاعات شخصی می بایست وضعیت گواهینامه را بررسی نمود .
چگونه می توان یک گواهینامه را بررسی نمود ؟
به منظور بررسی گواهینامه یک وب سایت در برنامه های مرورگر IE و یا Mozila می توان از دو روش متفاوت استفاده نمود :
· کلیک بر روی padlock موجود در status bar پنجره برنامه مرورگر
· استفاده از ویژگی certificate در منوی Options
در ادامه ، اطلاعات متنوعی در خصوص گواهینامه نمایش داده می شود :
· چه کسی گواهینامه را صادر نموده است ؟ آیا گواهینامه توسط یک مرکز معتبر و مورد اطمینان صادر شده است ؟ ( در این رابطه ممکن است با اسامی متفاوتی نظیر VerSign,thawte و یا Entrust برخورد نمائید ) . برخی سازمان ها ممکن است دارای مراکز صدور گواهینامه مختص به خود باشند که از آنان به منظور صدور گواهینامه برای سایت های داخلی نظیر اینترانت استفاده می گردد .
· گواهنیامه صادر شده متعلق به چه کسی است ؟ گواهینامه می بایست برای سازمانی که دارای وب سایت مربوطه است ، صادر شده باشد . هرگز گواهینامه هائی را که نام آنان با نام سایت و یا شخص مورد نظر مطابقت نمی نماید ، تائید ننمائید.
· مدت زمات اعتبار گواهینامه : اکثر گواهینامه ها برای یک و یا دو سال صادر می گردند . در این رابطه یک استثناء نیز وجود دارد و به مواردی بر می گردد که گواهینامه برای خود مرکز صدور گواهینامه صادر شده باشد. این نوع گواهینامه ها معمولا" دارای اعتباری ده ساله می باشند . همواره مدت زمان اعتبار یک گواهینامه را بررسی نموده و نسبت به گواهینامه هائی که دارای اعتباری بیش از دو سال می باشند و یا تاریخ اعتبار آنان به اتمام رسیده است ، حساسِت داشته باشید .
در صورتی که در خصوص اعتبار یک گواهینامه تردید دارید و یا دارای ابهاماتی در خصوص ایمن بودن یک سایت می باشید ، هرگز اطلاعات شخصی خود را برای آنان ارسال ننمائید . قبل از ارسال هرگونه اطلاعات شخصی، می بایست سیاست های اعلام شده وب سایت مورد نظر در خصوص رعایت محرمانگی اطلاعات مطالعه گردد تا مشخص گردد که آنان با اطلاعات ارسالی شما چه کار خواهند کرد .
فتحعلي اويسي خيلي دير متوجه شد كه چه استعدادي در نقشهاي طنز دارد، شايد اگر زودتر متوجه ميشود خود را در اين قالب جا ميداد، او كه تحصيلاتش را در آمريكا گذراند، به جز بازي در مجموعههاي طنز تلويزيوني در چند سال اخير، در فيلمهاي زيادي نقشهاي به يادماندني ايفا كرد، ناخدا خورشيد، سرب، بانو، ميخواهم زنده بمانم و همچنين بازي در مجموعه «سردار جنگل» نقشهاي به يادماندني اوست، خيليها بر اين عقيدهاند كه اين بازيگر پا به سن گذاشته، هنوز هم لايه هاي ناشناخته اي در بازيگري دارد كه شايد روزي آن ها را هم به منصه ظهور برساند، بازيگري كه ميميك صورتش بينظير است. او هم ميتواند با نوع نگاهش و در هم كشيدن ابروان، هر بچه و آدم بزرگي را بترساند و هم ميتواند با چهره بشاش و خندههاي متوالياش، شما را به ريسه بيندازد. فتحعلي اويسي
بازيگري است كه بايد او را تمجيد و تقدير كرد، بخوانيد كه او چه ميگويد:

* قبل از انقلاب من در آمريكا بودم و هشت سال در رشته بازيگري و كارگرداني در دانشگاه ايالتي تگزاس تحصيل ميكردم، فعاليتهاي من تنها دانشجويي بود و فعاليتهاي حرفهاي نداشتم، بيشتر فيلمهاي كوتاه ميساختيم.
* قبل از انقلاب هيچ فعاليت هنري در ايران نداشتم و از سال 55 به ايران برگشتم.
* تا وقتي تئاتر بازي نكنيد مزه آن را حس نخواهيد كرد، شنيدهام و استنباط من اين است كه تئاتر زنده است و بازيگري روي صحنه آن خيلي زيباست، تجربهاي نداشتهام ولي وقتي سر صحنه فيلم، بازي ميكنيم و مردم جمع ميشوند در صحنههاي خندهدار ميخندند و اگر حزنآور باشد غمگين ميشوند، به اين دليل فكر ميكنم تئاتر خيلي ميتواند جذاب باشد چون مستقيم با عكسالعمل تماشاگر و مخاطب برخورد دارد.
* علاقه من بيشتر به بازيگري بود تا كارگرداني، دو سال پياپي در سالهاي 47 و 48 در دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران امتحان دادم و در آزمون شفاهي قبول شدم اما در امتحان كتبي نمره قبولي نگرفتم، آن موقع اسماعيل شنگله و حميد سمندريان امتحان ميگرفتند. بعد از قبول نشدنم در سال دوم حضورم در امتحان ورودي، چون به اين رشته علاقه داشتم و قبوليم در امتحانهاي شفاهي نشان ميداد استعداد دارم به نظرم رسيد بروم خارج از كشور، به سمندريان گفتم اگر شده بروم خارج ميروم و در اين رشته تحصيل ميكنم، دو سال قبل با آقاي سمندريان يك تلهتئاتر تلويزيوني كار كردم و دقيقا اتفاقات آن سالها يادش بود.
* بازيگري يعني قالب تهي كردن و رفتن به كالبدي ديگر، دوست دارم كه قالب تهي كنم و به كالبد و قالبي ديگر وارد شوم حالا چه طنز باشد چه جدي، خلاقيت را هم دوست دارم. خلاقيت از صفات بارز الهي است هر چند فقط او خالق واقعي به حساب ميآيد اما همين كه در هنر ميتوانيم اثري خلق كنيم، دوست داشتني و ارضاكننده خواهد بود حالا ميخواهد در
نقاشي باشد، شاعري يا بازيگري.
* اگر فردا يك داستان به من بدهند براي كارگرداني كه آن را دوست داشته باشم و با روحيات و ذائقهام سازگار و جور در بيايد براي ساختن آن از جان هم مايه ميگذارم همان طور كه اگر يك نقش زيبا و جانانه هم ارائه شود رد نخواهم كرد.
* از بچگي آواز ميخواندم و به صوت و صدا گرايش داشتم، به همين دليل در اين آخر عمري در تيتراژهاي پاياني سريالها «قار و قوري» كرديم.
* چندين آهنگ به عنوان يك كاست رديف كردهايم كه هنوز اشكالات آن برطرف نشده و اگر برطرف شود به بازار ميآيد، دوست دارم. كار قابل قبول و ارزشمندي باشد نه اينكه بيرون دادن يا ندادنش فرقي با هم نكند، دوست ندارم آبكي در بيايد و به فراموشي سپرده شود، يك سال است با عليرضا پسرم كه هماهنگسازي و همخواني در آن را برعهده دارد كار ميكنيم، يك كمكهايي هم اميد حجت كرده، زمان ارائهاش بستگي دارد به پيگري و جدي بودن ما، انشاءا… يك روز ميآيد و بايد بيايد.
* برخي فيلمنامهها را كه ميخوانم ميبينم نقشي كه برايم تعريف شده مال من نيست و بغلي آن به من ميخورد، به
طور مثال در فيلم رضا و اصغر وجود دارد كه ميخواهند رضا را بدهند به من ولي وقتي فيلمنامه را مطالعه ميكنم ميبينم اصغر مال من است، اين بيشتر راه دستم است كه خودم نقش را از فيلمنامه انتخاب كنم تا اينكه به من تكليف شود.
* به همان اندازه كه مردم عامي كوچه و بازار به ما لطف دارند اگر مسئولان به دادمان برسند ميتوانيم تمام توان خود را معطوف كار و فعاليت در حيطه كاريمان كنيم، به عنوان مثال اگر بچهها مشكل مسكن نداشته باشند كه مشكل عمومي است شايد دغدغههاي خود را كنار بگذارند و اين چند صباح باقي مانده را بيشتر در خدمت مردم باشند و به آنها خدمت كنند اما وقتي يك مشكل اساسي دارند آن مشكل كارشان را هم تحتالشعاع قرار ميدهد.
* هزينهاويسي شدن برابري ميكند با شصت سال استمرار و مصر بودن براي يادگيري و عرضه آن به نسل آينده و نسلهاي آينده تمام فراز و نشيبها، بالا و پايينها، داشتن و نداشتنها و خون دلخوردنها در پشت صحنه باعث شده در 62 سالگي تازه مورد قبول تعداد اندكي بيننده قرار بگيرم، اينها چيزي نبوده كه من يك شبه بتوانم آن را فتح كنم، حاصل 61 سال زندگي بوده، حاصل 61 سال مرارت، پشتكار و تلاش شبانهروزي كه هزينه كمي به حساب نميآيد، نميشود گفت آسان به دست آمده، من يك شبه ره صد ساله نرفتم بلكه شصت ساله ره يك شبه رفتم.
* يكي از هفتهنامهها يا روزنامهها نوشته بود «اويسي و تولد در 62 سالگي»، اينكه من تازه متولد شدهام حرف قشنگي بود اما اگر در سنين بالا توانستم رضايت مخاطب را جلب كنم لطف خدا بوده و اميدوارم بتوانم جوابگوي محبت خداوند باشم، تا آن لحظه كه قادر باشم كار خواهم كرد و بنويس هنوز وقت بازنشستگي نرسيده است، من به شخصه اول راه هستم و فكر ميكنم هنوز كاري نكردهام.
* ما هفت، هشت برادر بوديم و مي داني كه در زمان بچگي دوچرخه وسيله خيلي جذابي به حساب ميآيد، اگر پدرم ميخواست براي همه ما پسرها دوچرخه بخرد بايد هزينه سنگيني پرداخت ميكرد اگر هم يك عدد ميخريد به طور حتم پشت سر هم دعوا به پا بود كه چه كسي سوار آن شود، من گاهي به پدرم ميگفتم پدر برايم دوچرخه نميخري، آن خدا بيامرز وقتي عصباني بود ميگفت: «دوچرخهام كجا بود» اما وقتي شاد بود ميگفت «دوچرخهام برات ميخرم» كه آخرش هم نخريد، در سريال بدون شرح هم وقتي براي اولين بار بيژن بنفشهخواه به عنوان عكاس مجله گفت دوربين ديجيتال ميخواهم ياد حرفهاي پدرم افتادم، در حقيقت اين اصطلاح كه خيلي هم سر زبانها افتاد و هنوز نيز آن را ميشنوم يادگاري پدرم هست و از او به ارث بردم.
* بازي كلينت ايستوود در «يك دلار سوراخ شده» خيلي من را تحت تاثير قرار داد و هميشه دلم ميخواست يك فيلم وسترن خيلي خوب بازي كنم، اكثر فيلمهاي جانوين را هم دوست داشتم، دلم ميخواست جاي او باشم با همان كلاه و لباس كابوي و حركاتي كه انجام ميداد.
* «بدون شرح» را خيلي دوست داشتم، همچنين نقش «مشت علي شاه» در ميرزا كوچكخان جنگلي يا نقش «ايلچي طغاي» در سربداران، از نقش سرهنگ در فيلم «ناخدا خورشيد» ناصر تقوايي هم خيلي خوشم آمد، اولين نقشي بود كه وقتي خواندم با رضايت كامل رفتم سركار و ميدانستم مال من است.
* سال 1361 كمترين دستمزدم را براي كار در سريال سربداران گرفتم آن هم ماهي سه، چهار هزار تومان، براي آن سريال يك سالي سركار بوديم.
* در 21 ديماه 1324 در قم به دنيا آمدم.
* در قم، زاهدان، مشهد، محلات، تبريز، تهران و هفت سال و نيم هم در ايالت تگزاس آمريكا زندگي كردم.
* ديپلم طبيعي در كنار ليسانس بازيگري و كارگرداني كه در شهر آستين مركز ايالت تگزاس گرفتم.
* در رياضيات هميشه ضعيف بودم اما صفر نگرفتم، پايينترين نمرههايم شش، هفت و هشت بوده است، هيچ وقت بيغ نبودم يكي دو سوال رياضي را جواب ميدادم، درسهاي طبيعيام خيلي خوب بود چون پزشكي را خيلي دوست داشتم.
* واليباليست بودم البته حرفهاي نه، در حد دبيرستان، پنج شش ماه هم رفتم كشتي آزاد آن موقع كلاس نهم بودم، ديدم قد من براي كشتي بلندتر از حد معمول است و ادامه ندادم، دوخم، يك خم، سالتو و سرزيربغل را خوب ياد گرفته بودم، يك خم را خوب ميگرفتم چون دستهام بلند بود اما براي دوخم بايد شيرجه ميزدم و پاهاي طرف را ميگرفتم، كه حوصلهاش را نداشتم.
* فوتبال هم بازي كردهام اما چون قدم بلند بود فوتباليست خوبي نشدم و مرتب زمين ميخوردم آن موقعها من بك راست بودم چون حوصله دويدن نداشتم، در زمين غروي قم فوتبال بازي ميكردم.
* برزيل و فوتبال اين كشور را دوست دارم و از پله خيلي خوشم ميآمد آن هم به شدت، راستي به تازگي همايون بهزادي را در سالن بسكتبال امجديه ديدم او هم از بازيكنان مورد علاقه من بود
• آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است
• وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما
• سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد
• اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید
• • افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
• پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر
• كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم
• ارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید
• انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند
• همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد
• تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است
• دشوارترین قدم، همان قدم اول است
• عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
• آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد
• • وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
• در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
• امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست
• برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست
• امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم
• بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید
• آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند
• هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود
• اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
• صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست
• وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند
• كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
• كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند
• بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی
• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید
• اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید
• خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید
• خداوند به هر پرندهای دانهای میدهد، ولی آن را داخل لانهاش نمیاندازد
• درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش
• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است
• كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند
• هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد
• كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
• اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
• اینكه ما گمان میكنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم .
*************************************************![]()
*****************************************************![]()
ای کاش روزی تمام آرزو هایمان پاک پاک بود
ای کاش روزی قدرت عشق از ترس بیشتر بود
ای کاش روزی تمام عاشقان به عشق خود برسند
ای کاش قلبها یشان فقط و فقط برای عشقی پاک میتپید
ای کاش روزی دل من هم دلداری داشت جز تنهایی جوانی
ای کاش روزی در این ای کاش هایمان دیگر ای کاشی نباشد
نوشته شده توسط علی صادقیان![]()
......................................
سیریوس یکی از آخرین افرادی است که در خانه ی بسیار قدیمی و اشرافی بلک متولد شد یک خانواده ی بزرگ و معرو به جادوگران شیطانی . اعضای شناخته شده ی خاندان بلک شامل افراد زیر هستند :
نارسیسا بلک: کسی که پس از ازداج با لوسیوس مالفوی نامش را به نارسیسا مالفوی تغییر داد.
آندرو مدا بلک: که با یک مشنگ به نام تد تونکس ازدواج کرد و تنها فرزند آنها نیمفادورا تونکس یک آرور تبدیل شونده است.
بلاتریکس بلک: که با ردولفوس لسترنج ازدواج کرد .
و در آخر ریگولاس بلک: برادر سیریوس که به فرمان ولدمورت کشته شد .
سیریوس بلک بهترین دوست جیمز پاتر ( پدر هری پاتر ) بود در حقیقت جیمز و لیلی سیریوس را به عنوان پدر خوانده ی هری انتخاب کرده بودند .سیریوس یک آنیماگی است این به این معنی است که او می تواند در مواقع لزوم تبدیل به یک حیوان (سگ) بشود دوستانش نام مستعار نمد پا را برای او انتخاب کردند وقتی هری رون و هرمیون در جایی از داستان هری پاتر و جام آتش سعی در ارتباط با سیریوس دارند از آنجایی که سیریوس تغییر شکل داده و به اصطلاح پنهان شده او را اسنافل خطاب می کنند و وانمود میکنند که او یک سگ ولگرد دوست داشتنی است. خانواده ی سیریوس از وفاداران به ولدمورت بوده اند آنها از جمله جادوگرانی بودند که اعتقاد داشتندکه جهان باید از وجود خون لجن ها و دورگه های مشنگ پاکسازی شود. این شهرت خانواده ی بلک باعث شد تا جامعه ی جادوگری به سرعت و به راحتی اتهام قتل یازده مشنگ را که به سیریوس زده شده بود بپذیرند و او را بدون محاکمه روانه ی زندان آزکابان کنند . جائیکه سیریوس مدت 12 سال را بدون هیچ گناهی و با عذاب وجدانی وصف ناشدنی سپری کرد. یکی از اشتباهات رولینگ در داستان این است که او توضیح نداده چرا پس از دستگیری سیریوس بلک ( با وجود اینکه اعتقاد داشتند او نزدیکترین همکار ولدمورت است و در تمام جنایت های او دست داشته) از معجون حقیقت برای بازجویی او استفاده نکردند تا شاید اطلاعاتی در مورد مکان اختفای ولدمورت بدست آورند. یا شاید جادوگران قدرتمند این قدرت را دارند که از اطلاعات خود در برابر معجون محافظت کنند.
در طول داستان هری پاتر و زندانی آزکابان سیریوس بلک پس از 12 سال از آزکابان می گریزد . با امید به اینکه پیتر پتی گرو را در هاگوارتز پیدا کند و او را به سزای اعمال خیانت کارانه اش برساند . کسی که با خیانت خود باعث قتل دو تن از بهترین یارانش و حبس زجر اور دوست دیگرش شد. طی جریاناتی که در کتاب سوم اتفاق می افتد هری عاقبت به بیگناهی پدر خوانده اش پی می برد و در انتها هر چند نمیتواند این موضوع را ثابت کند اما موجبات فرار سیریوس از دست اسنیپ و نگهبانان آزکابان را فراهم می کند. در هری پاتر و محفل ققنوس سیریوس بلک به دستور دامبلدور به لندن باز می گردد و خانه ی قدیمی و اشرافی اش را که ارث خانوادگی او محسوب می شود در اختیار دامبلدور می گذارد تا از آن به عنوان پایگاه سری محفل ققنوس استفاده کند. سیریوس بلک پس از فرار از زندان همواره تحت تعقیب بوده و یک آرور روی پرونده ی او کار می کند. آروری که روی پرونده ی فرار سیریوس فعالیت می کند یکی از اعضای کلیدی و مهم محفل ققنوس است : کینگزلی شکلبولت . او از طرف دامبلدور این دستور را دارد که به وزارت خانه اعلام کند بلک هنوز در تبت به سر می برد. برای سر سیریوس بلک یک میلیون جایزه تعیین شده است که این مقدار باعث اعتراض و ناراحتی همیشگی او است.
هنگامی که سیریوس بوسیله ی شبکه ی فلو با هری ارتباطی کوتاه در هاگوارتز برقرار می کند توسط یکی از جاسوسان وزارت خانه به نام دولورس آمبریج شناسایی می شود. سیریوس همواره در صدد است تا به هری این موضوع را بفهماند که خواب های پریشان او در مورد ولدمورت فقط ناشی از خستگی امتحانات است . اما این خوابهای شوم عاقبت سیریوس را به کام مرگ می کشاند .
اسرار به ظاهر غیر ضروری هری توسط خدمتکار خائن سیریوس کراچر برای مرگ خواران فاش می شود . اینکه او سیریوس را مانند پدر و بهترین دوست خود می داند باعث میشود که ولدمورت این توهم شوم را به هری القا کند که سیریوس اسیر مرگ خواران شده در حالی که به واقع این طور نیست . هری به وزارت خانه می رود تا پدر خوانده اش را نجات دهد و از طرفی پدر خوانده اش به آنجا می رود تا هری را نجات دهد . او سر انجام طی یک درگیری مرگبار با دختر عمویش بلاتریکس کشته می شود .( بیهوش شده و به آن سوی پرده ی اسرار آمیز مرگ سقوط می کند )
پس از مرگ او در کتاب پنجم عاقبت در کتاب ششم جامعه ی جادوگری به بیگناهی او پی می برند .
توضيحات:
1- چربيها، روغنها و شيريني جات (در مصرف آنها امساك كنيد)
2- گوشت قرمز، مرغ، ماهي، تخم مرغ، آجيل جات، لوبيا (3-2 واحد) يك واحد شامل:90-60 گرم گوشت لخم ماهي، مرغ و قرمز و يا 2/1 فنجان لوبياي پخته و يا 2 عدد تخم مرغ و يا 2/1 فنجان آجيل جات.
3- شير، ماست و پنير (3-2 واحد) يك واحد شامل: 1 فنجان شير و يا ماست و يا 2 برش از پنير و يا 2/1 يك فنجان بستني.
4- ميوه جات (4-2 واحد) يك واحد شامل: يك عدد سيب، پرتغال و يا موز متوسـط و يــا 2/1 فنجان كمپوت ميوه و يا 2/1 فنجان آب ميوه.
5- سبزيجات (5-3 واحد) يك واحد شامل: 1 فنجان سبزي خام و يا پخته شده و يا 4/3 فنجان عصاره سبزيجات.
6- نان، برنج، اسپاگتي و حبوبات (11-6 واحد) يك واحد شامل: 2 تكه نان و يا 60 گرم حبوبات و يا 2/1 فنجان برنج و يا ماكاراني پخته.
در این مقاله نظری اجمالی به یک رژیم غذایی سالم داریم و هـمچنین مطالبی در مورد جلوگیری از چاقی، و تشخیص مواد غذایی خوب و بد در رژیم غذایی خواهیم داشت. با وجود این هـمـه غـذاهای هـوس بـرانــگیز خیــلی مشکل است که بتوانیم یک رژیم غذایی سالم داشته باشیم. باور کـنـیــد یا نه اما به هر حال اگر از هرم غذایی که دربرگیرنده چهار گروه اصلی غذایی است پیروی کنید، به راحتی می توانید مواد مغذی مورد نیاز را به بدنتان برسانید و در عین حال از افزایش وزن خود جلوگیری نمایید. تنها نکته ای که باید به یاد داشته باید این است که میزان هر وعده را در حد معینی نگه دارید. در این میان به میزان کالری مصرفی نیز باید توجه خاصی مبذول کنید.
ادامه اين مطلب رو از اينجا بگيريد
password:lordesyah
پنج آدم خوار به عنوان برنامه نويس در يک شرکت رايانه اي استخدام شدند. هنگام مراسم معارفه و خوش آمدگويي ، رييس شرکت به گروه آدم خواران گفت: «از اين پس ، شما همه جزو تيم ما هستيد. اينجا مي توانيد حقوق خوبي بگيريد و در غذاخوري شرکت هر مقدار غذا ، از هر نوع ، گوشتي و غير گوشتي که دوست داريد بخوريد. بنابراين خواهش مي کنم فکر خوردن کارکنان ما را از سر خود بيرون کنيد!»
آدم خوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاري نداشته باشند. چهار هفته بعد ، رييس شرکت به آن ها سر زد و گفت: «شما خيلي سخت کار مي کنيد و به همه ي تعهدات خود پايبند هستيد. من از همه ي شما راضي هستم ، ولي يکي از برنامه نويس هاي ما ناپديد شده است. آيا کسي از شما مي داند که چه اتفاقي براي او افتاده است؟»
آدم خوارها اظهار بي اطلاعي کردند. بعد از اينکه رييس شرکت رفت ، مدير آدم خوارها از بقيه پرسيد: «کدام يک از شما نادان ها اين برنامه نويس را خورده ايد؟ ما چنين قراري نداشتيم.» يکي از آدم خوارها با ترديد دستش را بالا آورد.
مدير آدم خوارها گفت: «اي احمق ! چرا اين کار را کردي؟! ما در اين چهار هفته مديران کل و مديران ارشد پروژه ها را خورديم و هيچ کس چيزي نفهميد. حالا تو آن برنامه نويس را خوردي و رييس متوجه شد. لطفاً از اين به بعد ، افرادي را که کار مي کنند نخوريد !!!»![]()
***************************************************![]()
يه زخم کهنه روي بالم
يه آسمون که چشم به رام نيست
به غير واژه غريبي
چيزي توي ترانه هام نيست
حتي يه آينه پيش روم نيست
که اسممو يادم بياره
تنها ترين مسافر شب
تو خلوتم پا نميزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هيچي از من نميدوني
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نميموني
دل من از نژاد عشق
از تو و از ترانه لبريز
يه دنيا غم توي صدامه
مثل سکوت تلخ پاييز
رنگ پرنده غريبم
من از نژاد آسمونم
ميون اين همه ستاره
من يه شهاب بي نشونم
نوشته شده توسط علی صادقیان ![]()
قانون پايستگي عشق: عشق بوجود مي آيد,ولي هرگز از بين نمي رود,بلکه از صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود
عشق ميگن علاقه***نه كفگيرو ملاقه***دوستت دارم يه عالمه***اندازه يه قابلمه***من عاشق تو هستم***تو قابلمه نشستم*** يه لنگه كفش تو دستم***منتظر تو هستم
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست
خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!
زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم
نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم..
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه
عشق يعني يک سلام بيجواب:::::::::::: :عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن ............ .عشق يعني قطره و باران شدن............ ......... ..... عشق يعني يک شقايق غرق خون ............ ........عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!....... ......... .... عشق يعني سوز ني آه و شبان ............ ..عشق يعني معني رنگين کمان
دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
اسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو
رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني
برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من مي نويسم .. ...من ... مي نويسم دوست دارم
ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم 0:-)
بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي....بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک :-(
سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد
بوسه زلب هاي تو در خواب گرفتم گويي که گل از چشمه ي مهتاب گرفتم در برکه ي اشکم همه دم نقش تو ديدم اين هديه ي خوبيست که از آب گرفتم هرگز نتواني که زمن دور بماني چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم
سلامتی سه تن ناموس و رفیق و وطن سلامتی سه کس سرباز و زندونی و بی کس
اگر ديدی ۱۰۰نفر دوست دارن يکيش منم. لوتی اگر ديدی ۱۰ نفر دست دارن يکيش منم. اگر ديدی يک نفر دوست داره اون يکی منم. اگر ديدی کسی دوست نداره بدون من مردم
به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم موندو همدم و مونسم شد
عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي!؟
مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت ، زنبیل سنگین را داخل خانه كشید .
پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و میخواست كار بدی را كه تامی كوچولو انجام داده ، به مادرش بگوید .
وقتی مادرش را دید به او گفت: « مامان ، مامان ! وقتی من داشتم تو حیاط بازی میكردم و بابا داشت با تلفن صحبت می كرد
تامی با یه ماژیك روی دیوار اطاقی را كه شما تازه رنگش كرده اید ، خط خطی كرد ! »
مادر آهی كشید و فریاد زد : « حالا تامی كجاست؟ » و رفت به اطاق تامی كوچولو.
تامی از ترس زیر تخت خوابش قایم شده بود ، وقتی مادر او را پیدا كرد ، سر
او داد كشید : « تو پسر خیلی بدی هستی » و بعد تمام ماژیكهایش را شكست و
ریخت توی سطل آشغال .
تامی از غصه گریه كرد. ![]()
ده دقیقه بعد وقتی مادر وارد اطاق پذیرایی شد ، قلبش گرفت و اشك از چشمانش سرازیر شد .
تامی روی دیوار با ماژیك قرمز یك قلب بزرگ كشیده بود و درون قلب نوشته بود: مادر دوستت دارم! ![]()
![]()
![]()
مادر درحالیكه اشك میریخت به آشپزخانه برگشت و یك تابلوی خالی با خود آورد و آن را دور قلب آویزان كرد.
بعد از آن ، مادر هرروز به آن اطاق می رفت و با مهربانی به تابلو نگاه میگرد!![]()
نوشته شده توسط علی صادقیان ![]()
عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:
مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:
1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:
* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.
* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.
همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.
2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.
* دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.
دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.
3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.
4- مرحله صمیمیت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.
یك پسر كوچك از مادرش پرسید: چرا گریه می كنی
مادرش به او گفت : زیرا من یك زن هستم .پسر بچه گفت: من نمی فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می كند
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به یك مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می كنند
بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را می
داند .او از خدا پرسید : خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می كنند؟
خدا گفت زمانی كه زن را خلق كردم می خواستم كه او موجود به خصوصی باشد
بنابراین شانه های او راآن قدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش
بكشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد كه به بقیه آرامش بدهد
من به او یك نیروی دورنی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش
راداشته باشد ووقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز
داشته باشد
به او توانایی دادم كه در جایی كه همه از جلو رفتن ناامید شده اند او
تسلیم نشود و همچنان پیش برود . به او توانایی نگهداری از خانواده اش را
دادم حتی زمانی كه مریض یا پیر شده است بدون این كه شكایتی بكند
به او عشقی داده ام كه در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد
حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم كه شوهرش را دوست
داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش كند تا جایی در قلب شوهرش
داشته باشد.به او این شعور را دادم كه درك كند یك شوهر خوب هرگز به همسرش
آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسر ش را آزمایش می كند وبه او
این توانایی را دادم كه تمامی این مشكلات را حل كرده و با وفاداری كامل در
كنار شوهرش با قی بماند
و در آخر به او اشك هایی دادم كه بریزد .این اشك ها فقط مال اوست و تنها
برای استفاده اوست در هر زمانی كه به آن ها نیاز داشته باشد. او به هیچ
دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشك می ریزد
خدا گفت : زیبایی یك زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست ، ودر قلب او جایی كه عشق او به دیگران در آن قرار دارد.![]()
![]()
![]()
کامپیوترهای پیشرفته قادر به انجام عملیات گرافیکی زیادی می باشند. سیستم های عامل با رابط کاربر گرافیکی ، بازیهای کامپیوتری ، انیمشن و طراحی سه بعدی و ... از جمله مواردی می باشند که انجام آنها نیازمد وجود سیستمی با توان گرافیکی بالا می باشد. در صورت استفاده کامپیوتر در مواردی نظیر : تایپ ، صفحات گسترده ، کاربردهای ساده تجاری و ... ، لزومی به داشتن سیستمی با توان گرافیکی بالا نخواهد بود.
کارت های گرافیک را می توان با استفاده از یکی از روش های زیر در کامپیوتر نصب کرد:
· OnBorad . تراشه گرافیک بر روی برد اصلی قرار دارد.
· PCI . کارت گرافیک در یکی از اسلات های PCI نصب می گردد.
· AGP . کارت گرافیک در اسلاتی نصب خواهد شد که مخصوص کاربردهای گرافیکی طراحی شده است .
به منظور ارسال تصاویر ویدیوئی ، نمایش بازیهای کامپیوتری ، به کارت هائی با بازدهی بمراتب بیشتر از PCI نیاز است . در سال 1996 شرکت اینتل (AGP(Accelerator Graphics Port را که نسخه اصلاح شده ای از گذرگاه های PCI است ، عرضه نمود. هدف از طراحی تکنولوژی فوق،ارائه تصاویر ویدئویی و انجام عملیات گرافیکی با سرعت بالا است .شکل زیر معماری بکارگرفته شده در یک سیستم پنتیوم سه را که از AGP استفاده می کند ، نشان می دهد.
کارت های گرافیک که قبل از ارائه تکنولوژی AGP تولید می گردیدند، از یک گذرگاه برای ارتباط با پردازنده استفاده می کردند. گذرگاه یک کانال ارتباطی و یا مسیر بین عناصر سخت افزاری موجود در یک کامپیوتر است . تکنولوژی AGP مبتنی بر تکنولوژی PCI است که به آن "گذرگاه AGP " نیز گفته می شود ، تکنولوژی فوق به منزله یک گذرگاه سیستم نمی باشد و یک اتصال نقطه به نقطه (Point-to-Point) است . به عبارت دیگر در تکنولوژی فوق تنها دستگاهی که از طریق AGP به پردازنده و حافظه ، مرتبطه می گردد ، کارت گرافیک است . در مسیر مربوطه هیچگونه توقفی وجود نداشته و نمی توان ادعا نمود که AGP یک گذرگاه اشتراکی است.
تکنولوژی AGP نسبت به PCI دارای ویژگی های زیر است :
§ کارائی سریعتر
§ دستیابی مستقیم به حافظه
شکل زیر یک کارت گرافیک AGP را نشان می دهد.
AGP به منظور افزایش کارآیی خود از چندین روش استفاده می نماید :
· AGP یک گذرگاه 32 بیتی با سرعت 66 مگاهرتز است . این بدان معنی است که در یک ثانیه می توان 32 بیت داده را 66 میلیون مرتبه انتقال داد.
· بر روی گذرگاه AGP دستگاه دیگری وجود ندارد بنابراین کارت گرافیک اجباری به اشتراک گذرگاه نخواهد داشت . در چنین حالتی کارت گرافیک قادر به عملیات خود با حداکثر ظرفیت و پتانسیل خواهد بود.
· AGP از روش Pipelining برای افزایش سرعت استفاده می نماید. در روش فوق برای بازیابی داده از مدلی مشابه فرآیندهای موجود در خط تولید استفاده می گردد.کارت گرافیک در پاسخ به یک درخواست ( سیگنال ) ، چندین بلاک داده را دریافت خواهد کرد.
روش Pipelining مشابه سفارش غذا در یک رستوران است . فرض کنید قصد سفارش غذای مورد علاقه خود را در یک رستوران داشته باشید .پس از آماده شدن، غذای مورد نظر در اختیار گذاشته می گردد در ادامه مجددا" غذای بعدی مورد علاقه خود را سفارش و منتطر آماده شدن خواهید ماند. در مدل فوق فرآیند تکراری : سفارش غذا(داده) و انتظار برای تامین خواسته به صورت تکراری انجام خواهد شد. می توان روش ثبت سفارش خود را تغییر و در ابتدا تمامی خواسته های خود را مشخص کرد. بدیهی است در چنین مواردی زمان انتظار بین سفارشات متعدد حذف خواهد گردید. در تکنولوژی AGP از روشی مشابه برای بازیابی داده استفاده می گردد.
یکی دیگر از علل افزایش کارائی تکنولوژی AGP ارتباط مستقیم آنها با حافظه است . ویژگی فوق از خصایص بسیار مهم AGP است . Texture Map مهمترین عنصر موجود در یک کارت گرافیک بوده و حجم بالائی از حافظه یک کارت گرافیک را اشغال می نماید. با توجه به این که قیمت حافظه کارت های گرافیک بالا بوده و از لحاظ ظرفیت نیز دارای محدودیت هائی می باشند ، میزان و تعداد Textures استفاده شده در کارت های گرافیک اولیه محدود بوده است . در سیستم های مبتنی بر AGP با استفاده از قابلیت های حافظه سیستم، می توان اطلاعات مورد نطر را در حافظه کارت گرافیک ذخیره نمود .
در یک سیستم مبتنی بر PCI هر Texture Map دو مرتبه ذخیره می گردد. در ابتدا از هارد به حافظه سیستم منتقل و در آنجا مستقر خواهد شد. زمانی که می بایست از داده فوق استفاده گردد، از طریق حافظه سیستم در اختیار پردازشگر گذاشته خواهد شد. در ادامه نتایج از طریق گذرگاه PCI برای کارت گرافیک ارسال می گردند. در این حالت اطلاعات مجددا" در FramBuffer کارت گرافیک ذخیره خواهند شد. در حقیقت هر Texture Map پس از پردازش دو مرتبه ذخیره می گردد ( یکی توسط سیستم و دیگری توسط کارت گرافیک )
AGP صرفا" یک مرتبه Texture Map را ذخیره می نماید. امکان فوق با استفاده از یک بخش خاص با نام Graphics Address Remapping Table ) GART) موجود بر روی تراشه AGP میسر می گردد. GART ، بخشی از حافظه سیستم را به منظور نگهداری Texture maps استفاده می نماید. در چنین حالتی کارت گرافیک و پردازنده این تصور را خواهند داشت که Texture در FramBuffer کارت گرافیک می باشد.
همانگونه که مشاهده گردید، در یک کارت فاقد تکنولوژی AGP هر texture دو مرتبه تکرار و پردازنده مجبور به انجام عملیاتی اضافه است . اندازه و تعداد texture نیزمحدود به FrameBuffer است .تمام عوامل فوق در کارت های مبتنی بر AGP بهبود یافته است و همین امر باعث افزایش کارآئی آنان شده است .
انواع AGP
سه نوع مشخصه متفاوت برای AGP وجود دارد :
§ AGP 1.0
§ AGP 2.0
§ AGP Pro
AGP 2.0 که شامل AGP 1.0 نیز می باشد از سه حالت (یک سرعته ، دو سرعته ، چهار سرعته) متفاوت برای عملیات استفاده می نماید.در سه حالت فوق از سرعت 66 مگا هرتز استفاده می گردد ولی کارت های گرافیک 2x ، در هر سیکل دو مرتبه اطلاعات خود را ارسال و یک کارت گرافیک 4x در هر سیکل چهار مرتبه داده ها را ارسال می نماید.جدول زیر ویژگی هر یک از حالات فوق را نشان می دهد.
|
Mode |
Approximate |
Transfer Rate |
|
1x |
66 MHz |
266 MBps |
|
2x |
133 MHz |
533 MBps |
|
4x |
266 MHz |
1,066 MBps |
AGP Pro بر اساس مدل AGP 2.0 ایجاد شده و از اسلات بزرگتری استفاده و دارای امکانات ویژه برای استفاده حرفه ای از کارت های گرافیک است . کامپیوترهای که دارای اسلات از نوع AGP Pro و یا AGP 2.0 می باشند قادر به استفاده از کارت های AGP 1.0 و AGP 2.0 می باشند. اسلات AGP 1.0 با سایر مدل های فوق سازگار نخواهد بود.
شرکت اینتل قصد ارائه کارت جدید AGP8X را دارد.جدول زیر مشخصات تکنولوژی فوق رانشان می دهد.
|
Mode |
Approximate |
Transfer Rate |
|
8x |
533 MHz |
2,133 MBps |
وضعیت گذرگاهها قبل از AGP
اولین گذرگاه کامپیوترهای شخصی، هشت بیتی و با سرعت 4.77 مگاهرتز(میلیون سیکل در هر ثانیه ) بود. گذرگاه فوق قادر به ارسال هشت بیت داده در هر سیکل بود. در سال 1982 گذرگاه فوق تغییر و به صورت شانزده بیتی و با سرعت 8 مگاهرتز مطرح گردید. گذرگاه فوق ISA نامگذاری گردید. طراحی گذرگاه فوق بگونه ای بود که امکان ارسال داده را با سرعت 16 مگا بایت در هر ثانیه فراهم می کرد. کارت های گرافیک اولیه از کارت های MonoChrome ( ارائه شده در سال 1980 ) تا کارت های SVGA ( ارائه شده در سال 1990) از یک اسلات ISA موجود بر روی برد اصلی استفاده می کردند. به موازات افزایش رنگ و وضوح تصویر در نمایشگرها، کارت های گرافیک ISA کند شدند. گذرگاه های ISA قادر به تامین مناسب داده های گرافیکی برای پردازنده با سرعت مناسب نمی باشند.
در ادامه استاندارهای دیگری در رابطه با گذرگاه ها مطرح گردید . گذرگاه های EISA)Extendede Industry Standard Architecture ) (سی و دو بیتی و سرعت 8 مگا هرتز ) VL-BUS)Vesa Local Bus) نمونه هائی در این زمینه می باشند.در این زمان استانداری برای ارائه SVGA با قابلیت 16/8 میلیون رنگ و وضوح تصویر 768 * 1024 ارائه گردید. کارت های فوق در یک اسلات خاص موجود بر روی برد اصلی نصب می گردیدند. در چنین حالتی گذرگاه گرافیک به صورت یک "گذرگاه محلی" بوده و مستقیما" به پردازنده متصل می گردید و می بایست در مجاورت پردازنده قرار می گرفت . VL-BUS بصورت 32 بیتی بوده و با سرعتی معادل "گذرگاه محلی " فعالیت می نماید و تمایل به ارتباط مستقیم با پردازنده دارد. وضعیت فوق در مواردی که صرفا" یک دستگاه و یا حتی دو دستگاه استفاده می گردد، می تواند تحقق یابد ولی زمانی که بیش از دو دستگاه به VL-BUS متصل گردد، کارآئی سیستم کاهش پیدا می نماید. بدین منظور VL-BUS صرفا" برای اتصال یک کارت گرافیک ( و یا دستگاهی که نیازمند سرعت بالا باشد ) استفاده می گردد.
کارت های VL-BUS با سرعتی معادل کلاک پردازنده با پردازنده مرتبط خواهند شد. مثلا" اگر پردازنده دارای سرعتی معادل 100 مگاهرتز باشد، کارت گرافیک قادر به ارسال داده بصورت 32 بیت و با سرعت 100 میلیون مرتبه در ثانیه است . در رابطه با رویکرد فوق دو مسئله وجود دارد :
· تولیدکنندگان کارتهای گرافیک شاختی نسبت به سرعت سیستم کاربران ندارند
· ارتباط مستقیم با پردازنده، باعث کاهش کارآئی پردازنده می گردد
در ادامه تکنولوژی PCI مطرح گردید. PCI ترکیبی از تکنولوژی های ISA و VL-Bus است . در تکنولوژی فوق از ارتباط مستقیم دستگاه های نصب شده با حافظه استفاده می گردد . برای ارتباط با پردازنده از یک " پل ارتباطی " استفاده شده است . در این حالت سرعت و کارائی نسبت به VL-BUS افزایش یافته بدون اینکه مشکلاتی را از بعد کارآئی برای پردازنده بدنبال داشته باشد .
AGP دارای کارآئی بمراتب بالاتری نسبت به PCI است .AGP یک تکنولوژی گرافیکی است که همچنان توسط طراحان مربوطه در جهت تکامل و افزایش عملکرد گام بر می دارد.
قبل از پرداختن به كاربردهاي درماني هيپنوتيزم بايد به شرح و بررسي ماهيت اين پديده پرداخت . متأسفانه بدليل وجود كتب و مقالات غير علمي فراواني كه در زمينه هيپنوتيزم انتشار يافته است ، تصويري كه از هيپنوتيزم در ذهن عموم مردم نقش بسته است به شكل فني ميباشد كه با استفاده از آن، هيپنوتيزور كنترل فرد هيپنوتيزم شده را بدست ميگيرد و با بهره گيري از اين فن قادر خواهد بود كه دست به كارهاي غير ممكن بزند . از طرفي با توجه به اينكه هيچكدام از هيپنوتيزورهاي غير علمي نتوانسته اند ادعاهاي اغراق آميز خود را به اثبات برسانند، عده اي از افراد، هيپنوتيزم را نوعي كلاهبرداري و شعبده بازي در نظر ميگيرند .
تعريف هيپنوتيزم كار آساني نيست و در حقيقت انجمن هيپنوتيزم كلينيكي آمريكا نيز كه يكي از فعالترين تشكل هاي علمي مربوط به هيپنوتيزم است ، هيچ تعريف رسمي از ايجاد يا مفهوم هيپنوتيزم ارائه نكرده است و تحقيقاتشان در اين زمينه از سال 1970 بيانگر اين مطلب است كه هيپنوتيزم پذيري بعنوان يك ويژگي استوار و قابل اندازه گيري و سنجش ميباشد .
هيپنوتيزم، بعنوان يك تكنيك درماني مشروع و قانوني از جانب انجمن پزشكي آمريكا و همچنين انجمن روانپزشكي آمريكا ، انگلستان، و همچنين كشور خودمان ايران پذيرفته شده است .
محققين و دانشمندان اين علم و هنر ارزشمند، از ديرباز هريك بر اساس يافته ها و باورهاي زمان خود تعاريف مختلفي از هيپنوتيزم ارائه نموده اند كه قبل از ادامه اين مبحث لازم است برخي از اين تعاريف را صرف نظر از صحيح يا غلط ، كامل يا ناقص ، مبهم يا روشن بودن آنها مطرح نمايم :
بطور كلي لغت هيپنوتيزم براي شرح موضوع و تكنيكهايي بكار ميرود كه نتيجه نهايي آن ايجاد حالت هيپنوز است .
MP3 192
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
|
نام آهنگ(سرور1) |
سرور2 |
اولين چيزي که معمولاً با شنيدن کلمه «موسيقي درماني» به ذهن مي آيد اين است که با پديده ي پيچيده اي روبرو هستيم. پديده اي که احتمالاً به دليل تازگي اش (به خصوص در کشور ما)، هنوز از ديد بسياري از مردم عجيب و ناشناخته باقي مانده است.
شايد بهترين راه براي درک موسيقي درماني مراجعه به زندگي روزانه باشد. بارها تجربه کرده ايم که چطور يک موسيقي آرام ما را از اضطراب و خستگي مي رهاند و در مقابل، يک موسيقي شاد ما را به دنياي ديگري مي برد.
«موسيقي درماني» برعکس آنچه که بسياري از مردم مي پندارند، فقط براي افرادي که از مشکلات خاصي چون عقب ماندگي، تأخير يافتگي رشد، معلوليت هاي جسمي و بيماري هاي رواني رنج مي برند، نيست. بلکه افراد عادي هم مي توانند براي رسيدن به آرامش بيشتر اين روش را امتحان کنند.
اگر باور داشته باشيم که موسيقي زبان فطرت انسان است، آنگاه برايمان آسان خواهد بود تا تأثير موسيقي را بر روح و روان، عواطف و به طور کلي زندگي بشر درک کنيم. موسيقي، انسان را در رؤياها و آرزوها و احساساتش فرو مي برد. هيچکس نمي تواند براي آغاز «موسيقي درماني» زمان مشخصي را تعيين کند. شايد مبالغه نکرده باشيم اگر بگوييم که تاريخچه موسيقي درماني به قدمت حرف هاي ارسطو و افلاطون است. اگرچه به قولي از نظر علمي «نت نويسي» حدود 50 سال است که ما با اين دستاورد جديد آشناييم. با اين حال استفاده بشر از موسيقي با توجه به ابزار قابل دسترس او، کاري آسان بوده است. ريتم و ملودي که از ارکان اساسي موسيقي اند، در سرشت انسان وجود داشته است. همانطور که در فيلم هايي که به نمايش زندگي قبايل اوليه مي پردازند، با مراسم و آيين هايي روبرو هستيم که در آنها موسيقي عامل مهمي براي فرونشاندن ترس ، اضطراب ، غم و يا افزايش شادی است و به طور مثال در تاريخچه ماجراي غرق کشتي «تايتانيک» مشاهده مي کنيم که دسته موسيقي کشتي تا زمان غرق آن، دست از نواختن و روحيه دادن به مردم برنداشت.
تاريخچه موسيقي درماني حرفه اي :
موسيقي درماني حرفه اي از قرن 20، پس از جنگ جهاني اول و دوم شروع شد، يعني زماني که موسيقي دانان جوامع (از هر نوع: آماتور و حرفه اي) به بيمارستان هاي سراسر آمريکا رفتند تا براي سربازاني که در جنگ دچار آسيب هاي رواني و جسماني فراوان شده بودند، موسيقي بنوازند. عکس العمل قابل توجه فيزيکي و احساسي بيماران به موسيقي باعث شد تا پزشکان و پرستاران بيمارستان، تقاضاي استخدام موسيقي داناني را در بيمارستان ها کنند.
«موسيقي درماني»، تنها شنيدن موسيقي نيست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به «موسيقي درماني» ديده مي شود، افراد با نواختن موسيقي و حتي آواز خواندن قادرند به همان نتايج شنيدن موسيقي دست پيدا کنند.
به زودي اين موضوع که موسيقي دانان به آموزش هاي اوليه جهت اهداف اين کار احتياج دارند، مشهود شد. اولين بار در دنيا، رشته «موسيقي درماني» در دانشگاه ميشيگان آمريکا در سال 1994 شکل گرفت.
به گفته دانشمندان: «نغمه هاي موسيقي برحسب ترکيب فاصله ها و ريتم، داراي ارتعاشات خاصي هستند که با تحريک ارتعاشات سلول هاي عصبي، احساس و انگيزه اي را تقويت، تضعيف و يا منتقل مي سازند.
اگرچه فوايد درمان با موسيقي از دوران هاي قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از اين که در قرن اخير به عنوان يک رشته تخصصي شناخته شود، خوب معرفي نشده است،» به گفته پژوهشگران مرکز پزشکي نيويورک، شنيدن موسيقي هاي کلاسيک و حتي موسيقي جاز موجب کاهش اضطراب و افزايش تحمل درد در بيماران مي شود.
موسيقي درمان در ايران
هر قومي برحسب ويژگي هاي عاطفي و فرهنگي خود داراي موسيقي خاصي است.
ايران به عنوان يکي از تمدن هاي کهن، علاقه و قابليت فرهنگي خود را در استفاده از موسيقي نشان داده و در زمينه هاي درماني، روحي و عرفاني از اين پديده استفاده کرده است.
مراجعه به گذشته تاريخي و دانشمندان مشهوري چون فارابي و ابو علی سینا، صريحاً اهميت موسيقي و تأثير آن بر جسم و روح را به ما اثبات مي کند. به طور مثال فارابي در کتاب موسيقي الکبير و ابوعلي سينا در کتاب قانون، به اين نکته اشاره مي کنند.
فارابي تحقيقات گسترده و ارزشمندي در اين مورد انجام داده و يافته هاي او سال ها مورد توجه دانشمندان و کشورهاي ديگر دنيا قرار مي گيرد. همچنين «ابن سينا» در کتاب «قانون» تأثير موسيقي را در اعضاي بدن و رفع امراض جسماني بيان مي کند.فارابي سه خاصيت براي موسيقي در نظر مي گيرد: احساس انگيزه، نشاط آور و خيال انگيز و گاه موسيقي قادر است هر سه اين خصوصيات را با هم دارا باشد.
موسيقي درماني مختص چه کساني است؟
موسيقي درماني برعکس آنچه که بسياري از مردم مي پندارند، فقط براي افرادي که از مشکلات خاصي چون عقب ماندگي، تأخير يافتگي رشد، معلوليت هاي جسمي و بيماري هاي رواني رنج مي برند، نيست. بلکه افراد عادي هم مي توانند براي رسيدن به آرامش بيشتر اين روش را امتحان کنند.
هر چند که موسيقي درمانيبيشتر در مکان هايي چون بيمارستان هاي رواني، سازمان هاي توان بخشي، بيمارستان هاي پزشکي و درماني، کلينک هاي بيماران سرپايي، سمينارهاي پیشگیری اعتیاد و مدارس مورد استفاده قرار مي گيرد، اما مردم عادي هم مي توانند از اين شيوه استفاده کنند.
در آخر بايد بدانيم که موسيقي درماني، تنها شنيدن موسيقي نيست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به موسيقي درماني ديده مي شود، افراد با نواختن موسيقي و حتي آواز خواندن قادرند به همان نتايج شنيدن موسيقي دست پيدا کنند.
انجمن موسيقي درمان در ايران
موسیقی در طول چند دهه اخير در کشورمان، ارزش و اهميت خود را از دست داده است. چه بسا افرادي که اين پديده مهم را در زندگي خود فراموش کرده و از آن دور شده اند.
خوشبختانه در سال هاي اخير با کوشش هاي فراوان موسيقي دانان کشورمان تغييراتي در اين زمينه صورت رفته است و موسيقي (بخصوص موسيقي شاد) بار دگر جايگاه خود را در جامعه ما کم و بيش بازيافته است. ثبت انجمن موسيقي درماني ايران گامي است ملي و علمي در جهت پيشبرد موسيقي درماني در تاريخ ايران. با توجه به اطلاعات موجود در منابع مختلف، اين انجمن با حضور اساتيد برجسته دانشگاه هاي ايران، کوشش دارد تا دانش کلاسيک رشته را به عموم جامعه و علاقه مندان معرفي نمايد موسيقي درماني.
این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند.
برخي با بوسیدن پای زنانی که به آنها مانند یک تکه آشغال نگاه می کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند.
اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد.
خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد.
باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید.
1- خانم های فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!
4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید.. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند. روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.
7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.
8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.
9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!
10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد..
11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.
12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت.
· مقدار زيادي مايعات بنوشيد بطوري که بعد از چند ساعت مثانه شما به حد انفجار برسد.بعد سعي کنيد در حدود يک ساعت خود را در چنين وضعي قرار دهيد.وقتي طاقت شما تمام شد به دستشويي برويد و مفصل ادرار نماييد، در چنين حالتي مي توانيد براي چند لحظه از زندگي خود لذت فراواني ببريد.
· مقدار بسيار زيادی اتانول + آب ميل کنيد و در کنار آن مقدار زيادي سيگار ، قليان و از اين قبيل مصرف کنيد. آنقدر به اين کار ادامه دهيد تا بيهوش شويد. بعد از چند ساعت بيدار خواهيد شد در حالي که دچار سردرد شديد و حالت تهوع شده ايد.سعي کنيد به کمک چيزي مانند نوشيدن قهوه تلخ استفراغ کنيد شايد مجبور شويد اين کار را تکرار کنيد تا سر درد و حالت تهوع شما قطع گردد بعد از مدتي احساس آرامش بسيار مطبوعي به شما دست خواهد داد که با خواب عميق و شيريني همراه است.مي توانيد در اين حالت از زندگي خود لذت ببريد.
· در ساعات پر ترافيک سوار اتوموبيل خود شده و از خانه خارج شويد. به يکي از معابر پر ترافيک شهر برويد و خود را چند ساعت در ترافيک مشغول کنيد بطوريکه دچار خستگي مفرط ، سردرد ،کمر درد, پا درد... گرديد در اين حالت تصميم بگيريد که به خانه بازگرديد،در راه باز هم دچار ترافيک مي شويد و هر لحظه آرزو مي کنيد که سريعتر به منزل برسيد.وقتي به خانه برگشتيد مي توانيد در حالتي ريلکس نشسته و با هر چيزي مانند نوشيدن چاي, تماشاي تلوزيون يا گوش دادن به يک موسيقي ملايم، از زندگي خود لذت ببريد.
· يک شب سرد زمستاني از خانه خارج شويد آنقدر صبر کنيد تا خواب به سراغتان بيايد، به خانه برنگرديد،به سمت پارکي برويد و سعي کنيد بر روي نيمکتي بخوابيد. از دستان خود بالشتي بسازيد و از سرما بلرزيد.وقتي احساس کرديد ادامه اين کار شما را به کشتن خواهد داد به منزل برگرديد و در تختخواب خود بياراميد و از زندگي لذت ببريد.
· اسم خانه سالمندان و معلولين کهريزک به گوش شما خورده است؟ يک روز از وقت خود را بگذاريد و به آنجا يا مکاني مشابه آن برويد. در بين ساکنين آن ساعتي گردش کنيد.به پيرمردي که روي نيمکتي نشسته و با هيچ کس صحبت نمي کند و در انديشه فرو رفته است توجه کنيد. سعي کنيد فکر او را بخوانيد که افسوس عمر از دست رفته را مي خورد در اين انديشه است که اگر تواني داشت و اگر هنوز فرصتي پيدا ميکرد دوست داشت زندگي کند دوست داشت براي خود شرايطي ايجاد کند که محتاج منت ديگران نباشد، از تجربيات و اشتباهات گذشته استفاده کند و ... اما فقط منتظر مرگ است و ديگر هيچ! به دختر زيبايي که از بدو تولد نه دست داشته است نه پا!، روي تختي خوابيده و تو را مي نگرد که راه مي روي و از دستان خود استفاده مي کني ... و پيش خود مي گويد: خدايا اگر من هم سالم بدنيا مي آمدم چه مي شد ؟ بنشين و ساعتي با برخي از آنها گفتگو کن.وقتي از آن مکان بازگشتي خدا را شکر ميکني و آنوقت تازه مي فهمي چقدر خوشبختي.
تاريخچه
بيوتكنولوژي ريشه در تاريخ دارد و تكوين آن از سالهاي بسيار دور آغاز شده تابحال ادامه يافته است. در تقسيمبندي زماني ميتوان سهدوره براي تكامل بيوتكنولوژي قائل شد.
1) دورة تاريخي كه بشر با استفاده ناخودآگاه از فرآيندهاي زيستي به توليد محصولات تخميري مانند نان، مشروبات الكلي، لبنيات ترشيجات و سركه و غيره ميپرداخت. در شش هزار سال قبل از ميلاد مسيح، سومريان و بابليها از مخمرها در مشروبسازي استفاده كردند. مصريها در چهار هزار سال قبل با كمك مخمر و خمير مايه نان ميپختند. در اين دوران فرآيندهاي ساده و اوليه بيوتكنولوژي و بويژه تخمير توسط انسان بكار گرفته ميشد.
2) دوره اوليه قرن حاضر كه با استفاده آگاهانه از تكنيكهاي تخمير و كشت ميكروارگانيسمها در محيطهاي مناسب و متعاقباً استفاده از فرمانتورها در توليد آنتيبيوتيكها، آنزيمها، اجراء مواد غذائي، مواد شيميائي آلي و ساير تركيبات، بشر به گسترش اين علم مبادرت ورزيد. در آن دوره اين بخش از علم نام ميكروبيولوژي صنعتي بخود گرفت و هماكنون نيز روند استفاده از اين فرآيندها در زندگي انسان ادامه دارد. ليكن پيشبيني ميشود به تدريج با استفاده از تكنيكهاي بيوتكنولوژي نوين بسياري از فرآيندهاي فوق نيز تحت تأثير قرار گرفته و بهسمت بهبودي و كارآمدي بيشتر تغيير پيدا كنند.
3) دوره نوين بيوتكنولوژي كه با كمك علم ژنتيك درحال ايجاد تحول در زندگي بشر است. بيوتكنولوژي نوين مدتي است كه روبه توسعه گذاشته و روز بروز دامنه وسعت بيشتري به خود ميگيرد.