تبليغاتX
محل استقرار رمان خوانها
پیغام مدیر

علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند

آرشیو دسته ای
لینک به ما
وضعیت در یاهو
مطالب قبلی
لوگو دوستان
آرشیو ماهیانه
- خـــبـــر و عـــکـــس
- blackrose

در هر کشوری عشق چگونه اتفاق می افتد؟
دسته: جملات و داستان های جالب

گفتم منم یه مطلبی گذاشته باشم تا از مطالبم بهره ببرید

نظر یادتون نره

................................................

آمریکا: جیم و فیبی
جیم وقتی شش سالش است عاشق اسپایدرمن شد، وقتی دوازده ساله شد عاشق بت من شد. وقتی هجده ساله شد عاشق آنجلینا جولی شد، وقتی 24 ساله شد مدتی را با گابریلا دختر مکزیکی همکلاسی دانشگاهش گذراند، اما نتوانست عاشقش بشود، چون گابریلا از مسابقات ان بی ای متنفر بود. وقتی سی سالش شد هر روز دنبال پایان نامه اش دانشگاهش بود و به همین دلیل با فیبی کتابدار دانشکده دوست شد. بعد از پنج سال که با هم زندگی کردند فیبی ترکش کرد، چون از این زندگی خسته شده بود. جیم تازه احساس می کرد که عاشق فیبی شده است، شب از دوری فیبی شدیدا افسرده شد و مست کرد و به خانه آمد. وقتی وارد خانه شد، دید فیبی بازگشته و جلوی خانه خوابش برده است. آنها با هم ازدواج کردند و در حال حاضر چهار فرزند دارند.
 

فرانسه: رومئو و ژولیت و جمال
رومئو توی متروی سن ژرمن ژولیت را دید و احساس کرد تمام تنش گرم شده است. شب وقتی کنار رودخانه قدم می زدند، ژولیت گفت که سردش شده است. با هم به خانه رومئو رفتند و شب را با هم گذراندند، اما عشقی دیگر در انتظار بود، وقتی که رومئو، فرانسوا خواهر ژولیت را دید، عاشقش شد. ژولیت عصبانی شد و با پی یر، پدر رومئو رابطه برقرار کرد. ژانین، همسر پی یر وقتی دید شوهر پنجاه و هفت ساله اش با یک دختر بیست و سه ساله روی هم ریخته است، با جمال شاگردش که مراکشی بود و بیست و پنج سال از او کوچکتر بود، رابطه برقرار کرد. رومئو یک هفته ای با فرانسوا گذراند، اما فرانسوا نمی توانست به رابطه اش با رومئو ادامه دهد، رومئو به اندازه کافی چیزی نبود که فرانسوا می خواست. رومئو تنها ماند و به خانه برگشت. وقتی در خانه ژولیت را در کنار پدرش دید، به توالت رفت و ساعتها گریه کرد. ژولیت و پدر از گریه او بیدار شدند. آنها از آن پس تصمیم گرفتند همه با هم زندگی کنند، جمال، ژولیت، فرانسوا، پیر، رومئو و ژانین. هشت سال بعد رومئو و ژولیت احساس کردند همدیگر را دوست دارند، به همین دلیل تصمیم گرفتند دیگر همدیگر را نبینند. چون می ترسیدند عاشق هم بشوند و آزادی شان را از دست بدهند.

 

شوروی سابق: ناتالیا و الکسی
ناتالیا و الکسی به عنوان دو عضو فعال حزب احساس می کردند که از همدیگر متنفرند، آن شب، آن دو در مهمانی حزب ودکای فراوانی خوردند و شب را تا صبح در حال مستی با هم گذراندند. هر دو به هم اعتراف کردند که از رفیق استالین متنفرند. صبح که از خواب بیدار شدند، احساس کردند که عاشق همدیگر هستند. یک هفته بعد با هم ازدواج کردند و توسط کا گ ب دستگیر شدند و تا پایان عمر همچنان عاشق همدیگر بودند، پایان عمر آنها پانزده روز بعد از ازدواج و سیزده روز بعد از دستگیری آنها بود.

 
انگلیس: استنلی و کامیلا
استنلی وقتی سی و چهار ساله شد عاشق سوزان بیست و پنج ساله شد. آنها سه سال با هم دیوانه وار و عاشقانه زندگی می کردند. در روزهای تعطیل با هم خوشگذرانی می کردند و از شب تا صبح پیکادلی را زیر پای شان می گذاشتند. بعد از سه سال سوزان به استنلی گفت: من دوست دارم بچه دار بشم. استنلی گفت: منم دوست دارم بچه دار بشم. سوزان گفت: و دوست دارم از مردی که شوهرم هست بچه دار بشم. استنلی گفت: و من هم همین طور. سوزان و استنلی هر کدام وارد اتاق شان شدند و مشخصات همسر ایده آل خودشان را یادداشت کردند.بعد به این نتیجه رسیدند که باید از هم جدا شوند تا با همسر ایده آل شان ازدواج کنند.

 
جمهوری آذربایجان: رشید و زلیخا
رشید قدش کوتاه بود، سبیل پهنی داشت، چشمانش قهوه ای بود و ابروهای پرپشتی داشت، زلیخا قسم خورده بود که با مردی ازدواج کند که قدی بلند داشته باشد و چشمانی سبز و موهایی بور، زلیخا از سبیل پهن مردان متنفر بود. زلیخا اصلا دوست نداشت با اعضای خانواده اش ازدواج کند. رشید تصمیم گرفت برای همیشه به دبی برود و در آنجا راننده یک خانواده ترک بشود. رشید به زلیخا که دختر عمویش بود، گفت: من هفته آینده برای همیشه به دبی می روم. در یک لحظه زلیخا احساس کرد رشید قدش بلند شده، چشمهایش سبز شد، موهایش بور شد و دیگر پسرعمویش نیست. عشق در دلش شعله کشید و همه جایش را سوزاند. آنان با هم ازدواج کردند و اکنون هفت فرزند به اسامی سالم، جاسم، عبود، زیدعلی محمد ابراهیم حسن و چند نام دیگر دارند.

 
ایتالیا: ورساچه و والنتینو
لئوناردو صبح که از خواب بیدار شد و کت و شلوار ماسیمو دوتی خودش را پوشید، پیراهن زارا را تنش کرد، کراوات ورساچه زرد را زد، عینک رالف لورن خودش را به چشم زد، با ادوکلن دولچه گابانا دوش گرفت، موهایش را جلوی آینه نگاهی کرد و بعد از اینکه چشمانش را خمار کرد، از خانه بیرون می آمد.
جولیتا صبح که از خواب بیدار شد، دامن جنیفر خودش را با یک تاپ ماسیمو دوتی پوشید، یک کفش جورجیو بروتینی به پا کرد و یک عینک والنتینو زد به چشمش. یک ساعتی خودش را آرایش کرد و به خیابان رفت.
لئوناردو در خیابان چشمش به عینک والنتینوی جولیتا افتاد و عاشق چشمهایش شد، جولیتا هم چشمش به کراوات ورساچه لئوناردو افتاد و دلباخته شخصیت او شد. آن دو، ساعتهای زیادی را با هم گذراندند و یک ماه بعد رئیس کارخانه ورساچه با دختر رئیس کارخانه والنتینو ازدواج کرد.


ترکیه: اورهان و عایشه
اولین بار اورهان در کافه عایشه را دید که داشت آواز سوزناکی می خواند. احساس کرد یک دل نه صد دل عاشق عایشه شده است. چنان به عایشه خیره شده بود که وقتی لیوان در دستش شکست متوجه شکستن لیوان نشد. خون از دستهایش راه افتاده بود و تمام کف کافه را گرفته بود، اما صاحب کافه که عاشق عایشه بود، از این موضوع عصبانی شد و دستور داد ماموران کافه اورهان را چنان بزنند که دست و پایش بشکند و بعد او را به خیابان بردند و چند بار با ماشین از روی او رد شدند، بعد یک کامیون خاک روی او خالی کردند، به شکلی که فقط دستش از خاک بیرون بود. فردا صبح عایشه وقتی از سرکار برمی گشت دستهای اورهان را دید که از خاک بیرون است، دست هایش را در دست گرفت و در حالی که بشدت می گریست یک ساعت و نیم برایش آوازهای سوزناک خواند. بعد اورهان را از زیر خاک بیرون آورد و باهم ازدواج کردند و به مدت یک ماه به خوبی و خوشی زندگی کردند.

 
آلمان: رالف و هانا
رالف وقتی شش ساله بود عاشق لی لی مارلین شد، بعدها وقتی فهمید لی لی با گشتاپو همکاری می کرد، قلبش شکست و احساس تنهایی کرد. پدرش او را در سن هشت سالگی ترک کرد. مادرش نیز در سن سیزده سالگی ازدواج کرد و با وجود اینکه رالف عاشقش بود، اما هیچ وقت او را نبخشید و هرگز با او کلمه ای سخن نگفت. برادرش وقتی شانزده ساله بود برای همیشه به آمریکا رفت و او قسم خورد که دیگر برادرش را نبیند. خواهرش در سن 18 سالگی خودکشی کرد و رالف تنهای تنها ماند. او عاشق فاسبیندر فیلمساز بزرگ آلمانی شد، اما وقتی خبر خودکشی او را شنید، فقط توانست کنار راین برود و گریه کند. وقتی سی و سه ساله بود وولف، سگ ژرمن شپرد را به خانه آورد و عاشقش شد. وقتی سی و نه ساله شد احساس کرد که از هانا، زن سی ساله ای که در آپارتمان پائینی زندگی می کرد خوشش می آید. یک شب هانا را به خانه دعوت کرد و با هم شراب خوردند، یک ماه بعد با هانا به دیسکو رفتند، یک سال بعد هانا او را به خانه دعوت کرد تا سگ تریر خودش را به او و وولف نشان بدهد. یک ماه بعد آنها به سفر پاریس رفتند و با هم عشقبازی کردند. از آن پس آنها هر روز با هم بودند، در مورد فلسفه و شعر حرف می زدند، با هم آبجو می خوردند، با هم می رقصیدند. یک روز هانا گفت: من فکر می کنم اگر چند سال دیگه با هم باشیم ممکنه عاشق هم بشیم، من می ترسم. رالف گفت: شاید. آنها تصمیم گرفتند از هم جدا شوند، سه روز گذشت، صبح ساعت نه هانا در زد، رالف که مثل همیشه غمگین بود، در را باز کرد، پاپی سگ هانا پرید توی خانه و رفت سراغ وولف. هانا به رالف گفت: ما نمی تونیم از هم جدا بشیم. رالف گفت: تو هم مثل من دلتنگ شدی؟ هانا گفت: نه، ولی احساس می کنم پاپی عاشق وولف شده. آن چهار نفر سالها با هم زندگی کردند.


 
هند: نقش اول زن و نقش اول مرد
آن دو همدیگر را دیدند و بقیه چیزها طبق سناریو پیش رفت.

 
عربستان سعودی: عبدالله و یک زن
عبدالله وقتی که ماشین پدر دختر را دید عاشقش شد. و زن بعد از اینکه فرزند هفتمش را به دنیا آورد احساس کرد دیگر از عبدالله متنفر نیست و او را به همه مردانی که آخرین بار بیست سال قبل دیده بود، ترجیح می دهد. عبدالله شش ماه بعد، در سن هشتاد سالگی در حالی که با سرعت 280 کیلومتر با ماتشین پورشه اش رانندگی می کرد، با یک تپه شنی تصادف کرد و کشته شد.

 
هلند: آنا و آنه ماری
توماس با وجود اینکه احساس زیبایی در مورد آنا داشت، اما هنوز نمی دانست که رابطه دو ساله اش با آنا عشق است یا نه، به همین دلیل با دوستش بارتل مشورت کرد. بارتل از همسرش آنه ماری خواست تا در یک مراسم شام با توماس و آنا شرکت کنند. مراسم شام در رستوران کوچک و زیبایی در آمستردام برگزار شد. وقتی چشمان آنا به آنه ماری افتاد، احساسی عجیب آنها را فراگرفت، آنها عاشق همدیگر شدند. و سالها با هم زندگی کردند.

 
ایران: کامی و پانته آ
کامی وقتی پانته آ را دید تصمیم گرفت با او حال کند، پانته آ هم تصمیم گرفت کامی را سرکار بگذارد، کامی و پانته آ به یک پارتی رفتند و در آنجا احساس کردند که از همدیگر خوششان می آید. کامی به پانته آ گفت که دیگر حق ندارد به چنین پارتی هایی پا بگذارد، پانته آ هم به کامی گفت که باید تمام روابطش را با تمام دوستان قبلی اش اعم از دختر و پسر به هم بزند. کامی و پانته آ سه روز بعد در یک مراسم عروسی مفصل ازدواج کردند و سه سال بعد وقتی با همدیگر آشنا شدند، تصمیم گرفتند از همدیگر جدا شوند، اما با هم دوست بمانند. آن دو یک هفته بعد از هم جدا شدند و پس از جدایی بود که فهمیدند که عاشق همدیگر هستند، کامی با دختری به اسم رویا ازدواج کرد و پانته آ با پسری به اسم داریوش ازدواج کرد.

 
نتیجه گیری اخلاقی : عشق هرگز نمی میرد، ولی ممکن است هیچ وقت هم به دنیا نیاید
 
 
 
نویسنده : غریبی آشنا ( علیرضا )   www.alishear.blogfa.com
 
 


داداش علی دوشنبه 30 دی1387   

پریچهر بخش 10 و 11 و 12
دسته: داستان ها

لطف کنید اونایی که دانلود میکنید روی تبلیغات هم کیلیک کنید ( حمید )

سلام بخش ۱۰ مشکل داشت برا همین دوباره مجبور شدم آپلودش کنم خوش باشید دیگه تا ۶ یا ۷ ماه بهمن آپلود نمیکنم چون نیستم موفق باشید و شاد... نظر یادتون نره

پریچهر ( لرد سیاه )

...................................

فصل 1  فصل اول 2   فصل 3  قسمت 4   قسمت 4 ( هر دو لینک رو بگیرید بعد از زیپ خارج کنید )

بخش 5   بخش 6   فصل7    بخش 8   بخش 9    بخش 10     بخش 11    بخش 12

راستی روی تبلیغات بالا و این بغل وبلاگ هم کلیک کنید یه چیزی برای کمک به ایتام ( خودم )

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

.............................................

دانلود شیرین نوشته مودب پور

دانلود رمان رکسانا نوشته مودب پور

دانلود یلدا نوشته مودب پور

عاشقانه برا پسرم نوشته تکین حمزه لو

دانلود یاسمین نوشته مودب پور

دانلود گندم نوشته مودب پور

دانلود رمان الهه عشق نوشته نرگس دادخواه

دانلود بعد از او نوشته حمزه لو

دانلود حریم عشق نوشته رویا خسرو نجدی



Lord of the shadows (حمید) شنبه 28 دی1387   

رمان حریم عشق نوشته رویا خسرو نجدی به طور کامل
دسته: داستان ها

لطف کنید اونایی که دانلود میکنید روی تبلیغات هم کیلیک کنید ( حمید )

سلام ... اول از رامانا تشکر کنم بابت این کتاب چون این کتاب کلاً تایپ شده هست فقط سر هم بندی این فصل کار من بوده و پی دی اف کردن این کتاب حدود ۴۵۰ صفحه شد که حجمش هم حدود ۲ مگ نظر یادتون نره ... تشکر هم یادتون نره البته از رامانا .... همین دیگه ... آهان این چند روز مدیا فایر یه کم مشکل داره لطف کنید اگه دیدید نشد دانلود کنید یه چند ساعت بعد دوباره سر بزنید ... موفق باشید

.........................................

حریم عشق ( لرد سیاه )

متن کامل کتاب حریم عشق

راستی روی تبلیغات بالا و این بغل وبلاگ هم کلیک کنید یه چیزی برای کمک به ایتام ( خودم )

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

.............................................

دانلود شیرین نوشته مودب پور

دانلود رمان رکسانا نوشته مودب پور

دانلود یلدا نوشته مودب پور

عاشقانه برا پسرم نوشته تکین حمزه لو

دانلود یاسمین نوشته مودب پور

دانلود گندم نوشته مودب پور

دانلود رمان الهه عشق نوشته نرگس دادخواه

دانلود بعد از او نوشته حمزه لو



Lord of the shadows (حمید) چهارشنبه 25 دی1387   

فصل 7 سپیده عشق نوشته رویا خسرو نجدی
دسته: داستان ها

لطف کنید اونایی که دانلود میکنید روی تبلیغات هم کیلیک کنید ( حمید )

سلام ... امروز مثل اینکه این مدیا فایر درست شده برا همین فصل جدید این کتاب رو گذاشتم شاید تا ظهر فصل بعدی رو هم بگذارم میخوام هرچه سریع تر این کتاب رو تموم کنم ... کتاب پریچهر از بس بد قلق هست برا اسکن اصلاْ حالش رو ندارم به کی بگم .... راستی چندتا آمار ... کتاب گندم با حدود ۳۵۰ بار دانلود فعلاْ تو کتابهای دانلودی اوله کتاب بعدی یاسمین هست کتاب بعدی الهه عشق کتاب بعدی پریچهر و ... یه چیز دیگه اینکه کتاب سپیده عشق آمارش خیلی کمه ... آخه چرا ؟؟؟ ... نظر یادتون نره

...........................

لرد سیاه ( رمان سپیده عشق )

.... گر چه نمی دانسث چرا می رود و چه باپد بکند. ولی حسی  در درون ، او را به رفتن تشویق میکرد و هیجانی ناشناخته وجودش را در خود می‎گرفت. گویا با معشوق خود وعده دیدار داشت. در طی راه تا گورستان این حالت عجیب با شوق بیشتری ادامه یافت و زمانی که در انتظار آمدن او نشسته بود احساس کرد لرزش دستانش مهار کردنی نیست. با صدای پای هر زنی که از آن نزدیکی عبور می‎کرد قلبش به تپش می‌افتاد ولی وقتی عبور بی تفاوت او را از کنار سنگ قبر می‎دید آرام‎تر می‎شد. کم کم خورشید در آسمان آبی در افق مغرب پنهان می‎شد ولی هنوز نشانی از زن افسانه‎ای نبود وزش باد کمی تند‎تر شده بود و صدای زوزۀ باد در گورستان می‎پیچید و منظره غروب را خوفناک‎تر می‎کرد. اضطراب، هیجان و خستگی ناشی از انتظار به شدت کلافه‎اش کرده بود و با خود فکر میکرد شاید او هرگز نیاید........

 فصل 1    فصل 2    فصل 3   فصل 4    فصل 5    فصل 6    فصل 7

راستی روی تبلیغات بالا و این بغل وبلاگ هم کلیک کنید یه چیزی برای کمک به ایتام ( خودم )

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

.............................................

دانلود شیرین نوشته مودب پور

دانلود رمان رکسانا نوشته مودب پور

دانلود یلدا نوشته مودب پور

عاشقانه برا پسرم نوشته تکین حمزه لو

دانلود یاسمین نوشته مودب پور

دانلود گندم نوشته مودب پور

دانلود رمان الهه عشق نوشته نرگس دادخواه

دانلود بعد از او نوشته حمزه لو



Lord of the shadows (حمید) چهارشنبه 25 دی1387   

چند تا سخن
دسته: داستان ها
اول سلام حالتون چطوره ؟ امتحانات خوش بگذره ... بزرگترها هم که به ما میخندن چون امتحان ندارن

مدیا فایر داره تعمیر میشه برا همین اجازه باز کردن فایلها رو نمیده پس یه چند روز باید صبر کنید این که از این میخواستم توی رپیدشر آپلود کنم دیدم بهتره این کار رو نکنم چون آمار از دستم میره این از این پس اگه فایلی توی مدیا فایر بوده الان باز نمیشه یه چیز دیگه بعضی از کتابها چندتا از لینکهاش مشکل داره اونایی که مدیا نیست لینکهای رپیدشر اون سالمه از اونا استفاده کنید مثل فکر کنم رمان یاسمین و شایدم شیرین

 
توسط:مریم

ممنون از رسیدگی به هرفای من اینهمه گفتم درشت بنویس مودب پور ممنوع القلم شده و کتاباش به اسم زنش دارن میان تو بازار

جواب : من این حرف رو قبول ندارم چون کتاب یاسمین و یلدا دوباره چاپ مجدد شد در صورتی که میگفتن دیگه کتابهاش چاپ نمیشه یه چیز دیگه اینکه کتاب شیرین قبل از یلدا و رکسانا بوده برای همین من حرف شما رو تیتر نکردم شرمنده  از این بابت

توسط:فرهاد

سلام حمید جان
آدرس وبلاگت رو دیروز یکی از دوستانم داد. بسیار ممنونم از زحمت فقط یه چیزی.

فایل فصل 17 _ 18 _ 19 ایراد داره و دانلود نمیشه. وقتی هم دانلود میشه فایل ایراد داری رو ثبت میکنه. گفتم بهت اطلاع بدم تا اگر تونستی درستش کنی.

پیش پیش تشکر میکنم از زحمتت عزیز.

جواب : جوابش رو تو توضیحات بالا دادم

توسط:sars
salam ketabe shirin 3 ta filesh baz nemishe. plz residegi konid

جواب : جوابش رو تو توضیحات بالا دادم

توسط:مهدی
سلام به همه
منم با دانلود بیشتر فصلها مشکل دارم بعد دانلود میگه فایل مورد نظر خرابه لطفا لینکهای دانلود رو یه چک بکنید

جواب : جوابش رو تو توضیحات بالا دادم

توسط:علیرضا

خیلی ممنون داش حمید


راستی یه چیزی قسمت بعد رو کی می ذاری

جواب : اینو دیگه خدا میدونه از اسکن کردن این کتاب متنفرم از بس کت و کلفته

توسط:ایمان
سلام آقا دستتون درد نكنه كه اين رماناي قشنگ قشنگو ميذارين ولي فصلهاي17و18و19و20 رمان شيرين دانلود نميشه يعني اون لينكهاشون بستس اگه امكان داره يه فكري به حالشون بكنيد خيلي ممنونم

جواب : جوابش رو تو توضیحات بالا دادم

توسط:خانومی

سلام یه سوال داشتم بعضی از کتابها هست که میگن قبل از اینکه بمیرید باید بخونید وگرنه عمرتون تباه شده یکی از اون کتابها بلندیهای بادگیر امیلی برونته هست میخواستم بدونم تا حالا کسی از شما دوستان این کتاب رو مطالعه کرده ؟ من تعریفش رو خیلی شنیدم و خیلی دلم میخواد که توی این وبلاگها از رمانهای خارجی هم استفاده بشه مثل بر باد رفته مارگارت میچل که نسخه انگلیسی اون در کتابخانه امید ایران هست و خیلی کتابهای ماندگار دیگه. ممنون میشم اگه اقا حمید یا دوستان دیگه به این سوال من جواب بدن. و راجب به ژیشنهاد من نظر بدن ممنون و موفق باشید

جواب : من چند جا گشتم ندیدم کسی اگه میتونه به این خانم کمک کنه

توسط:خانومی
سلام من رمان رکسانا رو دانلود کردم هر جوری شد و به هر زحمتی که بود من فکر می کردم که هر کسی بهتون میل بزنه و مشکلی داشته باشه براش رفع میکنید اما خیلی راحت گفتین امکانش نیست از همکاریتون ممنون هستم این یه انتقاد بود فقط همین شاید هم خودم باید بیشتر تلاش میکردم و مزاحم شما نمیشدم به هر حال از اینکه توی فصل امتحانات هم پریچهر رو میذارین و رها نمیکنید جای بسی تقدیر و تشکر داره موفق باشین

جواب : هر کسی ایمیل بزنه و یه نظر خوب و سازنده بده یا مشکلی داشته باشه چه ایمیل بزنه یا تو بخش نظرات بگه تا بشه کمک میکنم ولی شما در خواست نابجایی داشتید چون من باید دوباره یک عالمه کتاب رو از طریق میل اتچ کنم و این وقت زیادی میبرد برای همین امکانش نبود

توسط:tina

chera kasi nazar nemideee,,, yani hichki download nemikonee??? man ke montazere baghie ketabam

جواب : منم تا حالا ۱۰۰۰۰۰ بار گفتم البته این نظر مال کتاب سپیده عشق هست



Lord of the shadows (حمید) سه شنبه 24 دی1387   

روانشناسى ساندويچ خوردن
دسته: علمي
یک تحقیق علمی ‌در رابطه با ساندویچ نشان می‌دهد:

روش میل كردن ساندویچ توسط شما می‌تواند بیانگر بسیاری از احساسات درونی شما و بطور كلی شناخت شخصیت شما باشد.
کدام یک از روش‌های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می‌گیرید؟
1- ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید؟
2- ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید؟
3- ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید؟
4- ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید؟
5- ساندویچ خود را کاملاً باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید؟

۱. چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید:
فردی منظم، حساس، دقیق و عاطفی هستید. در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را می‌زند. دیگران به خوبی می‌دانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند. گذشت شما در زمینه‌های مختلف زبانزد خاص و عام است. صبر و استقامت از دیگر ویژگی‌های شماست. دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب می‌کنند.

۲. چنانچه ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید:
شما ظاهراً فردی عجول و نسبتاً خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان می‌دهد. ظاهراً خیلی از خودتان مطمئن هستید و می‌توان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم می‌گیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل می‌شوید. معمولاً شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست.

۳. چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید:
به راحتی با دیگران دوست می‌شوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام می‌گذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز می‌کنید. آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت می‌کنند.

۴. چنانچه ساندویچ  خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید:
آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگی‌های شخصیتی شماست. در هر زمینه‌ای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی می‌کنید. مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمی‌زنید. دیر با کسی دوست می‌شوید اما دوستی هایتان پایدار است.

۵. چنانچه ساندویچ  خود را کاملاً باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید:
شخصیتی قابل احترام دارید. سعی می‌کنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید. نگاه گیرا و نافذ شما می‌تواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه‌های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن ها را نیز ببینید. انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است. در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید.



Lord of the shadows (حمید) سه شنبه 24 دی1387   

"هشت پیش‌بینی در مورد تکنولوژی‌های کامپیوتری در سال 2009"
دسته: علمي
در میان گزارش‌های متعددی که طی هفته اخیر نشریات مختلف در ارتباط با دستاوردهای سال 2008 منتشر کرده‌اند مجله PC گزارشی به منظور پیش بینی در مورد برترین تکنولوژی‌های رایانه‌ای و ارتباطاتی سال آینده میلادی ارائه کرده است. مجله PC طی مقاله‌ای در شماره اخیر خود به پیش بینی برترین‌های تکنولوژی‌های رایانه‌ای و ارتباطاتی سال 2009 میلادی پرداخته است.

1- ارائه ویندوز 7:

ویندوز 7 تکنولوژی را از رکود خارج خواهد کرد. زمانی که شرکت مايكروسافت ویندوز 7 را در اواسط سال آینده ارائه کند این برنامه می‌تواند اقتصاد تکنولوژی را تسریع بخشیده و بهبود دهد، زیرا این سیستم عامل می‌تواند فروش انواع رایانه و لپ تاپ را در اواخر سال 2009 افزایش دهد.

2- بهبود سریع تجارت تکنولوژی:

صنعت تکنولوژی اولین صنعتی خواهد بود که از بحران اقتصادی خارج خواهد شد. در حالی که تجارت املاک و اتومبیل به کندی از بحران خارج خواهند شد، صنعت تکنولوژی با سرعت و حرکتی صعودی به حالت اولیه باز خواهد گشت.

3- افزایش اشتغال به کار و رواج مجدد استفاده از رایانه‌ها:

بسیاری از افرادی که به دلیل بحران اقتصادی از کار خود اخراج شده‌اند متخصصانی هستند که توانایی ارائه خدمات متفاوتی را خواهند داشت. در این صورت تکنولوژی رایانه‌ها و ارتباطات به عنوان پایه اصلی این کارهای جدید با پیشرفت مواجه خواهد شد.

4- افزایش فروش مینی لپ تاپ ها:

سال 2009 سالی خواهد بود که فروش مینی لپ تاپ ها با افزایش قابل توجهی مواجه خواهد شد. تولید کنندگان این صنعت در سال جدید میلادی بالغ بر 36 الی 38 میلیون مینی لپ تاپ را در سرتاسر جهان به فروش خواهند رساند.

5- افزایش محبوبیت تلفن‌های هوشمند:

طی 12 ماه آینده تلفن های هوشمندی نظیر آی فون و بلک بری جای پای خود را در اروپا و آمریکا مستحکم تر ساخته و تا سال 2015 این تجهیزات بالغ بر 65 درصد از فروش جهانی تلفن های همراه را به خود اختصاص خواهند داد.

6- گسترش سیستم عامل آندرونید:

تا انتهای سال 2009 میلادی سیستم عامل جدید گوگل با سرعت فراگیر خواهد شد و تمامی تلویزیون های دیجیتال و تلفن های هوشمند و یا حتی رایانه های خانگی را در اشغال خود در خواهد آورد. این سیستم عامل می تواند به عنوان رقیبی جدی محبوبیت سیستم عامل لینوکس را مورد تهدید قرار داده و تا سه سال آینده به عنوان سیستم عامل اصلی در جهان مورد استفاده قرار بگیرد.

7- افزایش قیمت سهام شرکت اپل:

حتی در بدترین شرایط بحران اقتصادی سهام اپل حداقل دو درجه افزایش خواهد یافت. استفاده آسان و خصوصیات منحصر به فرد محصولات این شرکت تعداد بیش تری از مصرف کنندگان را به سمت خریداری محصولات این شرکت سوق خواهد داد. در عین حال اپل به نوآوری و ابداع بر روی آی فون ادامه داده و این محصول را با قیمتی پایین تر در سطح جهانی به فروش خواهد رساند.

8- افزایش فعالیت‌های مايكروسافت در زمینه تلفن‌های هوشمند:

در صورتی که اپل در جهت استحکام جایگاه خود اقدامی جدی به عمل آورد، مايكروسافت به منظور افزایش و يكپارچگي موقعیت تلفن‌های هوشمند این شرکت با شرکت RIM همکاری خود را آغاز خواهد کرد.



Lord of the shadows (حمید) سه شنبه 24 دی1387   

فصل 6 رمان سپیده عشق نوشته رویا خسرو نجدی
دسته: داستان ها

لطف کنید اونایی که دانلود میکنید روی تبلیغات هم کیلیک کنید ( حمید )

سلام .... نظر یادتون نره حوصله پست جدید نداشتم موفق باشید

...........................

لرد سیاه ( رمان سپیده عشق )

.... گر چه نمی دانسث چرا می رود و چه باپد بکند. ولی حسی  در درون ، او را به رفتن تشویق میکرد و هیجانی ناشناخته وجودش را در خود می‎گرفت. گویا با معشوق خود وعده دیدار داشت. در طی راه تا گورستان این حالت عجیب با شوق بیشتری ادامه یافت و زمانی که در انتظار آمدن او نشسته بود احساس کرد لرزش دستانش مهار کردنی نیست. با صدای پای هر زنی که از آن نزدیکی عبور می‎کرد قلبش به تپش می‌افتاد ولی وقتی عبور بی تفاوت او را از کنار سنگ قبر می‎دید آرام‎تر می‎شد. کم کم خورشید در آسمان آبی در افق مغرب پنهان می‎شد ولی هنوز نشانی از زن افسانه‎ای نبود وزش باد کمی تند‎تر شده بود و صدای زوزۀ باد در گورستان می‎پیچید و منظره غروب را خوفناک‎تر می‎کرد. اضطراب، هیجان و خستگی ناشی از انتظار به شدت کلافه‎اش کرده بود و با خود فکر میکرد شاید او هرگز نیاید........

 فصل 1    فصل 2    فصل 3   فصل 4    فصل 5    فصل 6

راستی روی تبلیغات بالا و این بغل وبلاگ هم کلیک کنید یه چیزی برای کمک به ایتام ( خودم )

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

.............................................

دانلود شیرین نوشته مودب پور

دانلود رمان رکسانا نوشته مودب پور

دانلود یلدا نوشته مودب پور

عاشقانه برا پسرم نوشته تکین حمزه لو

دانلود یاسمین نوشته مودب پور

دانلود گندم نوشته مودب پور

دانلود رمان الهه عشق نوشته نرگس دادخواه

دانلود بعد از او نوشته حمزه لو



Lord of the shadows (حمید) دوشنبه 16 دی1387   

بخش 9 رمان پریچهر
دسته: داستان ها

لطف کنید اونایی که دانلود میکنید روی تبلیغات هم کیلیک کنید ( حمید )

سلام به همگی .... امتحانات شروع شده ... شما هنوز دارین داستان میخونید ... عیجیه والا

یکی از دوستان به نام شروین گفته بود فصل 8 خرابه ولی از شانس بد من درسته پس کاریش نمیشه کرد یکی از دوستان هم با نام مسعود گفته داستان پریچهر تموم شده... بابا کو تا تموم بشه این کتاب از همه کتابها بزرگتره امیدوارم این کتاب تموم بشه که یه خورده راحتر بشیم ... یکی از دوستان به اسم خانومی هم گفتن داستان رکسانا رو مشکل دارن برا گرفتم ولی مشکلی نداشت و گفته بودن براشون ایمیل بزنم که امکانش نیست ...

موفق باشید و شاد

پریچهر ( لرد سیاه )

...................................

فصل 1  فصل اول 2   فصل 3  قسمت 4   قسمت 4 ( هر دو لینک رو بگیرید بعد از زیپ خارج کنید )

بخش 5   بخش 6   فصل7    بخش 8   بخش 9

راستی روی تبلیغات بالا و این بغل وبلاگ هم کلیک کنید یه چیزی برای کمک به ایتام ( خودم )

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

.............................................

دانلود شیرین نوشته مودب پور

دانلود رمان رکسانا نوشته مودب پور

دانلود یلدا نوشته مودب پور

عاشقانه برا پسرم نوشته تکین حمزه لو

دانلود یاسمین نوشته مودب پور

دانلود گندم نوشته مودب پور

دانلود رمان الهه عشق نوشته نرگس دادخواه

دانلود بعد از او نوشته حمزه لو

 



Lord of the shadows (حمید) شنبه 14 دی1387   

تاریخچه تقلب و روش های آن
دسته: چرت و پرت
«تقلب مفهومی است بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید


تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را


تاریخچه ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه ی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی گــــشادی، چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش های فوق العاده ابتدایی البته در مقابل ترفندهای کنونی صورت گرفت
بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمودزان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب های رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را می شود نام برد

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می رسانیم:

روش های نوشتاری:
نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش
نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دخــــتر جلویی
نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه
نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در ســـوراخ های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین و غیره

روش های با کلاسی:
استفاده از ماشین حسابهای مهندسی
استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:
خر نمودن یک فقره بچه خرخون
خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو

روش بویایی:
خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند

روش شیمیایی:
بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید

توجه:
اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن،اخراج شدن و تابلوشدن ندارد



Lord of the shadows (حمید) شنبه 14 دی1387   

فصل 4 رمان سپیده عشق نوشته رویا خسرو نجدی
دسته: داستان ها

لطف کنید اونایی که دانلود میکنید روی تبلیغات هم کیلیک کنید ( حمید )

سلام ... اینم از این باز رفت تا کی ؟؟؟؟ نمیدونم ... موفق باشید نظر یادتون نره

...........................

.... گر چه نمی دانسث چرا می رود و چه باپد بکند. ولی حسی  در درون ، او را به رفتن تشویق میکرد و هیجانی ناشناخته وجودش را در خود می‎گرفت. گویا با معشوق خود وعده دیدار داشت. در طی راه تا گورستان این حالت عجیب با شوق بیشتری ادامه یافت و زمانی که در انتظار آمدن او نشسته بود احساس کرد لرزش دستانش مهار کردنی نیست. با صدای پای هر زنی که از آن نزدیکی عبور می‎کرد قلبش به تپش می‌افتاد ولی وقتی عبور بی تفاوت او را از کنار سنگ قبر می‎دید آرام‎تر می‎شد. کم کم خورشید در آسمان آبی در افق مغرب پنهان می‎شد ولی هنوز نشانی از زن افسانه‎ای نبود وزش باد کمی تند‎تر شده بود و صدای زوزۀ باد در گورستان می‎پیچید و منظره غروب را خوفناک‎تر می‎کرد. اضطراب، هیجان و خستگی ناشی از انتظار به شدت کلافه‎اش کرده بود و با خود فکر میکرد شاید او هرگز نیاید........

 فصل 1    فصل 2    فصل 3   فصل 4

راستی روی تبلیغات بالا و این بغل وبلاگ هم کلیک کنید یه چیزی برای کمک به ایتام ( خودم )

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

.............................................

دانلود شیرین نوشته مودب پور

دانلود رمان رکسانا نوشته مودب پور

دانلود یلدا نوشته مودب پور

عاشقانه برا پسرم نوشته تکین حمزه لو

دانلود یاسمین نوشته مودب پور

دانلود گندم نوشته مودب پور

دانلود رمان الهه عشق نوشته نرگس دادخواه

دانلود بعد از او نوشته حمزه لو



سه شنبه 10 دی1387   

بخش 8 داستان پریچهر
دسته: داستان ها
سلام بر همگی واقعاً خسته نباشید ... از این که داستان رو چند بار میخونید ولی ادامه ش نمیاد فقط میخوام داستان رو قشنگ حفظش کنید بعدش امتحان میگیرم ( هان چی میگه ) راستی شاید فصل بعدی رو فردا گذاشتم شایدم یه مدت دیگه خدایی نزدیک آخر ترم هست منم ترم آخری هستم یه خورده مشکلات زیاده امیدوارم عفو نمایید ... موفق باشید مهتاب هم افتاده تو امتحانات برا همین سپیده عشق رو هم باید هنوز منتظر بمونید

...................................

فصل 1  فصل اول 2   فصل 3  قسمت 4   قسمت 4 ( هر دو لینک رو بگیرید بعد از زیپ خارج کنید )

بخش 5   بخش 6   فصل7    بخش 8 

راستی روی تبلیغات بالا و این بغل وبلاگ هم کلیک کنید یه چیزی برای کمک به ایتام ( خودم )

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

.............................................

دانلود شیرین نوشته مودب پور

دانلود رمان رکسانا نوشته مودب پور

دانلود یلدا نوشته مودب پور

عاشقانه برا پسرم نوشته تکین حمزه لو

دانلود یاسمین نوشته مودب پور

دانلود گندم نوشته مودب پور

دانلود رمان الهه عشق نوشته نرگس دادخواه

دانلود بعد از او نوشته حمزه لو

 



Lord of the shadows (حمید) دوشنبه 9 دی1387   

دانلود فیلم The Gene Generation 2007 با لینک مستقیم
دسته: دانلود فیلم
وبلاگ لرد سیاه

با سلام لینکهای دانلود این فیلم تا ۱۵ روز کار میکنه ولی هر وقت دیدید تو این چند روز مشکل داره خبر کنید تا دوباره لینکها رو بگذارم فقط یه چیز روی لینک راست کیلیک کنید save targt as  رو بزنید حجم ۷۰۰ مگ موفق باشید

لینک 1     لینک 2     لینک 3     لینک 4     لینک 5    لینک 6     لینک 7

پسورد : lordesyah.blogfa.com 

خوب این از مستقیما اگر بالایی ها کار نکرد به هر دلیلی یا اینکه بیشتر از 15 روز شد از لینکهای پایین استفاده کنید

لینک 1   لینک 2   لینک 3     لینک 4    لینک 5     لینک 6     لینک 7

پسورد : lordesyah.blogfa.com 



Lord of the shadows (حمید) جمعه 6 دی1387   

یوزر پسورد برای نود 32 ( 6/10/87 )
دسته: دانلود نرم افزار
Username:EAV-09470875
Password:v3rrwr2mr5

Username:EAV-09404031
Password:wdrvr588um

Username:EAV-09470877
Password:4rrmskbbsx

Username:EAV-09452203
Password:54jxt7pnpb

Username:EAV-08972800
Password:7hf3m3v7rw

Username:EAV-08023800
Password:xdtf2ev8hc


Lord of the shadows (حمید) جمعه 6 دی1387   

یوز پسورد برای نود 32 تاریخ ( 4/10/87)
دسته: دانلود نرم افزار
Username:EAV-09181959
Password:frubdck2es

Username:EAV-08976837
Password:86272n6hpd

Username:EAV-08978238
Password:6f4dupd5fh

Username:EAV-09367836
Password:jv4apbj72v

Username:EAV-06905554
Password:cdfu4765sc

Username:EAV-08978246
Password:u4nddkfmw5


Lord of the shadows (حمید) چهارشنبه 4 دی1387   

داستان افرینش زن
دسته: چرت و پرت

فقط خواستم بگم نظر یاتون نره  سینا بیاد منو میکشه

..................................................................

خداوند یک موجود قوی را خلق کرد و نامش را مرد گذاشت از او پرسید آیا راضی هستی ؟
جواب داد: نه; پرسید چه میخواهی ؟
گفت : آئینـــــــــه ای میخواهم که درآن بزرگی خود را ببینم , صندوقچه ای میخواهم که جواهر خــود را درآن جای دهم, تکیه گاهی میخواهم که هنگام خستگی و احتیاج برآن تکیه زنـــــــــــــــــم و همدمم باشد , نقابی میخواهم که هنگام ضروت درپشت آن مخفی شوم, بازیچه ای میخواهم که درآن شاد باشم, مجسمه ای میخواهم که زیبائیش چشم را نوازش دهد, اندیشه ای میخواهم که درآن غوطه ور گردم, مشعلی میخواهم که با آن راهنمائی شـــــــوم
انـــــــــگاه خدا زن را آفرید

 

نویسنده : غریبی آشنا ( علیرضا ) www.alishear.blogfa.com

 



داداش علی دوشنبه 2 دی1387   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد