علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند
سلامتی:
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد.
19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37- حتی بهترین هم میآید.
38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.
آخرین اما نه کماهمیتترین:
40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید
روش میل كردن ساندویچ توسط شما میتواند بیانگر بسیاری از احساسات درونی شما و بطور كلی شناخت شخصیت شما باشد.
کدام یک از روشهای زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر میگیرید؟
1- ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم میکنید؟
2- ساندویچ خود را دو لقمه میکنید؟
3- ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر میخورید؟
4- ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب میگذارید؟
5- ساندویچ خود را کاملاً باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان میخورید؟
۱. چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم میکنید:
فردی منظم، حساس، دقیق و عاطفی هستید. در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را میزند. دیگران به خوبی میدانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند. گذشت شما در زمینههای مختلف زبانزد خاص و عام است. صبر و استقامت از دیگر ویژگیهای شماست. دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب میکنند.
۲. چنانچه ساندویچ خود را دو لقمه میکنید:
شما ظاهراً فردی عجول و نسبتاً خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان میدهد. ظاهراً خیلی از خودتان مطمئن هستید و میتوان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم میگیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل میشوید. معمولاً شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست.
۳. چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر میخورید:
به راحتی با دیگران دوست میشوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام میگذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز میکنید. آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت میکنند.
۴. چنانچه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب میگذارید:
آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگیهای شخصیتی شماست. در هر زمینهای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی میکنید. مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمیزنید. دیر با کسی دوست میشوید اما دوستی هایتان پایدار است.
۵. چنانچه ساندویچ خود را کاملاً باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان میخورید:
شخصیتی قابل احترام دارید. سعی میکنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید. نگاه گیرا و نافذ شما میتواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبههای ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن ها را نیز ببینید. انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است. در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید.
1- ارائه ویندوز 7:
ویندوز 7 تکنولوژی را از رکود خارج خواهد کرد. زمانی که شرکت مايكروسافت ویندوز 7 را در اواسط سال آینده ارائه کند این برنامه میتواند اقتصاد تکنولوژی را تسریع بخشیده و بهبود دهد، زیرا این سیستم عامل میتواند فروش انواع رایانه و لپ تاپ را در اواخر سال 2009 افزایش دهد.
2- بهبود سریع تجارت تکنولوژی:
صنعت تکنولوژی اولین صنعتی خواهد بود که از بحران اقتصادی خارج خواهد شد. در حالی که تجارت املاک و اتومبیل به کندی از بحران خارج خواهند شد، صنعت تکنولوژی با سرعت و حرکتی صعودی به حالت اولیه باز خواهد گشت.
3- افزایش اشتغال به کار و رواج مجدد استفاده از رایانهها:
بسیاری از افرادی که به دلیل بحران اقتصادی از کار خود اخراج شدهاند متخصصانی هستند که توانایی ارائه خدمات متفاوتی را خواهند داشت. در این صورت تکنولوژی رایانهها و ارتباطات به عنوان پایه اصلی این کارهای جدید با پیشرفت مواجه خواهد شد.
4- افزایش فروش مینی لپ تاپ ها:
سال 2009 سالی خواهد بود که فروش مینی لپ تاپ ها با افزایش قابل توجهی مواجه خواهد شد. تولید کنندگان این صنعت در سال جدید میلادی بالغ بر 36 الی 38 میلیون مینی لپ تاپ را در سرتاسر جهان به فروش خواهند رساند.
5- افزایش محبوبیت تلفنهای هوشمند:
طی 12 ماه آینده تلفن های هوشمندی نظیر آی فون و بلک بری جای پای خود را در اروپا و آمریکا مستحکم تر ساخته و تا سال 2015 این تجهیزات بالغ بر 65 درصد از فروش جهانی تلفن های همراه را به خود اختصاص خواهند داد.
6- گسترش سیستم عامل آندرونید:
تا انتهای سال 2009 میلادی سیستم عامل جدید گوگل با سرعت فراگیر خواهد شد و تمامی تلویزیون های دیجیتال و تلفن های هوشمند و یا حتی رایانه های خانگی را در اشغال خود در خواهد آورد. این سیستم عامل می تواند به عنوان رقیبی جدی محبوبیت سیستم عامل لینوکس را مورد تهدید قرار داده و تا سه سال آینده به عنوان سیستم عامل اصلی در جهان مورد استفاده قرار بگیرد.
7- افزایش قیمت سهام شرکت اپل:
حتی در بدترین شرایط بحران اقتصادی سهام اپل حداقل دو درجه افزایش خواهد یافت. استفاده آسان و خصوصیات منحصر به فرد محصولات این شرکت تعداد بیش تری از مصرف کنندگان را به سمت خریداری محصولات این شرکت سوق خواهد داد. در عین حال اپل به نوآوری و ابداع بر روی آی فون ادامه داده و این محصول را با قیمتی پایین تر در سطح جهانی به فروش خواهد رساند.
8- افزایش فعالیتهای مايكروسافت در زمینه تلفنهای هوشمند:
در صورتی که اپل در جهت استحکام جایگاه خود اقدامی جدی به عمل آورد، مايكروسافت به منظور افزایش و يكپارچگي موقعیت تلفنهای هوشمند این شرکت با شرکت RIM همکاری خود را آغاز خواهد کرد.
تابستان قبل از پیشدانشگاهی
- اگر ضعف بخصوصی در درس خاصی دارید نیرو روی آن درس بگذارید درسی را که میخوانید حتماُ تمام کنید.
- ترجیحاً در کلاس استفاده کنید و از معلم خصوصی استفاده نکنید.
- پایان تابستان حتماً نمره خوب بیاورید.
- حتماً امتحان گرفته شود.
- تابستان فرصت ارزشمندی است آن را از دست ندهید با برنامهریزی و شرکت در کلاسهای مورد نیاز برنامهجدی خود را شروع کنید. سعی کنید درس های پایه (بخصوص عربی و دروس عمومی) را حداقل یک دور مرور کلی کنید.
از مهرماه تا نوروز
برنامه ریزی هفتگی
۱- برنامهریزی برای دروس پیشدانشگاهی مطابق برنامه دبیرستان
۲- برنامهریزی برای دروس سالهای قبل نیز باید انجام گیرد.
۳- ثبت کارهای انجام شده بصورت روزانه جهت بررسی هفتگی
۴- بررسی هفتگی کارهای انجام شده مطابق برنامهریزی انجام شده
۵- برای جمعهها درس مشخص نکنیم (فقط دروس روز شنبه پیش دانشگاهی) و بقیه زمان را برای عقب ماندگی دروس برنامهریزی شده هفتگی
۶- معمولاً ۳/۲ برای دروس اختصای و ۳/۱ برای دروس عمومی برنامهریزی شود
برنامهریزی روزانه
- مطابق برنامه پیش دانشگاهی باشد (اولویت اصلی)
- دروس سالهای قبل از روی برنامهریزی هفتگی باشد
- در روز ۶ یا ۷ جلسه یک ساعت و چهل دقیقه درس بخوانیم و به ازای هر جلسه ۲۰ دقیقه استراحت کنیم (یا ۱۲ تا ۱۴ جلسه ۵۰ دقیقهای با ۱۰ دقیقه استراحت)
- پنج شنبه عصر تعطیل برای تفریح و استراحت
- جمعه ۲ جلسه کمتر از هر روز عادی
- روزهای تعطیل دیگر مطابق روزهای عادی
- تعداد جلسات کلاسهای دبیرستان جزو جلسات روزانه محاسبه شود و بقیه جلسات تا ۶ یا ۷ جلسه در منزل مطالعه شود.
- حداقل یک جلسه در هر روز دروس پایه سالهای قبل جزء برنامه باشد
چگونگی مطالعات قبل از عید
- تا نوروز حداقل یک دور همه دروس باید بصورت عمیق مطالعه و یاد گرفته شود
- قبل از عید یادگیری و درک مطلب مهم است و تست اهمیت کمتری دارد و بعد از عید مرور و تست زدنهای عمقی و تعداد زیاد
- در این مرحله تست زدن بعنوان یادگیری است نه بعنوان مهارت و آمادگی
- در این مرحله دروس اختصاصی ساعات بیشتر و دروس عمومی ساعات کمتر و به نسبت ۳/۲ و ۳/۱ میتواند مفید باشد
- برای دروس عمومی بیشتر بخوان و کمتر تست بزن و برای دورس اختصاصی خواندن، تمرین، تست با هم مطرح و مهم است، بطور کلی در قبل از عید عمیق خواندن و فهمیدن و تشریحی کارکردن مهم است و امتحانات تشریحی مهم تراز آزمونهای تستی است چگونگی مطالعات بعد از عید
- بعد از عید عمدتاً به مرور درس و تست زدنهای موضوعی و کلی دروس بصورت تک درس و در ماه و هفته آخر تست زدنهای جامع و برای همه دروس میباشد
- در این مرحله تست زدن بعنوان مهارت و سرعت و آمادگی پایه مطرح باشد
- بعد از عید ساعات مربوط به دروس عمومی بیشتر و در بعضی اوقات برابر دروس اختصاصی میباشد
ایام نوروز
- در ایام نوروز ۳ یا ۴ روز تعطیل کنید و ترجیحاً به مسافرت بروید (۲۹ اسفند تا سوم فرودین)
- روز ۱۳ فرودین همراه خانواده به دشت و صحرا بروید و استفاده مناسب ببرید
- بقیه ایام نوروز فرصت مفید و ارزشمندی است و باید حداکثر استفاده را برای درس خواندن بگذارید عدم استفاده از این فرصت باعث عقب ماندگی شما از رقبا میشود
در ماه آخر چگونه درس بخوانیم
نکات کلی :
- مرور جامع همه دروس مهم است تأکید میگردد همه دروس
- سراغ یادگیری مطالب جدید نروید، مطالب یادگرفته شده را طوری تمرین کنید که کاربردی شده و تبدیل به مهارت شود
- کلاسهای یادگیری تعطیل شوند
- ساعت خواب و بیدار شدن را مطابق کنکور (۱۰ شب تا ۶ صبح) عادت دهید
- ساعات درس خواندن را افزایش ندهید بلکه اگر ممکن بود حتی مقداری کم کنید
- فقط منابع و جزواتی که خواندهاید دوره کنید و از منبع جدید استفاده نکنید
- حافظه بینای (آنجه قبلا دیدهاید) و حافظه شنوایی (آنچه قبلاً شنیدهاید) باید مرور شود نه چیز جدید
- مرور نه خیلی ریز و وسواسی و نه خیلی سرسری باشد
- مرور خلاصهها و نکات استخراج شده توسط شما مهم است
- مرور بخشهایی که زیر آن خط کشدهاید مهم است
برنامهریزی هفته اول ماه آخر قبل از کنکور سراسری
- براساس دروس روزها را تقسیم کنید و در هر مبحث تستهای آنها را بویژه آنهائیکه غلط زدهاید و یا نزده بودید مجدد بزنید
- روش اول براساس سالهای دبیرستان
- روش دوم براساس دروس
برنامه ریزی هفته آخر قبل از کنکور سراسری
- به تمام سوالات یک سال آزمون سراسری در یک نوبت پاسخ دهید
- از صبح ساعت ۸ مطابق زمانبندی کنکور انجام دهید و سپس غلطها را مرور و بررسی کنید و بعد از ظهر زیاد به خود فشار نیاورید و برای روز بعد آماده باشید
- سوال کنکور دانشگاه آزاد اسلامی را برای فاصله زمان بین آن در کنکور قرار دهید و آن را با کنکور سراسری مخلوط نکنید
برنامهریزی روز آخر
- ۵/۱ روز آخر را فقط استراحت و تفریح
- مواظب خوراک و حوادث باشد حجم غذا کم و مقوی
- سعی کنید با افرادی که کنکور ندارند و با افراد خانواد باشید تا اظطراب آنها به شما منتقل نشود
- حوزه امتحانی خود را شناسایی کنید
- صبح با صدای زنگ بیدار نشوید به افراد خانواده بسپارید که شما را بیدار کنند مطمئن باشید آنها به موقع شما را بیدار میکنند با آرامش و بدن نگرانی از بیدار شدن بخوابید
- صبحانه حتماً مقداری مواد قندی مثل مربا، کره، عسل بخورید
- اگر شیر سیستم گوارش شما را بر هم میزند نخورید
- زمان حرکت را طوری تنظیم کنید که ترافیک و تصادف احتمالی باعث تأخیر نشود
- پیداه روی سریع قبل از آزمون (نه به اندازهای که خسته شوید) باعث میشود جریان خود در بدن شما سریعتر جریان پیدا کند و هم با نشاط شوید و خون بیشتری به مغز شما برسد
- اگر ساعت خوردن شما با آزمون فاصله کمتر از یک ساعت باشد خون بدن شما بجای اینکه متوجه مغز شود در معده صرف حضم غذا میشود
- مداد و مداد پاک کن و مداد تراش خوب و تمیز و مناسب تهیه کنید
- ساعت مچی دقیق و مناسب برای جلسه امتحان تهیه کنید
- چند عدد شکلات برای ترسیم قند خون در جلسه امتحان همراه داشته باشید و استفاده کنید.
کلیات برنامهریزی
- خواب کافی حدود ۸ ساعت لازم است
- فقط با یک موسسه و یک برنامه کار داشته باشید و در صورت نیاز آن را اصلاح کنید.
- کلاسهای فوقالعاده زیاد فقط هدر کردن وقت است.
- درسهای دبیرستان پیشدانشگاهی اصل است.
- برنامه غذا همراه خانواده باشد.
- شام زودتر و سبک باشد.
- ورزش و نرمش مفید است صبحها پیاده یا در صورت امکان با دوچرخه به دبیرستان بروید.
- شرکت در کنکورهای آزمایشی ترجیحاً با تعداد بیشتر داوطلبین مفید است بویژه کنکورهای جامع
- برای تفریح وقت به اندازه نیاز بگزارید از جمله تلویزیون و مهیمانی نباید حذف شود.
- اما کار اصلی شما درس خواندن است.
- دفتر برنامهریزی و جمعبندی داشته باشید (دفتر برنامهریزی به روش قلم چی مفید است)
- برنامههای انجام شده را بصورت روزانه یادداشت کنید.
- بصورت هفتگی جمعبندی و تحلیل و برای هفته بعد برنامهریزی کنید.
- سعی کنید از مشاورین با تجربه در برنامهریزی و کنترل و بازبینی آن استفاده مناسب ببرید
- هم چنین با ارزیابی در کارنامه نتایج آزمونهای آزمایشی برنامهریزی های خود را بازبینی و در صورت نیاز اصلاح نمایند در این مورد مشاورههای افراد با تجربه ضروری و بسیار مفید میباشد.
- برنامهریزی دروس پیشدانشگاهی مطابق برنامه دبیرستان باشد و در صورتی که فصلهای مورد امتحان آزمون آزمایشی از آن بیشتر بود مبنای برنامهریزی فقط دروس دبیرستان پیشدانشگاهی باشد.
- برنامهریزی دروس پایه و قبل از پیش دانشگاهی مطابق برنامه آزمونهای آزمایشی باشد.
- مقید به اجرا و اتمام برنامهریزیهای هفتگی باشد و برنامهریزی مطابق شرایط و توان شما باشد برنامهریزیهای غیر اجرایی و دور از دسترس و بلند پروازانه اکیداً خودداری نمائید.
- بر روی دروس خاصی که ضعیف هستید برنامهریزی ویژه نمائید و مطمئن باشد با سعی و کوشش و حوصله دراز مدت مشکل رفع خواهد شد و پشتکار و حوصله شما در این مورد نقش اساسی دارد.
- برای دروس خاصی که ضعیف هستید از مسلمین و دبیران بصورت فوقالعاده و یا در جمعهای چند نفری و خصوصی استفاده مناسب ببرید.
روشهای برنامهریزی
- چگونگی منابع و کتابهای شایسته
- چگونگی مطالعه و سرعت آن
- میزان تکرار دروس
- انعطاف پذیری برنامه در مقابل حوادث غیر مطرقبه
- از هر مطلبی که میآموزید تصاویر یا شمایی در ذهن داشته باشید
- در مرور از همان منابع استفاده کنید تا در حافظه بینایی خود باقی بمانند و تکرار شفاهی در حافظه شنوایی شما نقش میبندند
- میزان از دست دادن مطالب در خواب کمتر از بیداری است، بعد از خواندن و مطالعه عملی سنگین حتماً استراحت کنید
- از مکالمه با دوستانی که شما را مضطرب میکنند خودداری کنید
کلاس مکانی برای یادگیری و گوش کردن است. ویلیام آرمسترانگ
خوب گوش کردن در کلاس:
* در کلاس مطالب درسی را دنبال کنید و به رویا فرونروید. ( خیالبافی نکنید. )
* اگر حرف بزنید، مطمئنا نمی توانید گوش کنید.
* در هنگام گوش کردن قلم به دست باشید و نکات مهم را یادداشت کنید.
قبل از کلاس:
* راجع به مطالب درسی جدید فکر کنید.
* نکات مهم جلسه گذشته را به یاد آورید. ( دوره کنید. )
* تکالیف خود را انجام دهید.
در کلاس:
* آنچه را که قبلا یاد گرفته اید با مطالب جدید ارتباط دهید.
* آیا شما راجع به موضوع درس اطلاعات اضافی دارید؟
* در طی درس چه چیزی به ذهن شما میآید؟
* برروی موضوع درس تمرکز کنید.
* نکات مهم درس را یادداشت کنید.
* در صورت امکان روی نیمکتهای جلوی کلاس بنشینید. اگر جلوتر باشید بهتر میتوانید گوش کنید.
بعد از کلاس:
* مطالب درسی و یادداشتهایتان را دوره کنید.
* بعضیها دوست دارند که یادداشتهایشان را پاکنویس کنند، اما سعی کنید برای اینکار وقت زیادی اختصاص ندهید.
* هنگام دوره زیر نکات مهم خط بکشید.
نکات دیگری راجع به گوش کردن:
* خوب گوش کردن به معنی توجه کردن است.
* تمام آنچه را که گفته میشود بشنوید، نه آنچه را که دوست دارید.
* آنچه را که میشنوید با آنچه که از قبل میدانستید ربط دهید.
* نکات مهم درس را تشخیص دهید.
* سعی کنید نکات مهمی را که ممکن است سوال امتحان باشد، تشخیص دهید.
* صحبتهای معلم را دنبال کنید. ( حدس بزنید صحبتهای بعدی او چه خواهد بود. )
* به دقت به آنچه معلم راجع به تکالیف درسی میگوید، گوش کنید و در صورت نیاز آن را یادداشت کنید.
* به دقت گوش کنید و به دنبال عبارات کلیدی معلم باشید و به آن اهمیت دهید. عباراتی همچون ” این مطلب مهم است…، مهم است بدانید که… و یا لازم است که این مطلب را برای امتحان بدانید… ”
بخاطر بسپارید که گوش کردن با شنیدن متفاوت است.
شما میتوانید هرچیزی را بشنوید، اما به آن گوش نکنید یا از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر بیرون کنید.
برای گوش کردن باید فکرکنید و فعال باشید نه منفعل.
منظور باب پایک از گفته بالا، لذت یادگیری بوده است که از مشارکت و درگیر شدن با مطلب به دست می آید. او همچنین به ما یادآور می شود که افراد بزرگسال، بچه هایی هستند که فقط جثه بزرگی دارند. خیلی از ما دوست داریم بازی کنیم، کشف کنیم، رنگ آمیزی کنیم و بازی و سرگرمی را با یادگیری ترکیب کنیم.
علاوه بر این، استرس و اضطراب بالا موانع موجود بر سر راه یادگیری هستند. بنابراین وقتی معلم بتواند از بازی، شوخی و تفریح برای کاهش این استرس و اضطراب استفاده کند، آنوقت دانشجو با خیال راحت و آسوده و با فراغ بال به یادگیری می پردازد.
معلمین می توانند همچنین از طنز و شوخ طبعی برای کاهش مقاومت شاگردان استفاده کنند. برای مثال، خیی از معلم ها را دیده ام که به جای واژه داوطلب از واژه قربانی استفاده کرده اند و طنز موجود در این گفته باعث شده افراد بیشتری داوطلب شوند و درنتیجه شاگردان از یادگیری لذت ببرند.
خنده و شوخی تا حد زیادی بستگی به ارتباط شما با دانش آموزان دارد. گاهی اوقات رابطه شما بعنوان معلم با شاگردانتان بر مشارکت آنها در کلاس و یادگیریشان تاثیر دارد. اگر شما را دوست داشته باشند، احتمال اینکه از شما چیزی بیاموزند و در کلاس مشارکت داشته باشند خیلی بیشتر است. درعوض، شوخی و طنز می تواند کوتاهترین فاصله بین دو فرد باشد.
وقتی گروهی روی یک مشکل کار می کنند، گاهی اوقات بهترین کار این است که وقفه ای در کارشان ایجاد کنند، روی یک معما کار کنند، کمی قدم بزنند، یا هر نوع تفریح دیگری را انجام دهند که به آن علاقه مندند. این روش ذهن را آزادتر می کند و باعث می شود بهتر بتوانند روی مشکلشان کار کنند.
در زیر نکات و توصیه هایی برایتان آورده ایم که به شما کمک می کند تفریح و سرگرمی را هم وارد روند آموزش خود کنید و نتیجه بهتری به دست آورید:
۱) آنها را هم وارد کار کنید. می دانیم که اگر دانشجوها در کلاس درس منفعل باشند، مطمئناً دچار پس رفت می شوند. بنابراین باید در چنین زمانهایی بلافاصله آنها را با یک سرگرمی مشغول کنید. مثلاً من خودم در کلاسهای مهارت های میتینگ از شاگردان می خواهم که خصوصیات بدترین میتینگی که در آن شرکت داشته اند را برایم لیست کنند. این کار هم نوعی سرگرمی است و هم به روند یادگیریشان کمک می کند.
۲) مشغول نگهشان دارید. وقتی انرژی در شاگردها جریان پیدا کرد، باید این جریان را حفظ کنید. به طور کل، سخنرانی های خود من در کلاس ندرتاً بیشتر از ۱۰ دقیقه طول می کشد و مدام فعالیت هایی مثل آنچه در مورد بالا ذکر شد را از آنها می خواهم.
۳) از داستان استفاده کنید. داستانسرا (معلم) با اشارات، حرکات، تغییر لحن، و حالات صورت، پل ارتباط بین داستان و مخاطبین است. این داستان ها می تواند هم سرگرم کننده باشد و هم یک مفهوم را به آنها منتقل کند.
۴) از کلیپ های ویدئویی استفاده کنید. دانش آموزان در همه سنین دیدن فیلم را خیلی دوست دارند. برای مثال، در یکی از کلاسهای آموزش مهارت های سخنرانی، من یکی از فیلم های “فریس بولر” را برای شاگردانم پخش کردم که بحثی درمورد تاثیر و عدم تاثیر مهارت های سخنرانی راه بیندازم.
۵) از بازی استفاده کنید. بازی می تواند یک موضوع خیلی خشک را به یک بحث جالب و سرگرم کننده تبدیل کند. مثلاً من در کلاس کنترل فرایند آمار، از دانشجوها خواستم که یک بازی طاس انجام دهند تا احتمال و نمودار ستونی را به آنها معرفی کنم.
۶) جایزه بدهید. انرژی که یک تکه شکلات یا حتی بازی پولی به شاگردها می دهد غیرقابل باور است. در یکی از کلاس ها ما این بازی پولی را پیاده کردیم که براساس سطح موفقیت گروه ها انجام می شد. اینکار علاوه بر تفریح، تمرکز شاگردها را هم بالاتر برد.
۷) از وسیله های مختلف استفاده کنید. به محض اینکه من با خودم یک وسیله سر کلاس می آورم، توجه همه شاگردها به آن جلب می شود. مثلاً برای نشان دادن “تعادل مفهوم” من یک کیسه حبوبات به سمت یکی از شاگردها پرت می کنم. وقتی آن شاگرد آن را دوباره به سمت من پرت می کند، به بچه ها توضیح می دهم که این نشاندهنده ارتباط آشکار است. خیلی از معلم ها را دیده ام که برای توضیح دادن یک مفهوم خاص در ارتباط یا یک نوع ارتباط خاص، از کلاه ها و لباس های مختلف استفاده می کنند.
از رنگ، تصویر و موسیقی استفاده کنید.استفاده از رنگ، تصویر و موسیقی لذت و تفریح را بیشتر کرده و به یادگیری هم سرعت می دهد. جو استرلینگ در کلاس های خود از تکنیک های گرافیکی که در آن از تصویر و رنگ و کلمات استفاده شده است، بهره می گیرد. او در این باره می گوید، “سالیان سال تجربه به من یاد داده که این تکنیک های گرافیکی ارزش جلسات آموزش، میتینگ ها، مکالمات، و جلسات برنامه ریزی، را بالاتر می برد.”
۹) از استعاره و تمثیل استفاده کنید. استفاده از استعاره و تمثیل راه بسیار خوب و سرگرم کننده ای برای توضیح دادن مطالب و فهماندن آن به شاگردان می باشد. مثلاً من وقتی در یک شرکتی که متحمل تغییرات زیادی می شد درس می دادم، از شاگردانم خواستم برای توضیح احساس خود به آن تغییر از یک تصویر استفاده کنند. یک گروه گفت “این تغیر مثل این است که در موج گرفتار شده ای و بالا و پایین می پری”. گروه دیگر گفت “این تغییر مثل این می ماند که در یک مزرعه ذرت گم شده ای و نه نقطه شروعت رامی بینی و نه می دانی که چطور باید از آنجا بیرون بیایی.”
با استفاده از ایده هایی که در این مقاله گفته شد، لذت یادگیری را در دانشجویانتان چندبرابر کنید.
مکان مطالعه:
بهتر است برای مطالعه ثمربخش جای ثابتی را انتخاب کنیم مثلا پشت میز بنشینیم و مطالعه کنیم. در مورد نور مکان مطالعه بهتر است از دو ترکیب نوری هم طیف زرد و هم طیف سفید استفاده کنیم تا چشم ها خسته نشوند. دمای اتاق مطالعه باید در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد باشد چون احساس گرمای زیاد باعث حواس پرتی و خواب آلودگی می شود. هر چقدر فضای دورتان هنگام مطالعه محدودتر باشد میزان حواس پرتی تان نیز کمتر خواهد بود. بهترین جا برای درس خواندن منزل است ولی اگر به هر دلیل نمی توانید در خانه مطالعه کنید، از فرهنگسراها یا کتابخانه ها استفاده کنید.
زمان مطالعه:
هیچ قانونی برای زمان مطالعه نداریم هر وقت که راحت بودید چه صبح زود و چه شب تا دیروقت می توانید مطالعه کنید و درس بخوانید. ولی سه زمان در یادگیری مهم است که بهتر است در این زمان ها مطالعه کنید:
الف) اول صبح:
چون تازه از خواب بیدار شدید و ذهنتان آماده است که مطالب را به راحتی در خود نگه می دارد پس برنامه های روزانه خود را طوری تنظیم نمایید که حتما اول صبح نیم ساعت یا یک ساعت درس بخوانید.
ب) آخر شب:
به دلیل این که بعد از درس می خوابید و منع بعدی ندارید پس مطالب فرصت پیدا می کنند تا از نیمکره راست که جایگاه حافظه کوتاه مدت است، وارد نیمکره چپ که جایگاه حافظه بلندمدت است، شوند برای همین یادگیری افزایش پیدا می کند.
ج) دو ساعت قبل از غروب آفتاب:
به دلیل این که کاهش اشعه کیهانی و نوع رابطه خورشید با زمین اختلا ل حواس در این زمان کم می شود، پس سعی کنید از این زمان استفاده کنید. البته این سه زمان برای درس خواندن مناسب هستند ولی نباید زمان های دیگر را از دست بدهید.
روش مطالعه:
رعایت مراحل زیر شاگرد را به صورت فعال در جریان یادگیری درگیر می سازد و زمینه هایی را برای تمرین اطلا عات تازه ای که شاگرد فراگرفته است فراهم می آورند.
۱) مرحله اول - مرور کردن:
برای یافتن اطلا عات جدید اولین گام مرور کلی است این کار به شما کمک می کند که اطلا عات هر فصل را با تجارب قبلی خود پیوند زنید و دانش مربوط را در ذهن خویش فعال سازید.
۲) مرحله دوم - سوال کردن:
سوال به شما کمک می کند که به صورت فعال با مواد خواندنی درگیر شوید و همین طور در پیش بینی کردن سوالات امتحانی نیز به شما کمک می کند.
۳) مرحله سوم- خواندن:
مطالب را بخوانید و در ضمن مطالعه سعی کنید سوالاتی که در مرحله دوم طراحی کرده اید پاسخ دهید و آنچه را می خوانید، با دانسته های قبلی خود ربط دهید.
۴) مرحله چهارم - از برخوانی:
به محض آنکه مطالعه یک قسمت را تمام کردید، تلاش کنید سوالاتی که درباره آن قسمت طراحی کرده اید پاسخ دهید. این تمرین به شما کمک می کند که از طریق ربط دادن مطالب جدید با اطلاعات قبلی به متن مزبور معنا ببخشید.
۵) مرحله پنجم - بازخوانی:
بازخوانی موجب صرفه جویی دروقت شما می شود، زیرا ضروری نیست که تمام مطالبی را که قبلا مطالعه کرده اید دوباره بخوانید. با این پنج مرحله نه تنها می توانید مطالعه خویش را تقویت کنید بلکه می توانید آن را به دیگران نیز آموزش دهید.
مطلب آخر
در انتها نکات مهم و کلیدی که می توانند کمک کنند تا یک مطلب خوب را به مدت طولانی حفظ کنید و خود را بدان سازگار سازید را بیان می کنیم:
برای گرفتن تصمیم جدید نباید تصمیم بزرگی را در ابتدا اتخاذ کرد. بلکه باید از تصمیم های کوچک شروع کرد. یعنی دانش آموزی که عادت ندارد درس بخواند نباید با یک برنامه ۱۰ ساعته شروع کند بلکه باید با یک برنامه دو ساعته شروع کند. برای آنکه بتواند این روند را ادامه دهد.
در موقع ایجاد عادت جدید، راندمان بین ۲۱ تا ۴۰ روز کاهش پیدا می کند. یعنی فردی که می خواهد رفتار جدیدی را آغاز کند باید بداند که در مرحله اول نه تنها اتفاق مثبت خاص نمی افتد بلکه اتفاقات منفی نیز پیش می آید یعنی راندمان کم می شود مثل اینکه فرد مریض می شود. یعنی اگر فرد می خواهد عادتی را در خود ایجاد کند باید ریاضت بکشد و خوشبختانه از آن جایی که نام انسان از دو ریشه انس و نسیان گرفته شده است، سریع یک وضعیت را «نسیان» (فراموش) می کند و به وضعیت جدید «انس» می گیرد منتظر نقطه آغاز برای شروع تحول جدید نباشید. نگویید از اول هفته شروع می کنم یا از اول ماه درس می خوانم. هر وقت خواستید تغییری در خود ایجاد کنید، آن زمان مناسب است و می تواند آغاز حرکت باشد.

رنگ چیست؟
در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگهای قابل رؤیت تجزیه میشود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگهای دیگر نیست.
آزمایشهای بعدی نشان داد که با ترکیب نورها میتوان رنگهای مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود میآورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی میگویند. بعضی از رنگها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی میکنند و نور سفید میسازند. این رنگها را نیز رنگهای مکمّل مینامند.
تاثیرات رنگها از نظر روانشناسی
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است. رنگهایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگهای سرد نامیده میشوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بیتفاوتی را به ذهن آورند.
روانشناسی رنگها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگهای قدیمی، از جمله مصریها و چینیها، از رنگها برای درمان استفاده میشده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته میشود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار میگیرد.
در این روش:
از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده میشود.
از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده میشود.
از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده میشود.
از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده میشود.
از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتیهای پوستی استفاده میشود.
اغلب روانشناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید مینگرند و میگویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگها اغراق شده و رنگها در فرهنگهای مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهشها نشان دادهاند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آنها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آنها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
روانشناسی رنگهای مختلف
1- روانشناسی رنگ سیاه ![]()
سیاه تمام نورها در طیف رنگها را جذب میکند.
سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار میگیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته میشود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیتهای خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده میشود.
رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار میگیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایشهای مد مورد استفاده قرار میگیرد.
2- روانشناسی رنگ سفید ![]()
رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
رنگ سفید میتواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستانها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده میکنند.
3- روانشناسی رنگ قرمز ![]()
رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
4- روانشناسی رنگ آبی ![]()
آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن میآورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
رنگ آبی، میتواند احساس غم، درونگرایی یا گوشهگیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار میگیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاقهای آبی کارآیی بیشتری دارند.
رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگهاست امّا یکی از رنگهایی است که کمترین اشتها را بر میانگیزد. در برخی از برنامههای کاهش وزن توصیه میشود که غذای خود را در بشقابهای آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکیها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته میشود.
رنگ آبی میتواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
5- روانشناسی رنگ سبز ![]()
رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
پژوهشگران دریافتهاند که رنگ سبز میتواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانشآموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، میتوانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار میرفته است.
از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده میشود.
رنگ سبز باعث کاهش استرس میشود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار میکنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش میشوند.
6- روانشناسی رنگ زرد ![]()
رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر میتواند باعث چشم درد یا در حالتهای خاص از دست دادن بینایی گردد.
رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر گریه میکنند.
رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد.
چون رنگ زرد، از بقیه رنگها زودتر دیده میشود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
7- روانشناسی رنگ ارغوانی ![]()
رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
8- روانشناسی رنگ قهوهای ![]()
رنگ قهوهای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است.
رنگ قهوهای همچنین میتواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
رنگ قهوهای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن میآورد.
رنگ قهوهای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی میتواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
9- روانشناسی رنگ نارنجی ![]()
رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود.
رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن میآورد.
رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
10- روانشناسی رنگ صورتی ![]()
رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
رنگ صورتی اثر آرامبخشی دارد. در ورزشگاهها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی میکنند تا بازیکنان آنها کم انرژی و منفعل شوند.
با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافتهاند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود میآید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندانها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.
مقــدمـــــه:
در اولین روزهایی که کامپیوتر شخصی (PC) ظهور نمودند، یک نفر ایده ای کاملاً نا آشنا برای آن زمان اعلام کرد که تمامی داده های کامپیوتری حاصل از این کامپیوترها منجر به پدید آمدن معقوله ای به نام کارهای اداری بدون کاغذ یا Office paperless خواهد شد. اکنون در دهه ی دوم تولد PC و در حقیقت انقلاب کامپیوتر شخصی قرار داریم و متأسفانه بیش ازهرزمان دیگری درختان برگهای خود را دست می دهند تا نسخه ی چاپی از تمامی جزئیات بودجه های شرکت به همراه نمودارهای کاملاً رنگی تهیه شود (البته این معقوله نسخه های چاپی تنها به دنیای اداری و صنعت باز نمی گردد و می توانید نمونه های ساده از کل را در زندگی خود نیز مشاهده کنید، یکی از بارزترین آنها کارتهای تبریکی است که خود در خانه شکل می دهید). تنها ما بیش از هر زمان دیگری در حال خلق نسخ چاپی هستیم بلکه کامپیوتر و چاپ کامپیوتری نیز تبدیل به یک هنر گشته است. ماهیت بسته های نرم افزاری جدید – نشر کامپیوتری ، چیزی جز بدست آوردن صفحات پرینت شده با کیفیت بهتر نیست.
هر کس که در زمان به وجود آمدن PC، این پیش بینی نادرست (کارهای اداری بدون کاغذ) را ارائه کرده بدون شک یك حقیقت مهم را در نظر گرفته است. وی احتمالاً در ذهن خود تنها تصویری از چگونگی استفاده ی اداره ها از کاغذ در زمان ماشین های تحریر را بررسی نموده است. در آن زمان هیچ چیزی به جزء حروف سیاه نبود که شما می توانستید آنها را روی کاغذ بنویسید، که در اغلب موارد از کارایی بالایی برخوردار بود، اما کسل کنندگی خاصی را با خود داشت. اگر تمامی آن نوشته ها و خاطرات زشت ( از لحاظ تایپ و طرح حرف)، بایك پست الکترونیک جابجا می شد، دیگر جهان از این همه ضایعات رنج نمی برد. اما آنچه که فرد پیش بینی کننده ی کارهای اداری بدون کاغذ، به آن توجه نکرده بود، توانایی نرم افزارهای کامپیوتری و تکنولوژی پرینت بود در فراهم آوردن امکانات ایجاد نسخه های چاپی رنگی، در زمانی بسیار کم و به آسانی نسخ چاپی که می تواند از گزارشات، عکس ها، روزنامه ها، نمودار ها و البته بودجه ی شرکت و یا کارت های تبریک چاپ گردند. حتی بهترین دستگاه Selectric شرکت IBM نیز قادر نیست به این حدود نزدیک شود.
سرعت و راحتی چاپ اولین اصلاحاتی بودند که در صنعت چاپ به وجود آمدند. در حالیکه اشتباهات فنی چاپ در دستگاه های تحریر سخت و تنها با دست قابل غلط گیری بود، اما امروزه با پیشرفت صنعت چاپ و در حقیقت ظهور پرینترهای کامپیوتری سریع، این شکل نیز به پایان خود نزدیک شده است و شما می توانید با توجه به سرعت بالای این دستگاه سریعاً متن خود را اصلاح کنید و نسخه ی جدیدی از آن را پرینت کنید.
ظهور عکس در نسخه های چاپی از اصلاحات بعدی بود. دیگر دوره ی اسناد متنی به پایان رسید. در حقیقت این دوره با به وجود آمدن اولین نرم افزاری که می توانست حتی نمودارهای خطی را نیز با استفاده از یک پرینتر ماتریس نقطه ای Dot.matrix printer چاپ کند، خاتمه پذیرفت. امروزه هر چیزی که قابل دیدن باشد را می توان با استفاده از یک دستگاه پرینتر اداری، چاپ کرد.
امروزه رنگ است که تحت تسلط پرینترهای اداری در می آید. با وجود کاهش روز افزون هزینه های پرینتر رنگی اداری، کیفیت و سرعت آنها در چاپ افزایش می یابد. دلیل این امر را می توان در توانایی این پرینترها در کار کردن مانند پرینترهای سیاه و سفید بیان کرد. شما نیز می توانید انتظار داشته باشید که اگر تاکنون پرینترهای رنگی را مشاهده نکرده اید، به زودی زود آنها را در کنار خود داشته باشيد، زیرا با گذشت هرچه بیشتر زمان این پرینترها نمود بیشتری در اداره ها و خانه ها پیدا می کنند و امید است در آینده ی نزدیک به طور کامل جای چاپگرهای سیاه و سفید را بگیرند.
اما باید توجه کنید که کاغذ از کارهای اداری حذف نگشته است و به جای آن از اهمیت قابل توجهی برخوردار شده است. دستگاه پرینتر که در گذشته ی نه چندان دور به خاطر تقریب بد در چاپ کاراکترها، در حال فراموش شدن بود، امروز تبدیل به یکی از اجزاء اصلی سیستم های کامپیوتری گشته است.
مفاهيم كليدي:
نقاط Ben day :
نقاط مجزای جوهر که یک تصویر پرینت شده را می سازد (تزئین می کند).
فونت Bitmapped:
کاراکترهایی که با استفاده از نگارش مکان هر یک از نقاط جوهر در یک ماتریس نقطه ای، خلق می شوند. در برخی از موارد به آنها فونت های راستار (محل تصویر) نیز گفته می- - شود. بیشتر از این فونت ها در پرینترهای ضربه ای استفاده می شود. امروزه و به علت تطبیق پذیری فونت ها مورد استفاده در windows، کاربرد این فونت ها به حداقل خود رسیده است.
CYMK :
آبی، زرد، قرمز و سیاه – چهار رنگی که در بیشتر موارد در پرینترهای رنگی استفاده می شوند.
روش گرافیکی dithering :
ترکیب نقطه های رنگارنگ برای پدید آوردن یک رنگ جدید فرایندی که در آن فراوانی و جای جوهر را برای خلق سایه ی خاکستری استفاده می کنند.
ماتریس نقطه ای:
گراد (شبکه ی) نقاط افقی و عمودی که تمامی نقاط ممکن را می سازد (در اغلب موارد بیش از 900000 نقطه) نقاطی که می توانند در نقشه ی بیتی (Bitmap) یک کاراکتر مجزا به کار گرفته شوند. ماتریس های نقطه ای را با چاپگرهای ضربه ای اشتباه نگیرید. پرینترهای جوهری نیز می توانند حروف Bitmapped را با استفاده از یک ماتریس به وجود آورند.
فونت / طرح حروف:
طرح حروف / فونت، طرحی است برای الفبا که با توجه به عناصری چون: زاویه حروف (Serifs)، درشتی آنها و شکل آنها، تشخیص داده می شوند. Times Roman، Helvetica، Courier، تماماً فونت هستند. پس می توان گفت که فونت یک طرح با اندازه ی خاص و گوناگونی خاصی است. مثلاً فونت Courier با اندازه 12، هنگامی که پهن (Bold) باشد با طرح Italic خود متفاوت است.
پرینتر ضربه ای:
یک پرینتر که از یک ضربه ی سریع برای انتقال دادن جوهر از روی نوار خود بر روی کاغذ، استفاده می کند.
پرینتر جوهری:
چاپگری که شکل ها و متون را با بیرون ریختن نقاط ریز و کوچک جوهر برروی کاغذ شکل می دهد.
PDL (زبان تشریح):
یک زبان نرم افزاری که پرینترها از آن برای کنترل کارهای چاپ پیچیده و شکل استفاده می کنند. از پست اسکریپت (یادداشت الصاقی به پایین چیزی) و True Type را می توان به دو عدد از رایج ترین زبان های PDL معرفی کرد.
Point (پوینت):
1/v2 هر اینچ، واحد قدیمی برای اندازه گیری حروف است.
هد چاپ:
مکانیزمی که در واقع جوهر را از پرینتر به کاغذ انتقال می دهد.
وضوح / قدرت تفکیک اجزا:
کیفیت عکس ها و متونی که یک پرینتر به صورت نسخه های چاپی بیرون می دهد تا حد زیادی وابسته به قدرت تفکیک اجزا خود پرینتر می باشد. معمولاً قدرت تفکیک (Resolution) را با استفاده از بیان تعداد نقاط جوهری که یک خط یک اینچی را تشکیل خواهند داد. مشخص می کنند، 300dpi رایج ترین قدرت تفکیک برای پرینترها است. البته پرینترهای 1200 , 600 dpi نیز روز به روز در بازار نمود بیشتری پیدا می کنند.
...................................
این متن ترجمه شده هست
کامبوچا اسمی است که کشور های غربی بر روی چای شیرین شده گذاشته اند. تخمیر این چای به وسیله مواد جامد میکروسکوپی میکروارگانیزم ها انجام می شود. نام این مخمر کلونی کامبوچا می باشد. معمولا دارای گونه های استوباکتر می باشد. این یکی از قدیمی ترین مراحل برای ساخت سرکه نیز هست. این چای طرفداران زیادی را در سراسر جهان دارا می باشد. و معمولا در جشن های تلوزیونی و سخنرانی ها از آن استفاده می شود. محبوبیت بیشتر این چای هنگامی آشکار می شود که بدانید شرکت های بزرگ بسیار زیادی آماده اند تا آن را به طور گسترده تولید کنند.
تاریخچه:
تاریخچه این ماده نوشیدنی بر میگردد به دوران سلسله کین در چین. چینی ها در ان زمان این چای را با نام اکسیر سلامتی میشناختند. آنها اعتقاد داشتنند که این ماده قادر است مشکلات مربوط به شکم و معده را مداوا کند وحتی قادر است نقش بسیار مهمی را در حضم بازی کند. دانش مربوط به چای کامبوچا در ابتدا به روسیه و بعد از آن به غرب اروپا وارد شد. این درست زمانی بود که چای محبوبیت جهانی پیدا کرده بود.
روسیه " قارچ چای"
انتقال چای به روسیه را در ابتدا در کشور های روسیه و اکراین گذارش کرده اند. و درست در سال 1900 محبوبیت عمومی پیدا کرد. مخمر کامبوچا را به طور محلی chayniy grib مینامند. و خود نوشیدنی را با نام grib می دانستند.
اجزاء:
کامبوچا دارای مخمرهای گوناگون و هم چنین اسیدهای زنده، آنزیم های فعال و اسیدهای آمینه مختلف می باشد. در مورد چای سازهای خانگی، هیچ راهی برای فهمیدن اجزاء آن وجود ندارد مگر آنکه نمونه ای از آن را به آزمایشگاه بفرستید. سازمان دارو و غذای آمریکا هیچ گونه یافته ای در مورد اثرات این چای بر سلامتی انسان ندارد. در نهایت کامبوچا می تواند دارای اجزاء زیر باشد:اسید گلوکونیک، اسید لاکتیک، اسید مالیک و هم چنین ویتامین های گروه B.
اثرات سلامتی:
با نگاهی به تاریخچه کامبوچا هیچ گونه گذارشی بنا بر وجود مواد سمی در آن که باعث به خطر افتادن سلامتی انسان بشود نشده است. البته بررسی ها نشان داده اند که اگر شما در حال مصرف دارویی خاص می باشید و یا از مواد جایگزینی استفاده می کنید بهتر است احتیاط لازم را داشته باشید. این چای هم چنین ممکن است فرد را دچار بیماری های آلرژیک بکند. در موارد حاد باید خود را به پزشک نشان دهید.
گفته ها:
طرفداران این نوشیدنی بر این باورند که کامبوچا قادر است با میکروب های درون زا بدون استفاده از هیچ گونه ماده سمی مبارزه کند. البته این در صورتی است که عمل تخمیر و درست کردن آن با احتیاط کامل انجام شده باشد. افزایش اسید گلوکرونیک در ادرار بعد از صرف این ماده می تواند دلیل بر درستی این ادعا باشد.
آنالیزهای ابتدایی در مورد کامبوچا نشان می داد که اسید گلوکرونیک جزء کلیدی این نوشیدنی می باشد. اما آنالیزهای اخیر چیز دیگری را بیان می کنند، اطلاعات مربوط به این قسمت را می توانید در کتاب بررسی و انالیز کامبوچا مطالعه کنید.
کشور روسیه توانست آنالیز موفقی را در مورد کامبوچا ارائه دهد، گه در مورد مصارف خانگی و چه در مورد مصارف تجاری. متخصصان نتوانستند هیچ گونه اثری از اسید گلوکرونیک پیدا کنند.
اما آنها حدس زدند که عامل و جزء دیگر است که باعث سلامتی و اثرات مثبت در بدن می باشد:
D-glucaro-1,4lactone نیز هم چنین با نام اسید گلوکاریک شناخته شده است. در نتیجه عامل کلیدی کامبوچا حفاظت از تخریب باکتریایی اسید گلوکیونیک می باشد که باعث افزایش قدرت دفع اسیدی کبد می شود. اسید گلوکاریم به عنوان عاملی جداگانه ترشح می شود که یکی از عوامل جلوگیری کننده از سرطان می باشد.
حفاظت و آلودگی:
همانطور که در مورد دیگر غذا ها هم اجرا می شود، در طول آماده سازی و انبار مواد غذایی باید نهایت احتیاط را انجام داد تا موادت غذایی از آلودگی در امان باشند. یکی از کارهایی که باید در خانه انجام داد نگه داشتن کامبوچا به دور از الودگی و در مکانی امن می باشد. برای ایمن نگه داشتن کامبوچا بهتر است نکات زیر را به یاد داشته باشید، نکاتی مانند: میزان اسیدی پائین، دمای درست و مناسب و محیط تمییز.
در هر مرحله از آماده کردن این نوشیدنی، این نکته مهم است که دست ها و موادی که برای آماده کردن این نوشیدنی به کار می روند تمییز باشند تا از آلوده کردن کامبوچا جلوگیری شود. به دلایل امنیتی، بهتر است کامبوچا را فقط در ضروف مخصوص تبخ غذا درست کنید. کامبوچا را هرگز در ضروف کریستالی سربی، پلاستیکی و سرامیکی درست نکنید. این به خاطر احتمال نفوذ اسید به داخل محلول تولیدی شما می باشد. مخمرها را با درپوشی بپوشانید، و رد محیطی امن و پاکیزه قرار دهید. با این کارها می توان خطر آلوده شدن کامبوجا را به وسیله باکتری ها و مواد آلوده کننده به حد اقل رساند.
نگه داشتن میزان اسیدی نوشیدنی در مقادیر مناسب یکی دیگر از عوامل مهم به شمار می رود. مخصوصا در محصولات خانگی. رشد کامبوچا بیشتر در محل های اسیدی انجام می گیرد، و البته محیطی امن برای رشد کپک و باکتری را هم فراهم خواهد کرد. میزان اسیدی کامبوچا باید چیزی ما بین 2.5 تا 4.5 باشد. کمتر از این مقدار برای انسان بسیار خطرناک است زیرا مقدار اثر اسیدی آن خیلی بالا می باشد. بیشتر از این مقدار هم باعث رشد باکتری ها خواهد شد. استفاده از چای تازه و یا سرکه می تواند میزان ایدی ماده را کنترل کند. تعدادی از چای سازها میزان غلظت اسیدی ماده نوشیدنی را در ابتدا و انتهای کار مورد آزمایش و بررسی قرار می دهند. اگر بر روی سطح کامبوچا کپک رشد کند، بهتر است ان را دور بی اندازید و یک بار دیگر کار خود را از اول شروع کنید.
تاثیرات مشاهده شده دیگر:
در کنار مزایایی که که این نوشیدنی می تواند داشته باشد، مصرف کنندگان از نوعی حالت خوبی هم که بعد از مصرف به انها دست داده است صحبت می کنند. این نوع احساس را معمولا حالت ریلکسیشن و یا حالت های متعادل خوشی می نامند. و مهمتر از همه یک حس در تمام وجود ( ذهنی و بدنی ) به شما دست خواهد داد که شما را تواناتر نشان می دهد. کامبوچا دارای مقادیر متفاوتی از الکل و کافئین می باشد. میزان الکل بین 0.5% و بیشتر است( این مقدار بستگی به میزان زمان فعالیت غیر هوازی و میکروب ها دارد ). با توجه به اطلاعاتی که در دست می باشد وجود و تولید آلکالین نیز در مقدار الکل موجود در این نوشیدنی موثر می باشد. در آماده سازی های تجاری معمولا این میزان به صورت استاندارد 0.5% می باشد.
استات باعث افزایش جریان خون به مغز می شود. یکی دیگر از دلایل این حالت، اسید آمینو می باشد که به طور معمول در چای وجود دارد. این ماده باعث به کار افتادن سیستم ایمنی و جریان خون می شود. در مراحل شدیدتر اثرات منفی می تواند به دلیل وجود مواد سمی در نوشیدنی ایجاد شود. این مواد سمی معمولا به دلیل آلودگی موجود در مخمرها به وجود امده اند.
کامبوچا چیست؟
کامبوچا نوشیدنی است سالم که از ترکیب چای و شکر در مخمرهای کامبوچا درست شده اند. نوشیدنی مزه ای بین شامپاین و سیب خواهد داشت. این بستگی به نوع چایی خواهد داشت که شما استفاده کرده اید. مزه آن اصلا با آنچه شما تصور می کنید یکی نیست. ( مزه چای ).
اصل و مرجع کامبوچا در زمان گم شده است. گرچه حدس زده می شود که از شرق دور و به احتمال زیاد چین آمده باشد و در حدود 2000 سال نیز مصرف می شده است. اولین گذارشی که از مصرف کامبوچا در دسترس می باشد مربوط به چین است.
...........................................
این یه متن ترجمه شده هست برای همین جای دیگری نیست امیدوارم بتونیم مطالب علمی فارسی را روز به روز بیشتر کنیم
.............................................
این متن ۳۰ صفحه هست اگه میخوایید بقیه اون رو داشته باشید روی این لینک پایین کیک کنید
http://lordesyah2.persiangig.ir/Cumbach.pdf
مقدمه:
تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .
مراحل يازده گانه:
1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.
2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)
3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)
4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .
5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .
6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .
7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .
8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .
9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).
10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.
11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)
سیستم رتبه بندی Aaa مودی، که یک سیستم مالی بین المللی می باشد، بر پایه سرمایه گذاری قوی و مدیریت سالم آن، اعضای آن در بانک جهانی و پشتیبانی خوب سهام داران آن استوار است. بر خلاف دیگر بانک های توسعه یافته چندجانبه ای، IFC به یک شرکت خصوصی تعلق دارد که در آن سودهای به دست آمده دارای تضمین بالایی نمی باشند. کار این شرکت معمولا در مورد فعالیت هایی اقتصادی با خطر بالا می باشد. این شرکت هم چنین دارای سرمایه های فراخواندنی نیز نمی باشد. این عامل یکی از مهمترین غعواملی است که برای رتبه بندی از آن استفاده می شود. در نتیجه مودی در اینجه سطح بالای سرمایه را به عنوان عاملی مهم برای رتبه بندی تحت بازبینی قرار می دهد. بر طبق گفته این انجمن، روند مالی مورد نظر چهار سال گذشته در سال 2007 هم ادامه دارد، با درآمد های بالای برابر حاصل از سود سهام ها. هم چنین سود سهام این شرکت در بالاترین سطح ممکن خود وجود دارد که به میزان 3 بیلیون دلار افزایش پیدا کرده است. مودی اعتقاد دارد که تمام عواملی که در بالا به آنها اشاره شد، به اندازه9 کافی قدرت دارند که بتوانند پشتیبانی برای رتبه بندی Aaa باشند. بدون در نظر گرفتن از بین رفتن سرمایه ها.
IFC سازمانی چندجانبه می باشد که پیشرفت کشورهای عضو خود را از طریق توسعه سرمایه گذاری خصوصی افزایش می دهد. این همکاری، همکاری است بین گروه بانک جهانی که شامل IBRD، مرکز جهانی سرمایه گذاری ( ICSID )، همکاری توسعه بین المللی ( IDA )، آزانس تضمین سرمایه گذاری چند جانبه ( MIGA ) می باشد. IFC وام هایی برابر و سرمایه گذاری هایی خصوصی را در دشرکت های خصوصی انجام می دهد. و هم چنین این شرکت خدمات مشاوره ای هم ارائه داده است. علاوه بر گسترش دادن منابع و ذخایر خود، شرکت به دنبال کاتالیز کردن شرکت های خصوصی در کشورهای در حال توسعه می باشد.
برای چندین سال متوالی است که شرکت IFC با دنبال کردن استراتژی مرزی قادر بوده است که فرصت هایی را در کشورها و مناطق درحال توسعه ایجاد کند، که قبل از آن وجود نداشته است. IFC معتقد است که برای پیشرفت های آینده شرکت باید از همین کشورهای در حال توسعه استفاده کرد. به همین دلیل یکی از اهداف شرکت IFC کمک به ایجاد سرمایه گذاری در کشورهای در حال توسعه و کمک به رشد بازارهای کوچک و متوسط آنها می باشد. و هم چنین درخواست کمک برای ساخت پایه ها و اساس های بازارهای این مناطق.
این دو شرکت سرمایه گذاری های جدیدی را بر پایه گسترش بازار های محلی ارائه داده اند که هدف اصلی آن کمک به ایتیاجات سرمایه گذاری های بلند مدت در کشورهای مختلف می باشد. GEMLOC اولین شاخه از شرکت های خصوصی مربوط به بانک جهانی می باشد. طرح ریزی شده است که GEMLOC در حدود 5 بیلیون دلار داشته باشد، و به وسیله سرمایه گذارهایی بنا شود که مدیر خارجی جلب کند از کارمندان مورد نظر مانند موسسات خصوصی و بانک های جهانی. این سرمایه در ابتدا تنها در حدود 15 تا 20 کشور را تحت پوشش قرار د اده بود مانند چین، برزیل و مصر. این تعداد در 5 سال گذشته به 40 کشور افزایش یافت. IFC همچنین مسئول اجرای برنامه جدید ساخت بازارهای در حال شکلگیری جهانی می باشد. این شرکت با این کار معیاری را برای ارزیابی کلاس های مختلف و جذب سرمایه گذاری بنا نهاده است.
نتایج درآمد سال 2007
سال 2007 پنجمین سال متوالی بود که IFC سود خود را از طریق اقتصاد توئسعه یافته و محیط های مالی به دست آورده بود. این درآمد تا 2.6 بیلیون دلار افزایش پیدا کرد، یعنی بیشتر از درآمد قبلی 1.8 بیلیون دلاری در سال 2005. تصویری که می توان از سال 2007 داشت برگشت به متوسط ارزش خالص یعنی 21.3% بوده است. بدون در نظر گرفتن تاثیرات تنظیم کننده در مورد کارایی EITF 03-16 در سال 2005 و هم چنین در مورد SFAS. همکاری های ICR هم 4.3 را نشان می دهد که نسبت به سال قبل یعنی 3.1 افزایش خوبی را نشان می دهد. این درآمد به طور غیرعادی از برابری بالای درآمدهای حاصل از سرمایه گذاری ها به دست امده است. درآمد حاصل از سرمایه گذاری های برابر تقریبا حدود 80% از سرمایه های موجود را تامین کرده است. و درآمد 2.3 بیلیون دلاری آنها نیز با مالیات های گرفته شده از پرداخت وام ها به دو برابر افزایش پیدا کرده بود. افزایش سرعتی در علاقه به این شرکت باعث شد تا درآمد ها باز هم افزایش داشته باشد. همانطور که باید بدانید پورتفوی این برنامه ها نسبت به علاقه عموم بسیار حساس می باشد و پیش بینی می شود که با کوچکترین تحرکاتی در مورد علاقه عام به این شرکت در آمریکا سرمایه گذاری های انجام شده به طور غیر قابل پیش بینی افزایش پیدا کنند.
البته کارهای تجری IFC از نظر میزلان خطر در سطح پائین تری نسبت به بانک های دیگر می باشد. بیشتر اعضای این سازمان دچار تغییراتی شده اند. که نشان دهنده سطح بالای خطر تجاری در این کارها می باشد. به علاوه، سیاست هم کاری این طور بیان می کند که عمل تبخیر( از بین رفتن درآمدها ) در میان درآمدهای ثبت شده بیشتر نفوذ می کند تا در مورد شاخص های ارزیابی برابر تراز نامه ها. در آخر، این همکاری تمایلی از خود برای مناسب کردن و ملایم کردن نتایج با استفاده از پرفوی برابر نشان نمیدهد. و بیشتر فعالیت های خود را بر روی پیشرفت متمرکز کرده اند.
تا پایان سال 2010 این همکاری ها با شرکت IFRS به جای GAAP ادامه پیدا خواهد کرد. زیرا تمام سرمایه گذاری های برابر به صورت ارزش منصفانه و پائین خواهند بود. در حال حاضر IFC مشغول کار بر روی مدل VAR می باشد. و قادر خواهد بود با همکاری IFRS تا سال 2010 جزئیات همکاری های خود را در مورد پرفولیوی خطر افزایش دهد. سوالی که اینجا باقی می ماند این است که ، چگونه با درآمدها و سرمایه های IFC برخورد می شود؟ همانطور که می دانید با همکاری IFRS، آنها هم به عنوان قابل اطمینان ها طبقه بندی خواهند شد، زیرا اعضا می توانند به طور تئوری تمام آن سرمایه ها را بیرون بکشند. این در صورتی است که در IFC به طور برابر باقی خواهند ماند. در ارزش یابی MDBs مودی توانایی کشورهای عضو را در وارد شدن و پشتیبانی کردن سازمان مورد بررسی قرار داده است. و هم چنین ریسک پورفلیوی خود سازمان . مودی انتظار دارد که پشتیبانی سالم اعضاء و مدیریت ریسک سالم ادامه داشته باشد،
قبول سیاست ها و خط مشی های جدید
در سال 2007، سیاست های مالی و محدودیت های که در سال 1993 به تصویب رسیده بود همگی به روز شدند. این فعالیت برای پیشرفت شرکت ها و تکنیک های جدید مدیریت خطر و هم چنین احتیاجات سازمان ها بنیان شده بود. برای مدیریت ارزیابی، IFC مفاد قبلی خود را ( علاقه ) بر پا کرد. اما دلایل متعددی وجود دارد که می توان غیر هم خوانی را هم در میان ارزیابی ها قبول کرد. در چنین مواردی، سرمایه لازم تخمین زده خواهد شد با استفاده از سیاست های جدید تولید شده. مانند قبل، شرکت از مبادلاتی استفاده می کند، برای مدیریت ارز و میزان علاقه خطر برای دنبال کردن سیاست های داخلی/.
تحت شرایط سیاست های جدید، دو نوع جزء وجود دارد سرمایه های خارجی و اجزاء تناسبی. جزء سرمایه های خارجی نشان می دهد که سطح نا متعادل سرمایه های خارجی را به کمترین میزان خود خواهد رساند و 65% کل مبالغ زیر را تحت پوشش قرار خواهد داد: 1. 100% وام هایی که کامل شده اند و در آنها اختلالی وجود نداشته است 2. 30% گارانتی های کامل شده 3. 30% محصولات مدیریتی خطر مشتری ها. سیاست تناسب سهام ها اعلام می کند برای هم کاری برای نگه داشتن سطح نقدینگی در پائین ترین سطح. با این کار می توان 45% پول نقد سال بعد را جبران کرد. قبلا، سیاست های نقدینگی تنها شرایطی را تحت پوشش قرار می دادند که ارزیابی نقدینگی بر اساس ترازنامه باید برابر با 65% احتیاجات خالص سه سال آینده باشد. تاریخ نشان داده است که IFC همیشه میزانی بیشتر از 65% را داشته است و مودی هم بر این باور است که این شرکت با توصل به سیاست های جدید خود قادر خواهد بود این تناسب را در همین حد نگه دارد.
نقدینگی در طراز نامه IFC در سطح بالایی قرار دارد، حدود 57% و حدود 84% پول نقد مورد نیاز برای سه سال آینده. ارزیابی نقدینگی بالای اخیر عواملی را نشان می دهد، مانند، پرداخت قرض های درحال ایجاد، افزایش سرمایه. امروزه، شرکت نقدینگی خود را با سود دهی مدیریت می کند. ( به عنوان منبعی ثانویه برای درآمد سرمایه شرکت ).
.............................................................
این مطلب انگلیسی بوده و ترجمه شده است و در جای دیگر وجود ندارد. امیدوارم در توسعه منابع فارسی روز به روز پیشرفت کنیم.
از نظر فیزیولوژی انرژی مورد نیاز بسکتبال را باید هم از سیستم های هوازی وهم از سیستم های ناهوازی بدست آورد . این ترکیب نیازهای انرژی را معمولاً با نام اتحاد سیستم های انرژی می شناسند .
نیازهای اساسی تر به سطح کیفی مسابقات بستگی دارد . در استرالیا یک ربع بازی مردان 12 دقیقه و نیمه بازی زنان 12 دقیقه می باشد ( درمورد بازیکنان حرفه ای ) . هر دوگروه رقیبان ( ورزشکاران ) بین نیمه های خود یک استراحت 10 تا 15 دقیقه ای دارا میباشند ، البته مردان به علاوه داشتن استراحت بین دو نیمه 5 دقیقه استراحت بین دوره های اول وسوم هم دارند . هر دوگروه ورزشکاران مجازند در هر بازی یک استراحت دو دقیقه ای درخواست کنند . این استراحت های بین نیمه واستراحت های 3 دقیقه ای مربی همگی باعث می شود ورزشکار راحت تر نیروی اولیه خود را بدست آورد .
تحقیقات نشان داده اند که در طول یک بازی 48 دقیقه ای برای مردان و40 دقیقه ای برای زنان تنها 5 نفر از 10 بازیکن قادرند تا انتهای بازی نیروی خود را حفظ کنند .گرچه باید در نظر داشت که یک بازی معمولاًاز دوره ها و نیروهای متنوعی تشکیل شده است . مکلن (Macleon) در یکی از مقاله های خود بیان کرده است که زمان فعال و زنده ورزشکاران تنها 54% از زمان کل رقابت می باشد .
بر طبق یادداشت های مکلن دسته های متعددی وجود دارند که بر طبق آنها می توان سطوح سختی تمریناتی که یک مسابقه را تشخیص داد . این سطوح مختلف نیرو و زمان های دوره ای به طور خاص به همین دو سیستم انرژی مربوط می شوند . ذخایر غیر هوازی شامل انتقال انرژی به مقدار زیاد برای فعالیت های بدنی می باشد ، این ذخیره انرژی از نظر زمان محدود و بدون اکسیژن می باشد . این سیستم را می توان درطبقه ATP-CP قرارداد .
سیستم ATP-CP معمولاًانرژی لازم برای حرکات سریع و انفجاری و را محیا می کند. فعالیت هایی مانند پرش ، دریبل و یا شوت کردن . مکینز(Macinnes) گزارش کرده است که در یک دو با شدت بالا معمولاً در هر دوره زمانی 21 ثانیه (در طول زمان زنده ) یک دوره 7/1ثانیه ای سختی شدید به ورزشکار دست می دهد این زمان تقریباً مشابه زمان مکلین یعنی 4/1می باشد . این انفجارات کوتاه انرژی بوسیله سطوح انرژی فوسفات و با تبدیل ADP-ATP تولیدمی شوند . این سیستم معمولاً بین 10تا 15 ثانیه می باشد . از آن جایی که بازیکنان ورزش بسکتبال معمولاً تحت فشار بیشتری می باشند و زمان بیشتری نیاز دارند ، معمولاًاز سیستم های هوازی استفاده می کنند .
استراحت های سریع پشت سر هم بازیکنان معمولاًورزشکار را در شرایطی با نام متابولیسم لاکتیک غیر هوازی قرار میدهد .این سیستم شامل گلوکز سازی غیر هوازی وآزاد شدن ATP و ساخته شدن اسید لاکتیک می باشد . این سیستم قادر است ذخایر انرژی با استفاده از اکسیژن کافی برای فعالیت های شدید به مدت 30 تا 60 ثانیه فراهم کند.
این منابع انرژی غیر هوازی معمولاًدر مدت دوره های استراحت دوباره بازسازی و پر می شوند . دوره بهبود و برگشت به حالت اولیه معمولاً3 دقیقه در مورد سیستم ATP-CP و تا یک ساعت درمورد سیستم لاکتیک به طول می انجامد . زمان بالایی اسید لاکتیک در خون می باشد . هرچه دوره های شدید تمرینی بیشتر و دوره های بهبود کوتاه تر باشد ، سیستم هوازی کمک بیشتری را می تواند به کارائی فعالیت های ورزشکار بکند .
سیستم هوازی ATP را با استفاده از کربو هیدرات و چربی باز آفرینی خواهد کرد . این سیستم اکسیداتیو در طی مسابقات برای برآورده کردن کمبودهای ورزشکاران وکمک به بازگشت به حالت اولیه مورد استفاده قرار می گیرد.
در بسکتبال همان طور که قبلاًهم توضیح دادیم از هر دو سیستم استفاده می شود . به همین دلیل تست هایی برروی هر دو مورد باید انجام گیرد .
خلاصه ای از احتیاجات مختلف انرژی در بازی ها ( مهارت های وابسته به انرژی ها ) :
ATP-CP:
شامل حرکات سرعتی ، سرعت ،حرارت انفجاری ، تغییر مسیر ناگهانی برای پرش ها و سد راه .
لاکتیک غیر هوازی :
حرکات غیر هوازی 30 تا 60 ثانیه ای ، مانند پاس های دفاعی ، دریبل وحرکت در زمین
تست ها ی فیزیولوژی :
در دهه های اخیر و با پیشرفت های حاصل شده در تکنولوژی علمی ورزش وهم چنین فهم کلی اهمیت فیزیولوژی در تست ها ی بسکتبال ، این تست ها خیلی به صورت تخصصی به کار می روند .گرچه با وجود این تست ها و مراحل هنوز ملاک و معیار مناسبی برای آنالیز و جواب تست ها وجود ندارد . این به دلیل تحقیقات محدود انجام شده است .
معمولاًدر مورد ورزشکارهای حرفه ای از چندین نظریه و سیستم به طور هم زمان استفاده می شود .
به تازگی برای پایه و اساس تمرینات از مبحثی با عنوان اندازه گیری بدن انسان استفاده می شود مانند سن ، قد و حجم وتوده بدن .
از تست ها ی کاری غیر هوازی در موارد زیر استفاده می شود : تشخیص سرعت ، شتاب و استاپ های پی درپی کوتا ه که همگی جزء اجزای مهم بازی بسکتبال می باشند .
متغیرهای تست پرش عمودی ، معمول ترین تست هایی هستند که برای آزمایش قدرت انفجاری در پاها استفاده می شود . قدرت انفجاری در پاهای یک ورزشکار مخصوصاًدر بازی بسکتبال مهمترین سرمایه به حساب می آید.
از تست های دوره ای مهم برای اندازه گیری گنجایش غیرهوازی استفاده می شود . این تست شامل سه تست پی درپی به زمان های 35،30،10 ثانیه می باشد . به گفته تل فورد این تست یکی از بهترین تست ها برای آزمایش توانایی غیر هوازی می باشد . یکی دیگر از آزمایشات غیر هوازی دوی سرعت 20متر است . معمولاًیک بسکتبالیست در یک حرکت انفجاری می توانید مسیری به طول 20 تا 29 متر را بدود . دیگر تست های قابل اجراء تست های دوی سرعت 10 متر و30 متر می باشد .
نیروی هوازی یکی دیگر از اجزاء مهم در بازی بسکتبال می باشد . تلاش ها و سختی های پی درپی و مداومی در طول یک مسابقه مورد نیاز است . و حتی درطول فصل تمرینات سنگین که برا ی فعالیت های خود به مصرف اکسیزن نیاز مند است .
معمول ترین تست ها برای آزمایش نیروی هوازی تست دوی چند مرحله ای 20 متر و تست حداکثر میزان مصرف اکسیژن می باشد .vo2max یکی از مجهزترین آزمایشگاه های تاسیس شده بدین منظور می باشد . این دستگاه ها بدن ورزشکار را به فعالیت چنین آزمایشاتی موثر دانسته اند. این آزمایشات برای ورزشکار بسیار خسته کننده می باشند ، به همین دلیل باید از محرک هایی هم استفاده کرد . یکی دیگر از آزمایشات مفید در این زمینه دوی رفت و برگشت یا بیپ (beep ) می باشد که بعداًبه آن خواهیم پرداخت .
نیروی عضلانی هم به دلیل اهمیت آن در بازی معمولا ً مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد . به دلیل اینکه در بسکتبال نیروهای متعددی به صورت پویائی ، انفجاری و پی درپی صورت می گیرند ، قدرت عضله های دست و پا ا اهمیت ویژه ای برخوردار است . دو نوع ا زتستهای معمول در این زمینه bench press و squat می باشد . انعطاف پذیری ماهیچه ها را میتوان از طریق تست sit reach آزمایش کرد . اما معمولاًبرای انجام آزمایشات دقیق تر در مورد ماهیچه های اسکلتی از پزشکان تیم استفاده می شود . ورزشکاران در سطح المپیک معمولاًسالی دوبار به وسیله پزشک موردآزمایش قرار می گیرند . هر تیمی برای خودش استانداردهایی را گسترش داده است . در این مورد تست های مختلف دیگری نیز وجود دارد ،که ما تنها تست هایی را معرفی می کنیم که به بسکتبال مربوط می باشند .قسمت های بعدی سه نوع تست را معرفی خواهد کرد :
تست های هوازی
دوی 20 متر (MSR)
این تست نیروی هوازی ورزشکار را مورد آزمایش قرار می دهد . و یا حداکثر اکسیژنی که می تواند مصرف کند .
تجهیزات
- نوار ظبت کننده
-نوار Beep
-نوار اندازه گیری
-مارکر (نشانه گذار )
-زمین بسکتبال
مراحل انجام تست :
1) برای انجام این تست به یک سطح صاف نیاز است . مانند زمین بسکتبال . مارکرها را در فواصل معینی ( 20متر به 20 متر ) از هم قرار می دهیم ،برای انجام دو در میان آن ها با مدادی بوق اولیه نوار ظبت کننده و نوار را آماده می کنیم .
2) هنگامی که همه چیز درست بود ، به ورزشکاران زمان کوتاهی داده می شود که خود را گرم کنند .(با حرکات کششی )
3) نوار شروع می شود ، و به ورزشکاران دستورالعمل های مناسب داده می شود .
4) هدف دویدن 20 متر تعیین شده با شنیدن صدای بوق از نوار است .
تعداد تکرار صدای بوق در هر دقیقه افزایش پیدا می کند ، به ورزشکاران با ید با صدای هر بوق پای خود را روی خط 20 متر قرار دهند . این روند تا جایی ادامه می یابد که ورزشکار نتواند و قادر نباشد بیش از این با بوق زده شده هماهنگ باشد و اگر ورزشکار سه بار پیاپی اشتباه کند و قادر به انجام این روند نباشد ،آزمایش خاتمه پیدا می کند .
باز بینی دوهای چند مرحله ای
از دوهای شاتل 20 متر در سال 1982 برای تست نیروی هوازی ورزشکاران استفاده شد. این روش به وسیله لگر و لامبرت مورد استفاده قرار گرفت. این تست یکی از یهترین تست ها برای اندازه گیری وتخمین
VO2 max می باشد. و هم چنین از این تست به دلیل دارا بودن فوائد بسیار گوناگون استفاده زیادی می شود.
مهمترین مزیت این تست سادگی آن می باشد. در انجام این تست کمترین لوازم و هزینه را به کار خواهیم برد. این تست متنوع است و می توان آن را در خارج و یا در سالن های سر بسته انجام داد. گرچه برای اطمینان از درستی جواب ها بهتر است این تست را در داخل زمین بسکتبال انجام دهیم. این حقیقت که تست دو شاتل یک ورزش میدانی می باشد از ارزش آزمایشی آن کم نخواهد کرد، گرچه محیط تخصصی تر می تواند آزمایش را دقیق تر نشان دهد.
یکی دیگر از فوائر این تست این است که می توان این آزمایش را در مورد گروه بزرگی از ورزشکاران انجام داد. طبیعت خود آزمایش که شامل شروعی آهسته می باشد باعث می شود ورزشکاران زمان کافی برای گرم کردن خود داشته باشند. تغییرات ناگهانی که در مسیر دوندگان رخ می دهد درست مانند حرکات انفجاری ورزشکاران در بازی بسکتبال می باشد. این تغییر مسیرها مباحثی را در مورد نیرو های غیر هوازی ایجاد کرده است. بر خلاف بسیاری از این مباحث ارتباط میان تست و اندازه گیری مستقیم VO2max در صورتی خوب می باشد که بر اساس بسیاری از تحقیقات بین 0.83-0.91 باشد.
خلاصه اینکه دو شاتل 20 متر معمولا برای اندازه گیری تناسب هوازی در بازیکنان سطح بالای بسکتبال استفاده می شود. نتایج به دست آمده از این تست نسبت به تست های دیگر ( VO2 max ) قابل اطمینان تر است.
تست تخصصی ورزش ها
تست پرش عرضی:
این پرش در ورزش بسکتبال معمولا به روش های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد. این آزمایش معمولا برای تست نیروی غیر هوازی پاها انجام می شود.
تجحیزات:
گچ، تخته یا دیوار عمودی درجه بندی شده ( درجه ها به سانتیمتر باشد )، نوار اندازه گیری و تخته پاک کننده.
مراحل انجام آزمایش:
اندازه گیری:
نمره ای که گذاشته می شود میزان فاصله ای است بین علامت گذاشته شده و بالاترین حدی که ورزشکار پریده است و علامت گذاشته است. این فاصله را با سانتیمتر بیان می کنند.
اطلاعات معیاری:
نتایج این آزمایشات لا توجه به سن و سطح ورزشکار متفاوت می باشد. تعدادی از این نوع اطلاعات را که مربوط به سال های 1993 و 1996 می شود را می توانید در جدول 6 مشاهده کنید. اطلاعات مربوط به تیم بسکتبال گربه های وحشی هم در جدول شماره 7 اورده شده است.
بازبینی آزمایش پرش عمودی:
این آزمایش معمولا به عنوان یک تست آزمایشگاهی و تستی که فعالیت های مختلف پرشی را در بر می گیرد زیاد استفاده میشود. این تست از سال 1921، یعنی در زمان تست پرش سارجنت، مورد استفاده قرار گرفته است. از آن زمان تا کنون تغییراتی را در مراحل انجام این تمرینات و آزمایشات ایجاد کرده اند، اما به بدنه اصلی تست آسیبی وارد نشده است. این تست دارای فوائد و نواقصی می باشد.
این تست باز هم یکی از به صرفه ترین و ساده ترین تست ها می باشد که بیشتر در مورد ورزش هایی مانند بسکتبال به کار می رو.د که در آن فعالیت پرش عمودی زیاد استفاده می شود. مک اینز خاطر نشان کرده است که فعالیت های شدید مانند پرش معمولا 15% از زمان فعال و زنده ورزش کاران را می گیرند. در نتیجه میتوان از این تست برای آزمایش میزان کشش ران ها و پاها استفاده کرد.
یکی از انتقاده هایی را که بر این تست وارد کرده اند، این است که هدف این تست باید اندازه گیری حرکات انفجاری ماهیچه های پا باشد. در این تست فعالیت دست ها هم مورد بررسی قرار گرفته است و باعث شده است که عمل اندازه گیری کمی پیچیده تر شود، زیرا همانطور که می دانید دست ها در عمل پرش 10% مشارکت دارند. البته در این پرش ماهیچه های باز کننده لگن، زانو و قوزک پا نیز مشارکت دارند. به همین دلیل است که ویلسون گفته است که این تست بیشتر برای آـزمایش سطح پویایی بدن کاربرد دارد تا میزان پرش و اندازه گیری نیروی پاها.
به دلیل وجود همین نقص ها محققان آزمایش دیگری را طراحی کرده اند که در آن برای پرش از دست استفاده نمی شود و هدف اصلی آن اندازه گیری نیروی ماهیچه ای پاها میبلشد. از این تست در حال حاضر استفاده زیادی نمی شود و خیلی معمول نیست.
یوآنگ، متذکر شده است که انجام و طراحی تست هایی مرتبط با ورزش های خاص بسیار مهم است و از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مشکلی که در بسکتبال وجود دارد به دلیل وجود پرش های مختلفی است که در این بازی به چشم می خورد و از آن استفاده می شود. مانند پرش های دوگام و یک گام. تست پرشی که در این بازبینی به آن پرداخته ایم بیشتر به پرش یک گام مربوزط می شود که معمولا برای شوت کردن از آن استفاده می شود. یوآنگ در همین رابطه تخته دیگری را در سالن بسکتبال مورد استفاده قرار داده است. اما تمام مراحل دیگر و مشخصات تست مانند آزمایشات قبلی است. این تست بیشتر مخصوص بازی بسکتبال می باشد اما در بررسی نتایج ان معمولا چندین مشکل وجود دارد. بسیاری از مردم در این پرش ها دچار ترس می شوند، مانند ترس ار صدمه دیدن و بسیاری دیگر هم خود را قادر به این کار نمی بینند و آن را تستی مشکل می نامند. این آزمایش مشخص کرد که باید آزمایشات تخصصی تری در این موارد مربوط به بازی بسکتبال طراحی شود. این نکات را برای طراحی تست های پرشی در آینده باید مورد بررسی قرار داد.
یکی دیگر از تست های معمول در این زمینه تست vertec می باشد که از آن از یک میله عمودی که علامت هایی به فواصل 0.5 اینچی دارد استفاده می شود. این به ورزشکار این امکان را می دهد که با تمام قدرت خود مستقیما به بالا بپرد و دست خود را به یکی از علامت ها بزند و نمره خود را مشخص کند. در این تست دیگر لازم نیست انگشتان و دستان خود را گچی کنند و مانند تست پرش عمودی بر روی تخته های تکیه داده شده بر روب دیوار بپرند. دخالت دیوار به حد اقل رسیده است. اما باید توجه داشت که حتی در هنگام بازی هم باید از جلوی بازیکنانی پرید که مانند دیوار موقعیت گرفته اند. این هم یکی از جنبه های تست می باشد که معمولا نادیده گرفته می شود.
تست های دیگری هم در مورد آزمایشات پرش انجام می شود که معمولا در انها از تجحیزات پیشرفته ای استفاده خواهد شد. ایزاک یکی از این آزمایشات را که از زمان هوا برای استفاده در اندازه گیری ارتفاع پرش استفاده می کند را سیستم فقط بپر ( Just Jump ) نامیده است که در آن از تکنولوژی بالایی استفاده شده است. اگر این سیستم را با سیستم Vertec مقایسه کنیم خواهیم فهمید که سیستم Vertec و سیستم Just Jump هر دو برای اندازه گیری میزان پرش مفید می باشند اما در مورد زمان پرش بهتر است از سیستم Just Jump استفاده کرد.
در میان تست های مختلفی که برای اندازه گیری میزان پرش افراد استفاده می شود تست پرش عمودی معمولا بیشتر از همه مورد استفاده قرار گرفته است و پیشنهاد شده است.
آزمایشات غیر هوازی:
آزمایش سه-سطحی 10 ثانیه ای:
این تست برای آزمایش توانایی آلاکتیک ورزشکار استفاده می شود. این تست آزمایشگاهی بیشتر برای آزمایش نیروی انفجاری مورد استفاده قرار میگیرد. گرچه این طور به نظر می رسد که تست تخصصی نیست، اما این آزمایش قادر است بسیاری از نیروهای غیر هوازی را مورد آزمایش قرار دهد. این تست در بسیاری از ورزش ها از جمله بسکتبال مورد استفاده قرار گرفته است.
تجحیزات:
واحد نظارت، ترازو برای وزن کردن و ساعت و یک نیرو سنج حلقه ای.
مراحت انجام تست:
اندازه گیری:
اندازه گیری ها در ابتدا به صورت کیلو ژول و سپس به صورت وات در خواهند آمد.
بعد از آن مقادیر ژول و وات تقسیم می شوند بر وزن بدن ورزشکار، برای به دست آوردن:
کار= ژول تقسیم بر کیلوگرم
نیرو= وات تقسیم بر کیلوگرم
اطلاعات معیاری:
جدول 9 و 10 رینج نمرات به دست آمده در مورد زنان را نشان می دهد.
بازبینی تست نیروسنج 10 ثانیه ای
همانطور که قبلا هم اشاره شده است بسکتبال یکی از ورزشهای تیمی است که در آن از انواعی از حرکات سخت و کششی استفاده می شود، مخصوصا در هنگام تمرین کردن. مکینز خاطر نشان کرده است که دوره متوسط دو با سختی بالا در حدود 1.7 ثانیه می باشد. ولی مک لین این زمان را در حدود 1.4 ثانیه می داند. این نکته اهمیت نیروی آلاکتیک را نشان می دهد. استون نیز میگوید که اکثر فعالیت های انجام شده در بازی بسکتبال به صورت غیر هوازی می باشد.
این سادگی در طراحی و لازم نبودن داشتن تخصصی خاص است که باعث شده این تست را در اکثر ورزش ها به کار ببرند. در این تست لازم نیست که شما از گروه زیادی از ماهیچه ها یتان استفاده کنید. البته نقصی که به این تست وارد می شود این است که این ازمایش مخصوص ورزش خاصی نمی باشد. تلفورد با قبول این نقص می گوید با استفاده از این تست می توان جواب سیستم انرژی غیر هئازی را به خوبی اندازه گیری کرد. آنها هم چنین خاطر نشان کرده اند که این تست قادر است نیروی آلاکتیک را در مورد بسیاری از ورزش ها مورد بررسی قرار دهد. و هم چنین با استفاده از این آزمایش می توان نابغه ها را نیز جدا کرد.
یکی دیگر از محدودیت هایی که در مورد این تست وجود دارد، خود ورزشکار است. شروع و ادامه این تست کاملا بستگی به شور و حال و انگیزه ورزشکار دارد. این مشکل ممکن است در تعداد دیگری از تست ها هم مشاهده شود اما در مورد این تست که زمان آن هم بسیار کوتاه می باشد از اهمیت بالاتری برخور دار است. این تست ساده و برای موارد مختلفی صورت می پزیرد.
در این رابطه تست های دیگری نیز وجود دارند مانند : تست 30 ثانیه ای برای اندازه گیری گنجایش غیر هوازی لاکتیک، تست 5*6 ثانیه ای نیرو سنج هم یکی دیگر از تست هایی می باشد که از آن برای ارزیابی گنجایش غیر هوازی استفاده می شود، اما باید گفت که هدف اصلی این تست ارزیابی توانایی حرکات تکراری است.
نتیجه:
تست های فیزیولوژی در بسکتبال بسیار اهمیت دارد. هم به دلیل یافتن نابغه ها و هم به دلیل آماده کردن ورزش کاران برای بازی. و می توان بر طبق نتایج آن برنامه های آینده را طرح ریزی کرد.
تست های آزمایشگاهی و میدانی زیادی وجود دارند. اما باید همیشه به این نکته توجه داشت که تستی را که انتاخب می کنیم باید با ورزش مورد نظر هم خوانی لازم را داشته باشد. این تست ها باید قادر باشند تمام زوایای مختلف نیروهای بدنی و هم چنین تمام سیستم های انرژی را به خوبی اندازه گیری کنند. هدف دیگری که در این تست ها نهفته است میزان مهارت می باشد که در این مقاله به آن اشاره ای نشده است. این مهارت ها را هم می توان از طریق تست های مشخصی اندازه گیری و ثبت کرد اما معمولا این مهارت ها به وسیله مربیانی متخصص مورد آزمایش قرار می گیرد.
به این نکته هم باید توجه شود که ارزیابی ماهیچه ای اسکلتی شامل ارزیابی کامی از جمله تعادل ماهیچه ای ورزشکا و انعطاف پذیری او می باشد. و در آخر لازم به ذکر است که برای به دست آوردن نمره هایی مشخص بهتر است از انواعی از تست ها استفاده کرد.
............................................................
این متن ترجمه شده هست و تو هیچ وبلاگ یا سایتی هم نیست تا حالا چند تا از این مطلب ها که هیچ جا نیست و به درد میخوره رو گذاشتم اینجوری یه خورده مطالب فارسی علمی زیاد میشه
آيا شما تا كنون با كسي ملاقات كرده ايد كه مايل به ديدار مـجدد وي بــــوده باشيد؟ هنگامي كه براي نخستين بار با فردي ملاقات ميكنيد و مجددا خواهان برقراري ارتباط بـا وي هستيد كجا و چگونه سعي مي كـنـيـد بـا وي ارتباط برقرار كـنـيـد؟ و يـا كـجـا و چـگـونـه تمايل داريد وي با شما تماس تلفني برقرار سازد؟
به اين نكات توجه كنيد:
1- آيـا شما تمايلي به در اختيار گذاردن تلفن منزل خود به شـخــصي كه به تازگي ملاقات داشته و آشنا گرديده ايد را داريد؟ شماره تلفن محل كار و يا تلفن همراهتان چطور؟
2- آيا دريافت و پاسخ گويي به تماسهاي تلفني در هر ساعت از شبانه روز براي شما مقدور ميباشد؟
3- آيا براي شما مقدور است كه در محل كارتان ايميل و يا تلفن شخصي را دريافت كرده و به آنها پاسخ گوييد؟
4- آيا شما هيچ نگراني در رابطه با دعوت فردي كه به تازگي با وي آشنا گرديده ايد به منزل و يا محل كارتان نداريد؟
5- آيا شما از اينكه فردي كه تازه با وي آشنا گشته ايد در هر ساعت از روز كه تمايل داشت به خانه شما سر بزند و يا با شما تماس تلفني برقرار سازد استقبال ميكنيد؟
به نكات فوق بدقت بيانديشيد. هر آنچه به مصلحت شما ميباشد و براي شما ارجحيت دارد را برگزينيد. مرزها و حريم هاي شخصي كه مطابق با عقايد، ارزشها و خلق و خوي شما است را معين سازيد و از آنكه فرد مقابلتان چگونه به اين اعمال و رفتار شما واكنش نشان خواهد داد هيچگونه نگراني نداشته باشيد. شما فرد منحصر بفرد و با ارزشي هستيد. با تعيين مرزهاي معقول براي خود به خودتان بها دهيد.
به شما يك توصيه هوشيارانه ميكنم. هنگامي كه براي 8 جلسه ديدار نخست خود برنامه ريزي ميكنيد، از دعوت افراد غريبه و نا آشنا به منزل و يا محل كارتان اكيدا خودداري كنيد. بله فردي كه شما به تازگي با وي آشنا گرديده ايد غريبه ميباشد. هيچ تفاوتي نميكند كه شما چه تصوري از اخلاقيات و هويت آن فرد داريد و يا تا چه حد به وي اطمينان و اعتماد داريد. تا زماني كه شما براي مدتي تجربه هاي شخصي متعددي را با يكديگرسپري نكرده باشيد آن فرد غريبه محسوب ميگردد.
بمنظور ديدار و ملاقات مجدد وي را به صرف نهار و يا نوشيدن قهوه و يا به پياده روي دعوت كنيد آنهم در يك مكان عمومي مانند يك گالري هنري، موزه، رستوران و يا كافي شاپ و يا در صورت لزوم از يكي از دوستان خود بخواهيد شما را در ملاقاتهاي نخستين رابطه همراهي كند. اگر با خودروي شخصيتان به محل ملاقات مي آييد هيچگاه اتومبيل خود را روبروي محل ملاقات (بر فرض مثال رستوران) پارك ننماييد. بهتر است اتومبيل خود را پايين تر و يا بالاتر از محل پارك نماييد و به محض خروج از رستوران با فرد مذكور خداحافظي كنيد.
همواره به ديگران بياموزيد كه از آنان چه انتظاراتي داشته و آنان چگونه رفتاري ميبايد با شما داشته باشند.
احتمال دچار شدن به پوکی استخوان در موارد ذیل بیشتر می باشد :
▪ سن بیش از ۵۰ سال( خصوصا در بانوان )
▪ نخوردن یا کم خوردن شیر و یا فرآورده های لبنی
▪ قرار نگرفتن در معرض نور مستقیم خورشید
▪ کسانی که دارای پوست روشن هستند
▪ یائسگی ( بخصوص یائسگی زودرس)
▪ سیگار کشیدن
▪ ورزش نکردن
▪ ارث
▪ استفاده دراز مدت از کورتون یا داروهای انعقاد خون
▪ استفاده از غذاهای پر پروتئین
▪ نوشیدن زیاد قهوه
▪ مصرف غذاهای پر نمک
▪ مصرف الکل
▪ برخی از اختلالات هورمونی مانند (پرکاری تیروئید ، کم کاری غدد جنسی و برخی از سرطانها ....
هشدار : خانمها هشت برابر بیشتر از آقایان دچار این بیماری می شوند.
روش تشخیص :
بهترین روش تشخیص پوکی استخوان سنجش تراکم استخوان است و این آزمایش بدون درد است و ظرف چند دقیقه صورت می گیرد.
● راههای پیشگیری :
▪ فعالیتهای ورزشی مناسب داشته باشید.
▪ سیگار نکشید.
▪ روزانه به مدت حداقل ۱۰ دقیقه در معرض نور مستقیم خورشید قرار بگیرید.
▪ پس از یائسگی با صلاحدید پزشک از هورمون درمانی استفاده کنید.
▪ مهمتر از همه غذاهای حاوی کلسیم بخصوص لبنیات بیشتر استفاده کنید.
هشدار : نیاز به کلسیم در سنین مختلف متفاوت می باشد
● ورزش:
چهار بخش یک برنامه تمرینی موثر و پیشنهادهایی در مورد کیفیت و کمیت تمرینات آمادگی جسمانی :
▪ تناوب : ۳ تا ۵ روز در هفته تمرین کنید
▪ شدت : ضربان قلب می تواند از حداقل ۶۰ تا حداکثر۹۰ در افراد به نسبت سن در طی تمرینات ورزشی متفاوت باشد.
▪ دوام : ۱۵ تا ۶۰ دقیقه فعالیت هوازی مداوم ، بسته به شدت تمرین انجام دهید.
جلوه : فعالیتی که در آن از عضلات بزرگ استفاده شده باشد ، تمریناتی مداوم ،منظم و از نوع هوازی باشد.
● اهداف تمرینات ورزشی:
در تمرینات ورزشی باید علاوه بر هدف پیشگیری از شکستگیها ، افزایش توده استخوانی را نیز در نظر داشت.
تمرینات ورزشی می تواند وضع ظاهری بدن را نیز بهبود بخشند. با داشتن عضلاتی قوی می توان به نرمی بر روی زمین فرودآمد و از شکستگی جلوگیری نمود .
با افزایش چابکی و تعادل در بدن از سقوط بر روی زمین جلوگیری کرد ، اعتماد به نفس هم در این زمینه مفید است.
اهداف یک برنامه تمرینی پیشگیری کننده از شکستگی در حالتی که هنوز پوکی استخوان ایجاد نشده است ، به شرح ذیل می باشد :
۱) بدست آوردن توده استخوانی کافی
۲) پیشگیری از اتلاف استخوانی ناشی از افزایش وزن
۳) بهبود وضع هماهنگی اعضای بدن
۴) افزایش توده استخوانی
۵) ثابت نگه داشتن وضعیت طبیعی بدن
۶) بدست آوردن آمادگی قلبی و ریوی
۷) بدست آوردن اعتماد به نفس
● ده نکته برای یک برنامه موفق تمرینی :
۱) قبل از شروع یک برنامه با پزشک خود مشورت کنید.
۲) با پیاده روی سریع کار خود را آغاز کنید.
۳) تمرینات بایستی ۶ تا ۷ مرتبه در هفته و در هر دفعه برای حداقل ۳۰ دقیقه باشد.
۴) فقط در مواردی که آب و هوا مناسب است ، در خارج از خانه ورزش کنید.
۵) برنامه تمرینات باید متنوع و لذت بخش باشد.
۶) از وسایل راحت ، سبک و متناسب با بدنتان استفاده کنید.
۷) پس از تمرینات ورزشی ، دوش آب ولرم بگیرید.
۸) هر گاه تمرینات ورزشی برای بیماری یا آسیب متوقف گردید باقی برنامه تان را با شدتی کمتر ادامه بدهید.
۹) برنامه خود را به آرامی افزایش دهید.البته تا موقعی که احساس خستگی تان رفع گردد.
۱۰) گزارش کار روزانه ای از ورزش خود ثبت کنید که شامل تاریخ ، نوع و زمان تمرینات ورزشی و ضربان قلب حاصله باشد.
تا به حال فکر کرده اید که اگر بیش از حد SMS بازی کنید چه اتفاقی می افتد؟ داستان آن به این شکل است.
از همان ابتدای دنیا، انسانها درصدد پیدا کردن راه های جدید و راحت برای برقراری ارتباط از فواصل دور بودند. اولین تلاش آنها استفاده از پیک یا پیغام آوران و گفتن اطلاعات به آنها بود. این پیک ها افرادی آموزش دیده با حافظه ای بسیار عالی بودند که می توانستند بین فواصل بسیار دور مسافرت کنند تا بتوانند وظیفه خود را انجام دهند.
بعد روزی از روزها، یک نفر علامت ها و نمادها را اختراع کرد. خیلی زود این رمزها و نشانه ها برای نوشتن با یکدیگر ترکیب شدند. این اختراع جنگی ناتمام را تا همین امروز بین مکالمه کلامی و نوشتاری برپا کرد. خیلی زود حافظه عالی پیک و پیام رسان جای خود را به اختراع جدید که نامه نامیده می شدند داد. خوشبختانه، پیام رسانان هنوز می توانستند شغل خود را حفظ کنند و این مسافت ها طولانی را مسافرت کردن و نامه ها را به گیرنده های خود برسانند.
بعد تلگراف اختراع شد، که ضربه دیگری به ارتباط کلامی و همچنین به پیام رسانان بود. ناگهان ارتباط سمبلیک را می توانستند خیلی سریعتر از پیام رسانان به فواصل خیلی دور بفرستند.
به نظر می رسید که ارتباط کلامی دیگر جلال و عظمت سابق خود را به دست نمی آورد، اما این دیدگاه خیلی سریع با اختراع تلفن توسط یک اسکاتلندی بی پایه و اساس شناخته شد. خیلی زود ارتباط کلامی جایگاه سابق خود را به دست آورد چون خیلی بهتر از تلگراف بود.
بخش عمده قرن بیستم، تلفن وسیله ارتباطی متداول بین مردم بود اما در اواخر آن، SMS (خدمات پیام کوتاه) روی کار آمد. ابتدا تصور می شد این خدمات بیهوده و بلااستفاده است تاجاییکه صنعت تلفن همراه در امریکا آن را جرء خدمات رایگان برای مشترکین خود قرار داد. اما امروزه SMS یکی از متداولترین استفاده هایی است که مردم از تلفن همراه می برند.
حال این سوال پیش می آید که SMS چطور از نظر اجتماعی بر ما تاثیر می گذارد؟
دوره سوال پرسان
اولین تاثیر آن این است که SMS دادن به شکل اعتیاد درمی آید. معتادان به SMS همیشه موبایل به دست هستند و منتظر اینند که صدای بیپ بیپ زنگ اس ام اس را بشنوند و سریعاً به آن پاسخ دهند. اگر دقت کنید این افراد همیشه در اس ام اس هایشان یک سوال وجود دارد تا طرف مقابل مجبور به دادن یک اس ام اس دیگر برای جواب آن بشود و آنها هم بطور مداوم اینکار را تکرار کنند.
استفاده مکرر از سوال ها در ذهن شما ریشه می گیرد و رابطه تان را با مردم در زندگی واقعی هم تحت تاثیر قرار می دهد. خیلی زود این پدیده به همه جا تعمیم مییابد؛ سوال به متداولترین شکل ارتباط بدل می شود. وقتی فقط سوال وجود داشته باشد دیگر استفاده از علامت سوال بی جا و بی معنی خواهد بود و زندگی هم تا ابد تغییر خواهد کرد.
سندرم "رکسان"
برای آندسته از شما که فیلم "رکسان"، استیو مارتین را ندیده اید باید بگویم که این فیلم داستان دو مردی است که عاشق یک زن می شوند. آن مردی که سنش بیشتر بود، به خاطر بینی بزرگش با خود فکر می کند که هیچ شانسی برای به دست آوردن آن زن ندارد به همین خاطر سعی می کند با نوشتن نامه ها واشعار عاشقانه به آن دیگری کمک کند که نظر زن را به خود جلب کند. طبیعتاً زن با این نامه ها عاشق میشود اما یک مشکل کوچک وجود دارد: مردی که عاشقش شده بود به هیچ وجه آن مردی که فکر می کرد نبود.
از قدیم وضع به اینصورت بود که برای آشنا شدن با کسی وقتی او را می دیدید شماره تلفن او را می گرفتید یا شماره خودتان را می دادید و بعد با او تماس می گرفتید. الان هم هنوز به همین شکل است منتها جای آن تماس با دادن اس ام اس تغییر یافته است. مردم با اس ام اس های طول و دراز رابطه شان را شروع می کنند. درواقع هیچ راهی وجود ندارد که بفهمید واقعاً با چه کسی ارتباط برقرار می کنید. در همه جای دنیا مردم عاشق کسانی می شوند که درواقع همانی نیست که فکر می کنند عاشقش شده اند، به عبارت دیگر می توانیم آن را سندرم "رکسان" بنامیم.
تاثیر 160 حرفی
در هر اس ام اس از 160 حرف می توانیم استفاده کنیم و این یک یا دو نتیجه در بر خواهد داشت. یا آن اس ام اس پر از اطلاعات بیهوده می شود چون فرد سعی می کند از همه آن 160 حرف استفاده کند یا یک پیام بلند باید سانسور شود تا در قالب آن 160 حرف در بیاید.
جوابگویی در قالب این 160 حرف، مردم را شرطی می کند و آنها این را وارد ارتباطات اجتماعی خود هم می کنند. به این طریق در گفتگوهای عادی روزمره مردم حرفی برای گفتن به همدیگر نخواهند داشت.
جدایی های اس ام اسی
به هم زدن رابطه کار خیلی زشت و ناراحت کننده ای است و اگر صادق باشیم میبینیم که هیچ کس از به هم زدن رابطه اش با کس دیگر لذت نمی برد. خیلی ها آنقدر مرد نیستند تا حرف خود را رو در رو به طرفشان بزنند، برای اینکار وسیله دیگری بر میگزینند. در گذشته قبل از اینکه تلفن اختراع شود، آنها با دادن یک یادداشت به طرف مقابلشان اینکار را می کردند. بعد ها پشت تلفن این افراد برای رسیدن به هدفشان سکوت اختیار می کردند تا طرف مقابل منظور آنها را متوجه شود. اما اکنون خیلی راحت با ارسال یک اس ام اس پیامشان را به فرد مقابل می رسانند.
احتمالاً فکر می کنید که چه چیز بدتر از به اتمام رساندن رابطه با اس ام اس است؟ پاسخ آن این است: اس ام اس اینترنتی. چقدر بد است اگر با اینکار بخواهیم به طرف بفهمانیم که حتی ارزش 20، 30 تومان پولی که با اس ام اس موبایل باید پرداخت کنیم را هم ندارد.
افزایش اضطراب
گاهی اوقات پیامی می فرستیم که جواب آن را لازم داریم. با تلفن زدن جوابمان را فوراً دریافت می کنیم (و جواب ندادن تلفن به این معنی است که فرد در دسترس نیست) اما با اس ام اس احتمالات زیادی وجود دارد: تلفن همراهشان را با خود نبرده اند؛ دوست ندارند جواب شما را بدهند می خواهند از شما دوری کنند؛ یادشان رفته جواب شما را بدهند؛ یا وقت برای جواب دادن اس ام اس ندارند. وقتی شما منتظر پاسخ آن اس ام اس هستید، که ممکن است اصلاً هیچوقت به دستتان نرسد، خیلی از این افکار (و صدها فکر دیگر) از ذهنتان عبور می کند و به این طریق اضطرابتان بیشتر میشود. این افزایش اضطراب فشار خونتان را در سالهای آتی زندگی بالا می برد که مشکلات زیادی را در بر خواهد داشت.
نوشته شده توسط مهتاب
در کتب آسمانی می خوانیم که ترس از غیر خدا امری غیر منطقی است و اولین کلماتی که به زبان می آید این است: "فقط از خدا بخاطر عذابش در برابر اعمال ناشایست خود بترسید." اجازه بدهید در این فصل این کلمات را به یاد بیاوریم و به بررسی نقش ترس در زندگی بپردازیم.
یادم می آید وقتی بچه بودم یک روز وقتی داشتم دوچرخه ام را می شستم، آب شلنگ حیاط قطع شد. من با ترس به شلنگ نگاه کردم و متعجب بودم که چرا آب آن قطع شده است. وقتی شلنگ را به سمت صورتم گرفته بودن تا دقیقتر بررسی کنم که چرا جریان آب قطع شده، ناگهان آب فوران کرد و خیسم کرد. آن موقع بود که صدای خنده دو نفر از دوستانم را شنیدم که از اذیت کردن من سرگرم شده بودند. بعد از گذشت چند دقیقه اعتراف کردند که چطور با بستن شیر آب از جریان آن جلوگیری کرده اند. من هم یاد گرفتم که چطور در آینده برادر کوچکترم را به همان شیوه اذیت کنم.
این مثال خوبی است که نشان می دهد که ترس با قدرت خدا برای فایده رسیدن به ما چه می کند. ترس نیروی اهریمنی است که جریان کمک رسانی خداوند را قطع میکند. وقتی می ترسیم، جریان معنوی در ما قطع شده و احساس ناراحتی می کنیم. ترس از فقدان، ترس از موفقیت، ترس از ثروت، ترس از ورشکستگی مالی، همه حالت هایی از ذهن هستند که اضطراب و استرس ناسالمی در ما ایجاد می کند. قانون مغناطیس چیزهایی را که از آنها می ترسیم به سمت ما می کشاند. اضطراب ناشی از آن، ترسی که در ذهن ما رشد می کند را تقویت کرده تا زمانیکه در عالم فیزیکی جلوه کند. وقتی به ماندگار شدن در این ترس ادامه می دهیم، قانون علت و معلولی، وضعیتی که از آن وحشت داشتیم را به وقوع می رساند. اما چه چیز باعث ایجاد ترس در ما میشود و چطور می توانیم آن را متوقف کنیم؟
اول باید بفهمیم که هیچ ترسی در خدا وجود ندارد. خدا به همه چیز واقف است، در نتیجه ترس در ذهن عموم غیر ممکن است. اگر ما از تصویر خدا ساخته شده باشیم، آنگاه ترس ما چیزی نیست که خدا آن را به وجود آورده باشد، چیزی اکتسابی و قابل یادگیری است، در نتیجه قابل تغییر است.
دوم اینکه، یک نوع خاص از ترس برای زندگی طبیعی است. این جمله پاراگراف بالا را نقض نمی کند. این ترس غریزی است و ما را از خطر حفظ می کند، مثل ترس از قرار دادن دستمان در آتش. ترسی که در این مقاله مورد نظر ماست، ترسی اکتسابی است و بر رویکرد ما درمورد پول، کار، روابط و از این قبیل که در ذهن خودآگاه ما وجود دارد، تاثیر می گذارد. ما باید بتوانیم این دو نوع ترس را از هم تشخیص دهیم. یکی از این ترس ها، غریزی است که برای زندگی ما مفید و لازم است، و دیگری ترس اکتسابی است که برای رشد و تکامل ما مضر و زیان بخش است. با یکی دیگر از تجربیات گذشته ام، برایتان مثال می زنم.
وقتی بچه بودم هیچ تصوری از ترس های مالی و اقتصادی نداشتم. اما برعکس پدرم طی دوران مشکلات اقتصادی بزرگ شده بود. تجربه او از فقدان های مالی باعث شده بود همیشه ترس داشته باشد که به اندازه کافی پول نداشته باشد. و مطمئناً هیچ وقت هم بیشتر از یک حقوق ماهیانه ناچیز بیشتر نداشت. من هم با توجه به گفته های همیشگی "ما استطاعت خرید فلان چیز را نداریم" یا "نیازی به داشتن فلان چیز نداریم" یا "پول که علف خرس نیست،" ترس مالی را یاد گرفتم و سالیان سال با من بود تا اینکه ورشکست شدم.
وقتی پدر و مادر یکی از بهترین دوستانم از هم طلاق گرفتند، این ترس در من به وجود آمد که نکند پدر و مادر من هم از هم جدا شوند. و نتیجه این شد که آنها هم از هم طلاق گرفتند. آنوقت این ترس در من ریشه دواند که مبادا وقتی ازدواج کردم طلاق بگیرم و آشکار است که خودم هم طلاق گرفتم.
پس وقتی این نوع ترس ها را یاد گرفتیم، چطور می توانیم آنها را تغییر دهیم؟ من عقیده دارم وقتی بدانیم چه ترس هایی داریم و این ترس ها از کجا ریشه می گیرند، آنوقت می توانیم از وقوع آنها جلوگیری کرده و خود را از شر آنها خلاص کنیم. اگر هیچ ترسی در خدا نباشد، پیشنهاد من این است که از آنجا شروع کنیم.
خدا روح است—قادر مطلق، عالم مطلق و حاضر مطلق در خودآگاه. در خودآگاه خدا هیچ ترسی وجود ندارد. حاضر مطلق یعنی خدا همیشه و همه جا در هر لحظه وجود دارد. پس چرا باید بترسیم؟ آیا به خاطر این نیست که خود را از حضور آگاه خداوند جدا کرده ایم؟ اگر کاملاً در زمان حال نباشیم، بخشی یا همه وجود من ممکن است در گذشته یا آینده باشد. وقتی درمورد آینده و حوادث احتمالی که ممکن است در آن پیش آید فکر میکنم، احساس ترس می کنم. وقتی خودم را کاملاً به دنیای حال می آورم، ترس هایم فروکش می کند. می بینید، همین الان، در همین لحظه، خوبم. وقتی شروع به "چه می شود" "چه می شود" ها می کنم است که ترسم شروع می شود.
این باور من است که وقتی ترسی در خدا نباشد، ترس وضعیتی غیرطبیعی و درنتیجه یک "گناه" خواهد بود. (تعریف من از گناه هر کاری است که شما را از حضور خداوند دور کند). ترس، عصبانیت، قضاوت، نفرت یا دشمنی حالاتی از ذهن انسان هستند نه ذهن الهی. اینها افکاری اکتسابی هستند درنتیجه می توانیم آنها را در مغزمان اصلاح کنیم.
بعنوان یک حالت ذهنی اکتسابی، ترس با جدا شدن ذهن انسان از ذهن خداوند ناشی می شود. برای اصلاح این وضعیت فرد باید ذهن خود را با خودآگاه ذهن خداوند در یک ردیف قرار دهد. از آنجا که ترس از ذهن نشات می گیرد، در همانجا هم می توان آنرا اصلاح کرد. در زیر به چند توصیه عملی برای اصلاح اینگونه افکار عنوان می کنیم.
1. فکر مبنی بر ترستان را که نیازمند اصلاح و درمان است شناخته و تشخیص دهید.
2. باید بدانید که این وضعیت ترس آور زیانی به رشد فکریتان نمی رساند. این وضعیت ها تاثیرات شکل های مختلف افکار هستند. یک فکر مبنی بر ترس جایی است که نیاز به اصلاح و درمان در آن دیده می شود. این وضعیت می تواند سرانجام به نفع من کار کند، گرچه ممکن است به نظر زیان آور و مضر برسد. برای مثال: بااینکه موقعیت درماندگی و ورشکستگی مالی به فرد یاد می دهد چطور با پول کمتر زندگی خود را بگذراند، ترس از ناامنی مالی را می توان با درمان، اصلاح کرد.
3. ترس را در آغوش بگیرید و بگویید، "حضور خداوند در من بیشتر از حضور ترس در من است."
4. افکار و ذهن خودآگاه خود را کاملاً به زمان حال بیاورید. بدانید که در این لحظه همه چیز خوب است و هیچ کمبودی ندارید. یادتان باشد، "خداوند همیشه و همه جا با شماست."
طور دیگری هم می توان به آن نگاه کرد: هروقت با موقعیتی برخورد می کنید، تصور کنید 360 نتیجه ممکن برای آن وجود دارد. نتیجه ای که ممکن است در ذهنتان تجسم کنید فقط یکی از این 360 نتیجه ممکن است و 359 نتیجه دیگر باقی مانده است. خداوند عالم مطلق است. این یعنی احتمالات و امکانات بی نهایت هستند. احتمالات نامحدود بسیار بیشتر از 360 احتمال است. اگر انرژیمان را فقط روی یک احتمال مبنی بر ترس متمرکز کنیم، یعنی احتمالات دیگری را که خداوند می تواند برای ما فراهم کند را نادیده گرفته ایم. با این طرز تفکر محدود، بدیهی است که از آینده خود خواهیم ترسید.
با به خط کردن افکارمان با افکار خداوند، ترس در ما از بین می رود. ما اینکار را انجام می دهیم چون کاملاً حاضر هستیم و از حضور خداوند آگاهیم. ما باید ترس هایمان را بشناسیم، آنها را اصلاح و درمان کنیم، و آنها را با باورهایی نیرومند جایگزین کنیم و اجازه بدهیم که ایمان رساننده نعمت ها و موهبات بی پایان خداوند برای ما باشد.
نوشته شده توسط مهتاب
مقدمه:
هورمونها مواد آلی هستند که به مقدار کم در قسمتهای مختلف گیاه تولید می شوند و در فاصله ای از محل سنتز اثر خود را نشان می دهند. این مواد در فعالیتهای بیولوژیکی همانند گلدهی، ریشه زایی، تشکیل و رشد میوه، بیدار شدن و خواب رفتن جوانه ها و بذرها، ریزش برگ و موارد مختلف نقش دارند. تنظیم کننده های رشد، ترکیبات طبیعی و یا مصنوعی بوده که با تقلید از کار هورمونها در میزان سنتز و محل اثر آنها تاثیر می گذارند. تمامی هورمونهای گیاهی می توانند تنظیم کننده رشد باشند، اما همه تنظیم کننده های رشد هورمون به شمار نمی آیند. برخی از هورمونهای گیاهی و کاربرد آنها در درختان میوه به شرح زیر است.
اکسین ها:
اکسین طبیعی در گیاه به صورت اسید ایندول استیک(IAA ) فعال بوده و پیش نیاز این ترکیب اسید آمینه تریپتوفان است. در سال 1920 به وجود این هورمون در گیاه پی برده شد و در سال 1931 روش جداسازی و خالص سازی این ماده آغاز گردید.
محل سنتز و انتقال اکسین ها:
اکسین در برگهای جوان، نوک شاخه، لایه کامبیوم، ریشه گیاه، گل و تخمدان میوه سنتز می شود. انتقال این ترکیب از طریق آوندهای آبکش به صورت درون سلولی است. سرعت انتقال آن در حدود 20 – 4 میلی متر در ساعت بوده، غشای سلولهای گیاهی به یون اکسین(IAA ) تراوا بوده و حامل اکسین موجب ورود یون اکسین به سلول می شود. اسید ایندول استیک نقش فعال سازی پمپ پروتونی ( H+ ) را دارد و موجب انتقال سایر مواد به درون غشای پلاسمای سلول می شود. در گذشته برای تشخیص اکسین از روش زیست سنجی ( Bioassay ) استفاده می شد.
ویژگی اکسین ها:
اکسین ها علاوه بر تولید مریستم های اولیه در تشکیل مریستم های ثانویه نیز دخالت دارند. غلظتهای معینی از اکسین موجب تحریک و تولید اتیلن در گیاه می شود، در نتیجه اتیلن سنتز شده باعث ریزش برگ و میوه می شود. اتیلن در تشکیل آنزیم پکتیناز موثر بوده و این آنزیم با تاثیر گذاشتن بر روی تیغه میانی موجب انحلال آن گردیده و در نتیجه لایه سواییAbscission layer در دمبرگ میوه حاصل می شود که منجر به ریزش آنها می گردد. اکسین در شکل زایی و اندام زایی گیاه موثر است. تولید میوه بی دانه از اثرات دیگر اکسین است. در میوه های دانه دار بعد از عمل گرده افشانی و لقاح، اکسین در رشد تخمدان میوه افزایش تعداد سلولها موثر است. اما در میوه بی دانه به علل مختلف اکسین بیشتری تولید می شود و موجب رشد تخمدان می گردد. بکر باری احتمال دارد بدون گرده افشانی و تلقیح باشد که در میوه های بی دانه مرکبات و موز مشاهده می شود و تخمدان قادر به تولید اکسین بیشتر می باشد. بکرباری احتمال دارد در اثر گرده افشانی و بدون تلقیح باشد. در این پدیده عمل گرده افشانی موجب افزایش سنتز اکسین می شود. گونه های تریپلوئید که از نظر ژنتیکی عقیم هستند با این روش مطابقت دارند. در روش سوم بکرباری گرده افشانی و تلقیح انجام می گیرد. اما قبل از اینکه میوه به مرحله رسیدگی برسد، رشد جنین متوقف می گردد. از ویژگی های مهم این هورمون حرکت قطبی و زمین گرایی مثبت و نور گرایی منفی بوده و در حضور نور تجزیه می شود. اکسین موجب چیرگی انتهایی یا غالبیت انتهایی در شاخه می گردد. از ویژگی های مهم اکسین تقسیم سلولی در نقاط رشد گیاه می باشد. این هورمون در تشکیل بافت پینه( Callus ) در محل زخم قلمه ها و تشکیل سر آغازه های ریشه نقش دارد. در پدیده تاریک رویی ( Etiolation ) گیاهان، فیتوکروم قرمز موجب افزایش سنتز اکسین و در نتیجه منجر به رشد سریع ساقه می شود.
ادامه این مطلب ۸ صفحهای را از اینجا بگیرید
password : lordesyah.blogfa.com
ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟ جذاب؟ آیا با چشمهایتان می توانید کسی را دوست داشته باشید؟ ارتباط چشمی هنری است که نیاز به مهارت بسیار زیاد دارد اما برای موثر بودن روابط، حیاتی است. چطور می توانیم ارتباط چشمی بهتری داشته باشیم؟
ارتباط چشمی، ارتباط اجتماعی لازم را برای فردی که به او گوش می دهید یا با او حرف می زنید فراهم میکند. ارتباط چشمی زیاد باعث می شود دیگران تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهارت بسیار زیادی را طلب می کند. فروشنده ها، سیاست مداران، و سخنگویان معمولاً بالاترین مهارت را در این زمینه دار هستند.
اهمیت ارتباط چشمی وقتی بر من آشکار شد که مجبور بودم برای مشاوره چشم در چشم افراد نگاه کنم. تجربه به من نشان داد که وقتی نگاهم را از آنها می گرفتم، فرد صحبت خود را قطع می کرد. و وقتی ارتباط چشمیم را با او حفظ می کردم، فرد با تصور اینکه صحبت هایش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه می داد.
علائم روحی ارتباط چشمی
دست فروش ها معمولاً از اهمیت ارتباط چشمی به خوبی آگاهی دارند چون برای فروش محصولات خود باید مشتریان احتمالی را علاقه مند نگه دارند. وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود و این می تواند علامت خوبی برای فروشنده باشد.
همچنین وقتی همسرتان از نظر جنسی توجه شما را جلب می کند، باز هم مردمک چشمانتان گشاد می شود و معمولاً بیشتر از حد نرمال به وی خیره می شوید. من وقتی مجرد بودم همیشه از چشمهای دیگران می فهمیدم که به من علاقه دارند یا نه.
ارتباطات روزانه و ارتباط چشمی
همه ما در زندگی روزمره خود از ارتباطات چشمی استفاده می کنیم، از اینرو بهتر است بهترین راه و روش برای استفاده از چشمانمان را یاد بگیریم.
برخی موقعیت های خاص، استفاده متفاوتی از چشمان را طلب می کند. برای مثال، وقتی مشغول مشاجره و دعوا هستید، بهتر است که بتوانید نگاه خیره تان را طولانی تر نگه دارید. وقتی می خواهید به کسی احترام بگذارید بهتر است نگاهتان را پایین بیندازید. وقتی کسی را دوست دارید بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خیره شوید.
6 راه برای تقویت و ارتقاء مهارت های ارتباط چشمی
1. صحبت کردن با یک گروه: وقتی با گروهی از مردم صحبت می کنید، خیلی خوب است که بتوانید ارتباط جشمی مستقیم با شنونده های خود برقرار کنید. اما اگر در صحبت ارتباط چشمی را فقط با یکی از اعضاء گروه حفظ کنید، باعث می شود بقیه شنونده ها دیگر به حرف هایتان گوش نکنند. از اینرو با هر جمله جدید باید روی یکی از شنوده ها متمرکز شوید. با این روش با همه افراد گروه صحبت خواهید کرد و همه آنها را به گوش کردن علاقه مند می کنید.
2. صحبت کردن با فرد: برقراری ارتیاظ چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر 5 ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما حواستان باشد موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید.
3. گوش کردن به فرد: موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. تکنیکی که من موقع مشاوره با بیمارانم به کار می گیریم، تکنیکی است که آنرا مثلث می نامم. در این تکنیک من 5 ثانیه به یک چشم، 5 ثانیه به چشم دیگر، و 5 ثانیه بعد به دهان فرد نگاه می کنم و چرخه را همینطور دنبال می کنم. این تکنیک به همراه مهارت ها و تکنیک های گوش کردن دیگر مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است.
4. مشاجرات: مشاجره و دعوا با کسی هم خود مهارت های خاص خود را می طلبد. در چنین موقعیتی اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه به چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید.
5. مجذوب کردن فرد: وقتی سعی می کنید کسی را مجذوب خود کنید و علاقه خود را نیز به آنها نشان دهید، می توانید با چشمانتان حرف بزنید و گوش دهید. وقتی کسی که دوستش دارید صحبت می کند، از کل صورت بعنوان نقطه کانونی استفاده کنید. به چشمانشان نگاه کنید، به آنچه می گویند گوش دهید، در مواقع مناسب لبخند بزنید، در مواقع مناسب ابروهایتان را بالا ببرید، و...اگر احساس کردید که به آنها خیره شده اید، نگاهتان را به سمت نقاط دیگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بینی معطوف کرده و دوباره به سمت چشمها برگردانید. لبخند زدن موقع گوش دادن به کسی راهی بسیار عالی برای نشان دادن علاقه تان به صحبت های آنان است. البته مراقب باشید وقتی حرف های غمگین به شما می زنند به آنها لبخند جواب ندهید. باید هم با چشمانتان و هم با گوش هایتان به حرف های طرف مقابل گوش دهید.
6. دوست داشتن فرد: من و همسرم معمولاً نگاه های خیره طولانی به همدیگر می اندازیم و گاهی اوقات نگاه کردن بدون بر زبان آوردن حرفی بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اینکار ارتباطی عمیق بین ما ایجاد می کند. در چنین موقعیت هایی برای عمق دادن به نگاه خود می توانید تصور کنید که به درون بدن فرد مقابل رفته اید و روحتان به همدیگر عشق می ورزد. حس کنید که می خواهید روح آنها را لمس کنید. اینکار باعث ترشح آدرنالین در بدن شده و مردمک هایتان را گشادتر می کند.
دکتر جان سی مکس ول می گوید، "مقیاس واقعی رهبری و مدیریت، نفوذ است، نه کمتر و نه بیشتر." شایان ذکر است که جان سی مکس ول، متخصص مدیریت و رهبری در دنیای تجارت است.
برای مدیران طبیعی است که بخواهند هر چیز تازه ای درمورد رهبری را یاد بگیرند. بالاتر از درک و فهمیدن رهبری، این است که یاد بگیریم که رهبری امری است که با نفوذ و تاثیر سروکار دارد نه چیز دیگر.
اگر فکر میکنید که همه چیز را درمورد رهبری یادگرفته اید، تا اتمام این مقاله صبر کنید. دلیل اینکه باید یاد بگیریم که رهبری با مسئله قدرت نفوذ سروکار دارد این است که خودتان را در موقعیتی قرار خواهید داد که رهبری شوید که از نظر تخصصی و شخصیتی نفوذ بیشتری داشته باشد.
قبل از اینکه یادبگیریم که چرا رهبری با مسئله قدرت نفوذ سر و کار دارد، باید بفهمیم که رهبری و نفوذ هر کدام چه معنا و مفهومی دارند. رهبری به این شیوه تعریف میشود: قدرت هدایت و راهنمایی کردن، و مفهوم نفوذ نیز این است: توانایی تاثیر گذاشتن روی افراد به طوری که بدون اعمال زور و فشار، آنها را به انجام کاری ترغیب کنیم.
سه نکته مهم که به آن می پردازیم عبارتند از:
1. هیچکس ذاتاً رهبر به دنیا نمی آید.
2. باید بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و رهبران واقعی تمایز قائل شد.
3. پرورش رهبران دیگر
قبل از هر چیز، متخصص رهبری و مدیریت، والتر بِنیس، می گوید، "بدترین و خطرناکترین تصور غلط درمورد رهبری این است که رهبران ذاتاً رهبر به دنیا می آیند و یک عام ژنتیکی آنها را به سمت رهبری می کشاند. این باور یعنی مردم یا این قدرت را در خود دارند و یا ندارند. که واقعاً بی معنی است. درواقع، عکس این مسئله صحیح است. رهبران ساخته می شوند نه که به دنیا می آیند."
حق با والتر بنیس است، رهبران پرورش داده شده و تعلیم می یابند نه اینکه ذاتاً رهبر به دنیا بیایند. مردم تصور می کنند که مدیر عامل های کارخانه های بزرگ یا سوپراستارهای عرصه ورزش ذاتاً رهبر به دینا آمده اند، اما حقیقت ندارد. آنها سالها برای رسیدن به این درجه زحمت کشیده اند و مهارت آموخته اند.
پس چطور می توان رهبری بانفوذ شد؟ اگر یاد در تمام طول عمرتان فقط یاد بگیرید، می توانید رهبری بانفوذ شوید. افراد می توانند با مطالعه کردن و الگو قرار دادن سایر رهبران، رهبری بانفوذ شوند.
شرکت در سمینارها، مشاهده و گوش دادن به نوارهای آموزشی و فعالیت در کنفرانس های رهبری می تواند شما را به یک رهبر تعلیم دیده تبدیل کند.
برای تشخیص خود بعنوان یک رهبر بانفوذ، باید بتوانید تفاوت بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و رهبران واقعی را تشخیص دهید. دلیل اهمیت آن چیست؟
وقتی توانستید تفاوت بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و رهبران واقعی را تشخیص دهید، می توانید بفهمید که چه کسی مردم را هدایت می کند. مثال آن یک مدیرعامل است که این عنوان را یدک می کشد، اما حوزه نفوذ او به سایر رهبران موقعیتی محدود می شود.
از طرف دیگر، مدیریت منابع انسانی یک مقام و مامور فعال است. به عبارت دیگر، مدیریت منابع انسانی باید بتواند با سازمان های داخلی و خارجی و مردمی که میتوانند به ارتقاء شرکت کمک کنند، کار کند. مدیریت منابع انسانی یک رهبر واقعی است چون در کل سازمان نفوذ دارد و پرسش و پاسخ های مورد نیاز رهبران موقعیتی در دست آنهاست.
دفعه بعدی که در یک میتینگ شرکت داشتید، باید بتوانید بین رهبرانی موقعیتی و رهبران واقعی تمایز قائل شوید.
و آخر از همه به این نکته می رسیم که یکی از اولویت های رهبرای باید پرورش رهبرای دیگر باشد. اما چرا؟
رهبرانی که رهبران دیگری را پرورش می دهند، تاثیر بسیار بالاتری در سازمان خود میگذارند که به هیچ طریق دیگر قابل حصول نیست، نه با افزایش منابع، نه با کاهش هزینه ها، نه با افزایش حاشیه سود، نه با آنالیز سیستم ها، یا اجرای سیستم های مدیریتی با کیفیت بالا و....
پرورش رهبران دیگر برای ارتقاء سطح کمپانی یا شرکتتان بسیار مهم و حیاتی است. اینکار باید جزء اولویت های شما باشد.
اگر رهبری بانفوذ باشید به شما قول می دهم که بتوانید به بهترین شکل سازمان یا شرکت خود را مدیریت و رهبری کنید و قوای انسانی خود را نیز به حد ماکسیمم برسانید. منتظر چه هستید، از همین امروز شروع کنید.
چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟
ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.
مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.
آنگونه که شما تصور میکنید نیست...
روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.
تحقیقات گویای این مطلب میباشند:
3 مرحله عشق
روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.
مرحله 1: شهوت
این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.
مرحله 2: مجذوبیت
زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین
آدرنالین
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.
دوپامین
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!
نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.
سروتونین
و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.
آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟
در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.
با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.
عشق نیاز به ناپیدایی دارد
افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.
همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.
مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.
اکسیتوسین - هورمون نوازش
اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.
یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.
بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.
واسوپرسین
واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.
واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.
موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.
زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.
و در نهایت... چگونه عاشق شویم
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.
نوشته شده توسط مهتاب
هر روز مطالب و اطلاعات جدیدی در رابطه با افزایش قدرت، سرعت و چالاکی و بهتر کردن فرم بدن از گوشه و کنار دریافت می کنیم. تئوری های جدید ورزشی همه با تحقیقات جدید روی کار می آیند؛ برخی از آنها موثر و کارآمد هستند، اما سایر آنها بی اثر هستند. در موارد بسیاری، متد کلی تغییری نمی کند، و فقط تئوری های پشت این متد کلی هستند که تغییر می کنند. در اینجا به چند نمونه از این تئوری ها که در سالهای اخیر اصلاح شده اند، اشاره می کنیم.
طول مدت دوره های کاردیو (قلبي-عروقي)
تئوری قدیمی: برای رسیدن به مرحله ی چربی سوزی باید حداقل 20 دقیقه تمرینات کاردیو انجام دهید.
تئوری جدید: دوره ی تمرینات شدید با آنتراکت، 20 دقیقه یا کمتر طول می کشد و متابولیسم بدن را بیش از هر نوع تمرین کاردیو دیگر، افزایش می دهد.
استدلال پشت این تغییر این است که هر چه بافت های بیشتری در طی تمرین تخریب شود، انرژی بیشتری برای ترمیم آنها لازم دارید—خیلی بیشتر از زمانی که تمرینات را معتدل و ملایم انجام داده باشید. این به این معناست که با این روش کاردیو، قادر خواهید بود متابولیسم بدنتان را برای ساعت ها پس از تمرین نیز همچنان بالا نگاه دارید. که در این حالت چربی بیشتری نسبت به زمانی که پس از 20 دقیقه تمرین به مرحله ی چربی سوزی برسید، خواهید سوزاند.
میزان وزنه و تکرارها در تمرینات وزنه ای
تئوری قدیمی: بهترین راه برای فرم دادن هیکلتان، استفاده از وزنه های سبک در تعداد تکرارهای زیاد است.
تئوری جدید: با استفاده از وزنه های سنگین در تکرارهای کمتر، بهترین نتیجه را خواهید گرفت.
فرم دادن به هیکل با این روش امکان پذیر نمی باشد. برای اینکار باید چربی بسوزانید که این هم با رژیم غذایی و تمرینات کاردیو نتیجه می دهد. بلند کردن وزنه های سنگین، علاوه بر بالا نگاه داشتن متابولیسم بدن، باعث آزاد کردن میزان بالاتری از تِستوسترون می شود و تحریک ماهیچه ها را نیز افزایش می دهد. با این کار احتمال از دست دادن حجم عضله ها، که در افرادی که رژیم های غذایی هیپوکالریک دارند متداول است، را نیز کاهش می یابد.
عادات غذایی برای افزودن حجم ماهیچه ای
تئوری قدیمی: بهترین راه برای ماهیچه سازی این است که تا می توانید بخورید.
تئوری جدید: فقط باید چند صد کالری بیش از میزانیکه برای ثابت نگاه داشتن وزن میخورید، به برنامه ی غذاییتان اضافه کنید.
بااینکه متد قبلی به افزایش حجم عضلانی بدن کمک می کند، اما میزان قابل توجهی چربی نیز به آن می افزاید. همه می دانند که چربی سوزی چقدر دشوار است، از اینرو بهتر است که از همان اول اضافه وزنتان را تحت کنترل بگیرید. درست است که با استفاده از متد جدید نمی توانید به سرعت حجم ماهیچه ها را افزایش دهید، اما مطمئن باشید که هر آن چه به وزنتان اضافه می شود، ماهیچه ی خالص است.
ورزش های کاردیو و عضله سازی
تئوری قدیمی: برای ماهیچه سازی، به هیچ وجه نباید تمرینات کاردیو انجام داد.
تئوری جدید: دوره ی تمرینات کاردیو شدید با آنتراکت، عضله سازی را سرعت میدهد.
با اینکه انجام تمرینات کاردیو برای چندین ساعت در روز می تواند از عضله سازی جلوگیری کند، چند جلسه در هفته انجام تمرینات شدید کاردیو با آنتراکت، متابولیسم بدنتان را بالا می برد که باعث می شود سریعتر عضله سازی کنید—البته به شرطی که بیش از مقداری که می سوزانید، کالری مصرف کنید. تمرینات کاردیو همچنین برای سالم نگاه داشتن قلب و تنظیم جریان خون مفید است. تنظیم بودن جریان خون باعث می شود که موادغذایی بهتر به بافت های عضلانی بدن برسد و آنها را قدرتمندتر کند.
6 تکه کردن عضلات
تئوری قدیمی: کرانچ شکم سنگین بهترین روش برای 6 تکه کردن است.
تئوری جدید: تثبیت و متعادل کردن تمرینات بهترین راه ممکن است.
با اینکه خیلی از افراد از کرانچ شکم (دراز نشست) سنگین برای 6 تکه کردن اسفاده می کنند، با اینکار فقط شکم خود را کلفت تر می کنند، و به جای اینکه کمک کند تا لاغرتر و فرم دارتر به نظر بیایید، دور کمرتان را افزایش می دهد. دلیل آن این است که افزایش وزن، باعث بزرگ شدن اعضاء می شود. درمورد شکم، بزرگ شدن و رشد عضو کافی نیست، فرم گرفتن و باریک تر شدن آن مورد توجه شماست. بهترین کار این است که از تمرینات تثبیت کننده استفاده کنید که روی همه ی فیبرهای موجود در شکمتان کار خواهد کرد، و نتیجتاً کالری بیشتری سوزانده و لاغرتر به نظر خواهید آمد.
کوچک کردن باسن
تئوری قدیمی: انجام تمرین بشین-پاشو با تعداد بالا بهترین روش برای کوچک کردن باسن است.
تئوری جدید: رژیم غذایی و تمرینات کاردیو موثرترین عوامل در این زمینه هستند.
تنها کاری که تمرین بشین-پاشو می کند، این است که تا حد مرگ خسته تان میکند. برای کوچک کردن باسن، باید خوب غذا بخورید و تمرینات مخصوص و مفید برای باسن را انجام دهید. اگر این تمرینات را به درستی انجام دهید، فقط کافی است که 2 یا 3 ستِ از 2 یا 3 تمرین باسن به انتخاب خود انجام دهید. فقط کافی است که در هنگام انجام تمرینات روی عضلات مورد نظر تمرکز داشته باشید.
انواع ورزش های بدن سازی
تئوری قدیمی: تمرینات مجزا برای عضله سازی بهتر هستند.
تئوری جدید: تمرینات ترکیبی نتایج بهتر و سریعتری می دهند.
اگر رشد اعضاء هدف شماست، تمرینات مجزا برایتان پاسخگو نخواهد بود. این تمرینات فقط بر روی فیبرهای کوچک عضلانی کار میکنند و برای افزایش سایز مناسب نیستند. هورمون های رشد با توجه به میزان فیبرهای ماهیچه ای که روی آنها کار میکنید، تولید می شوند. بنابراین تمرینات ترکیبی باعث خواهند شد که هورمون رشد بیشتری تولید کنید و در نتیجه رشد بیشتری داشته باشید.
زمان و اندازه ی غذا برای کم کردن وزن
تئوری قدیمی: انجام تمرینات کاردیو با شکم خالی بسیار نتیجه بخش خواهد بود.
تئوری جدید: به هیچ وجه نباید تمرینات شدید کاردیو با آنتراکت را با شکم خالی انجام دهید.
با اینکه افراد بسیاری هنوز این تئوری را دنبال میکنند، اما باید بگویم که این کارمنجر به از دست دادن ماهیچه به میزان بالا خواهد شد. تئوری های جدیدتر فقط انجام تمرینات شدید کاردیو با آنتراکت را حتی در حین رژیم، توصیه می کنند، به این علت که این تمرینات تکان بیشتری به بدنتان می دهند. و برعکس بدن عاقبت به تمرینات یکسان و ثابت عادت خواهد کرد و دیگر به آنها واکنش نمی دهد. و شما مجبور خواهید شد تا می توانید این تمرینات را تکرار کنید تا پاسخ مورد نظر رادریافت کنید.
روند تمرینات
کسی نمی تواند متدی ارائه دهد که همیشه بهترین باشد. هر روز تحقیقات بیشتری انجام می گیرد و اطلاعات شما را برای دستیابی به هدف موردنظرتان بیشتر می کند. بهترین کار این است که خود را با اطلاعات و دانستنی های روز آشنا نگاه دارید.
هنگامی DVT رخ می دهد که در سیاهرگ های عمقی، لخته خون ایجاد شده باشد. معولا DVT در سیاهرگ های عمقی در قسمت های پایینی پا (ماهیچه های ساق پا) ایجاد می شود و می تواند تا سیاهرگ های عمقی بالاتر یعنی ران هم پیشرفت داشته باشند. به ندرت این لخته های خون در سیاهرگ های عمقی قسمت های بالایی بدن مانند دست ها تشکیل می شوند.
سیاهرگ های عمقی درست از میان پا عبور میکنند و با لایه ای از ماهیچه پوشیده شده اند.
لخته های خونی که در سیاهرگ های سطحی تشکیل می شوند( یعنی درست زیر پوست) را التهابات سطحی سیاه رگ می نامند. این لخته ها با DVT ها متفاوت اند و خطر بسیار کمتری دارند.
نشانه های بیماری
بسیاری از لخته های خونی تشکیل شده کوچک هستند و مشکلی ایجاد نمی کنند. خود بدن قادر است در این موارد لخته های خون را در مدت زمان کوتاهی از بین ببرد.
لخته های بزرگ تر میتوانند مسیر جریان خون را ببندند، که دارای نشانه ها و علایم زیر میباشد:
با مشاهده کردن این علایم بهتر است به پزشک مراجعه کنید.
عوارض
DVT عوارض چندان زیادی ایجاد نمیکند، اما مهمترین آنها عبارت اند از:
آمبولیسم ریوی ( Pulmonary embolism )
آمبولیسم ریوی مهمترین عارضه DVT می باشد. آمبولیسم ریوی ( PE )، هنگامی اتفاق می افتد که لخته ایجاد شده در دیواره رگ های پایینی بدن از رگ جدا شده و به شش ها منتقل شود. در شش این لخته خونی می تواند سرخ رگ های ریوی را مسدود کند. که با درد سینه، نفس های کوتاه و خمط های خونی همراه است. در مراحل پیشرفته می تواند کشنده باشد. آمبولیسم ریوی می تواند هفته ها و روزها پس از تشکیل لخته های خونی ایجاد شود. ممکن است آمبولیسم ریوی هنگامی بروز کند که هیچ نشانه ای از لخته خون در رگ ها دیده نمی شود.
کم خونی موقت در اندام تحتانی ( Limb ischemia )
این عارضه به ندرت و در مراحل پیشرفته DVT رخ میدهد. به دلیل وجود لخته های خون در سیاهرگ های پا، فشار خون به شدت افزایش میابد. در این وضعیت فشار خون در سرخ رگ ها هم تحت تاثیر قرار گرفته و درنتیجه مقدار اکسیژن کافی به پاها نمی رسد.
سندرم پس از ترومبوزی ( Post-thrombotic syndrome )
این سندرم هنگامی اتفاق می افتد که دریچه های سیاهرگ های عمقی دچار مشکل شده باشند، در نتیجه خون نمی تواند به بالا برگردد و دارای عوارضی مانند دردهای مزمن، تورم و در شرایط شدیدتر ایجاد زخم می باشد.
علل بیماری
در افراد زیر امکان ابتلا به DVT بیشتر است:
خطر DVT در زنانی که دارای شرایط زیر میباشند افزایش پیدا میکند:
A. زنانی که داروهای زد بارداری مصرف میکنند
B. زنانی که تحت درمان هورمونی هستند
C. زنانی که باردار هستند
D. زنانی که به تازگی باردار شده اند
خطرات سفر
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد پروازهای طولانی مدت میتواند یکی از دلایل DVT باشد. در این مسافرت های طولانی معمولا خطر ابتلا به این دلیل افزایش پیدا میکند که بدن به مدت چندید ساعت بی حرکت می ماند.
البته نمی توان مطمئن بود که آیا خود سفر باعث ایجاد DVT می شود و یا افرادی در سفر به DVT مبتلا میشوند دارای شرایط خاصی هستند.
در کل احتمال ابتلای شما به DVT در مدت سفر بسیار کم است مگر اینکه یکی از فاکتورهای خطرناک را داشته باشید. در این صورت شما باید درمان های لازم و پیشگیری کننده را قبل از سفر انجام داده و با پزشک خود مشورت داشته باشید، مخصوصا برای مسافرت هایی که بیش از سه (3) ساعت به طول می انجامند. بهتر است در صورت انجام عمل جراحی مخصوصا در قسمت های زانو و ران، مسافرت خود را تا سه (3) ماه به تعویق بیاندازید.
تشخیص
برای تشخیص آزمایشاتی را باید انجام دهید، مانند:
A. تست خون _ D-Dimer_ در صورت منفی بودن جواب تست امکان DVT در شما بسیار کم است.
B. Doppler ultrasound_ این بهترین آزمایش برای تشخیص لخته های خونی در بالای زانو میباشد.
C. سیاهرگ نگاری ( Venogram )_ این بهترین آزمایش برای تشخیص لخته های خونی در پایین زانو میباشد.
درمان
درمان داروئی(Medicines)
معمول ترین داروهای مورد استفاده در بیماری DVT داروهای ضد انعقاد خون مانند heparin و warfarin می باشند. این داروها ترکیبات شیمیایی بدن را تغییر میدهند تا بتوانند لخته های خون را به آسانی از بین ببرند. دستورات و موارد متعددی وجود دارد که مصرف کننده گان این دارو باید به خاطر داشته باشند:
داروی ضد آمبولی هم میتوانند مفید باشند. آنها لخته های خونی را در خود حل می کنند. اما عوارض آنها شدید است مانند: خونریزی، بنابراین استفاده از این داروها فقط در موارد بسیار خطرناک و پیشرفته توصیه می شود.
جوراب های مخصوص فشاری(Compression stockings)
پزشک ممکن است که استفاده از این جوراب ها را برای کاهش درد و تورم توصیه کند. برای بهبودی کامل ممکن است مجبور باشید که این جوراب ها را به مدت دو سال یا بیشتر بپوشید.
پیشگیری
اگر شما هم جزو گروه های خطرناک هستید به پزشک خود مراجعه کنید. عواملی که خطر لخته های خونی را کاهش میدهد میتوانند تاثیر مهمی در جلوگیری از D.V.T داشته باشند. مانند تمرین و ورزش روزانه به مدت 30 دقیقه، شواهدی مبنی بر تاثیر اسپرین در درمان و جلوگیری از D.V.T وجود ندارد.
در صورت پیش رو داشتن عمل جراحی
بعضی از اعمال جراحی و درمانها می توانند احتمال ابتلا به D.V.T را افزایش دهند. بنابراین ممکن است وقتی برای عمل به بیمارستان منتقل می شوید یکسری آزمایشات در مورد احتمال D.V.T از شما گرفته شود. این آزمایشات بستگی به شما و نوع عملی که در پیش رو دارید خواهد داشت. با انجام این آزمایشات کارهای خواصی در جهت کاهش خطر، انجام خواهد شد مانند استفاده از منعقد کننده های خون.
در مسافرت
گرچه امکان ابتلا به D.V.T در سفر های طولانی مدت کم است اما بهتر است یکسری از کارهای پیشگیری کننده را رعایت کنید:
اگر پزشک تشخیص دهد که در صورت سفر ممکن است برای شما مشکلاتی ایجاد شود باید قبل از سفر heparin تزریق کنید.
در صورت ایجاد تورم در پا و قرمز شدگی و احساس درد در پا بعد از سفر، سریعا به پزشک مراجعه کنید.
جهت آرام كردن دردگلو
كافي است يك قاشق چايخوري سركه را با آب ولرم افزوده و چندبار با آن قرقره كنيد تا گلودردتان بهتر شود .
جهت نرم كردن موها
بدينمنظور كافي است پس از شست و شوي موها با شامپو با مقدار كمي سركه سر را آبكشي كنيد .
جهت از بين بردن خشكي و خارش پوست بدين منظور ميتوانيد 2 استكان سركه را به آب وان افزوده و مدتي در وان دراز بكشيد .
جهت آرام كردن سوزش حاصل از حشره گزيدگي
چنانچه محل گزيدگي حشرات دچار سوزش و يا خارش شده شما ميتوانيد با ماليدن مقداري سركه روي آن محل آن را التيام بخشيد .
جهت آرام كردن سوزش حاصل از آفتاب سوختگي
شما ميتوانيد جهت از بين بردن خارش و التهابات ناشي از آفتاب سوختگي مقداري سركه سفيد را به پنبهاي آغشته و آن را به آرامي روي پوست بماليد ، كافي است چند بار اين عمل را تكرار كنيد .
نوشته شده توسط مهتاب
مطالب جالب و در عيـن حـال مضـحکي در مـورد عـصبانيت وجـود دارد. در ايـن زمـان بيشتـر افـراد احسـاسـات خـود را همانطور که هست بروز مي دهند و کمتر به نظر مي رسد
که شرايط اطراف خود را در نظر بگيرند. اما آيا احساسي بـالاتر از ايـن وجـود دارد کـه بـتـواند باعث
ايجاد سوء تفاهم شود؟تعداد بسيار زيادي از افراد معتقدند که فرو خوردن خشم به بدن آسيب وارد مي کند. عصبانيت نـوعي فشـار روحـي است کـه بـايد ابـراز شـود. هـمچنـيـن انفجار ناگهاني خشـم و يـا نـگـه داشتـن آن براي يک مدت زمان طولاني، گزينه درستي محسوب نمي شود. از آنجايي که عصبانيت به واسطه ي تحريک شديد سيستم عصبي بدن اتفاق مي افتد، تاثيرات جانبي نامناسبي را بر روي قسمت هاي مختلف بدن مي گذارد. سبب ايجاد نوسان در دستگاه تنفسي و بروز اختلالاتي در سيستم گوارشي مي شود. نهايتاً بايد اذعان داشت که توان فکر کردن صحيح را از شما مي گيرد.
البته نمي توان به طور تضميني اظهار داشت که ابراز خشم و عصبانيت اوضاع را از آن چيزي که هست بهتر مي کند. نمي توان گفت که در اکثر موارد تخليه هيجاني در افرادي که خشونت و عصبانيت خود را بروز مي دهند، اتفاق مي افتد. تبديل عصبانيت به لغات و ابراز آنها در رفتار تضمين نمي کند که عواطف شما قابل کنترل تر خواهند شد. فقط اين کار شدت احساسات فرد را بالا مي برد. حتي اين امر مي تواند در همان زمان آسيب هایي را به افرادي که در سوي ديگر قرار دارند نيز وارد کند.
اغلب افراد در کنترل خشم و احساسات منفي خود با مشکل مواجه هستند. عصبانيت از جمله احساساتي است که از نظر اکثر مردها "قابل قبول" است؛ اما اين بدان معني نيست که زمانيکه فرد ديگري در مقابل آنها از خود عصبانيت نشان مي دهد، آنها برخورد مناسبي را در برابر او از خود نشان دهند.
در بسياري از فرهنگ ها، خانم ها براي کنترل خشم و عصبانيت خود تحت فشار قرار مي گيرند؛ اما گاهي اوقات آنقدر در کنترل خشم خود موفق مي شوند و آنرا درون خود حل مي کنند که گويي اصلاً عصبانيتي وجود نداشته.
از آنجايي که عصبانيت يک احساس منفي قوي بوده و باعث ايجاد ناراحتي در افراد ميشود، معمولاً اينطور گفته مي شود که ايجاد آن هم درست نيست. چند نفر از ما در طول زندگي خود از ديگران شنيده ايم که بايد از بروز يک چنين احساسي در خود جلوگيري کنيم. از همان دوران بچگي همه به ما مي گفتند که: "اگر احساس مي کني عصباني شده اي مي تواني به اتاقت بروي و هر زمان که عصبانيتت بر طرف شد نزد ما برگردي."
نتيجه تمام اين مطالب اين است که هيچ کس ياد نمي گيرد که چگونه به درستي ميتواند خشم خود را کنترل و مديريت کند. گاهي اوقات زماني که افراد عصباني ميشوند حتي نمي توانند متوجه شوند که عصباني هستند. برخي ديگر هم آنقدر عصبانيت خود را پنهان مي کنند، تا بالاخره يک مرتبه از طريق لغات و کارهاي اهانت آميز آنرا بروز مي دهند.
تحقيقات گوياي اين مطلب هستند که توانايي تشخيص و نامگذاري صحيح احساسات و صحبت کردن رک و پوست کنده در مورد آنها تا زمانيکه آن احساس به طور کامل درک شود، سبب مي شود که احساسات منفي به خودي خود از هم پاشيده شوند و پيرو آن مطلب برانگيختگي رواني نيز تا حد بسيار زيادي کاهش پيدا مي کند.
اما تا زمانيکه فرد احساس کند عصبانيتش غير قابل قبول است همچنان در حالت برانگيختگي احساسي باقي خواهد ماند و نمي تواند به درستي درک کند که در دنياي اطراف او چه اتفاقاتي در حال روي دادن هستند، نمي تواند کنترلي بر روي حرکات بيروني خود داشته باشد و تمام ذهنش بر روي خشم دروني اش معطوف مي شود. اين قبيل افراد دچار احساسات منفي زيادي شده و هميشه پريشان حال خواهند بود. همچنين تمايل شديدي دارند که احساسات خود را به خارج بروز ندهند. تصور کنيد که با يک چنين عملکردي چگونه باعث ايجاد سوء تفاهم ميان دوستان و همسر خود ميشوند! اين به آن خاطر است که آنها احساسات خود را پنهان مي کنند و همين امر سبب برزو استرس و اضطراب در درون آنها مي شود.
گاهي اوقات در ميان گذاشتن اين مطلب که چرا ناراحت هستيم، در ما آرامش ايجاد مي کند، به ويژه اگر دليل ناراحتي خود را به فرد مقابل بگوييم. روانشناسان بر اين باورند که احساس آرامشي که در يک چنين شرايطي به ما دست مي دهد، به دليل تخليه شدن نيست بلکه به اين خاطر است که احساسات خود را شناسايي کرديم، آنها را مخاطب قرار داده و براي يافتن راه حل بر روي آنها کار کرده ايم.
اين امر نکات مثبتي را که عصبانيت مي تواند در بر داشته باشد، به وضوح براي ما روشن مي کند. همين مسئله خود ميتواند به عنوان نوعي مشوق قوي براي تغيير نگرش هاي منفي ما به حساب رود. اين امر ما را تشويق مي کند که در مورد چيزهايي که ما را اذيت مي کنند راحت تر بتوانيم صحبت کنيم.
اما موفقيت اصلي زماني حاصل خواهد شد که بدانيم چگونه مي توان اين کار را به شيوه صحيح انجام داد، چرا که خشونت ممکن است سبب شود که ما عکس العمل بيش از اندازه تند از خود نشان دهيم. بنابراين اولين و مهمترين کاري که بايد انجام دهيد، اين است که گنجايش فردي خود را افزايش دهيد تا هر مسئله کوچک و جزئي نتواند شما را ناراحت کند و سپس به سمت يافتن راهي سازنده قدم برداريد.
- سه نفس عميق بکشيد
زمانيکه عصباني مي شويد، بدن شما منقبض مي شود. نفس عميق به شما کمک مي کند تا استرس از شما دور شده و فشار کمتري بر روي بدن وارد شده و احساس بهتري پيدا کنيد.
- فضا را تغيير دهيد
يکي از بهترين شيوه هايي که به واسطه آن مي توانيد خشم خود را از ميان برداريد اين است که براي مدت 5 دقيقه در هواي آزاد راه برويد. در ترافيک گير کرده ايد؟ پس در ذهن خود اين کار را انجام دهيد، صداي ضبط را زياد کرده و آهنگ را با صداي بلند بخوانيد.
- دليل عصبانت خود را دريابيد
در مورد افراد، موقعيت ها، و حوادثي که سبب ايجاد ناراحتي در شما مي شوند، فکر کنيد و آنها را رديابي نماييد. عصبانيت معمولاً سبب ايجاد ترس هاي عمقي در وجود افراد مي شود. در زماني که احساس مي کنيد به اوج عصبانيت نزديک شده ايد، از خودتان بپرسيد چه ترسي دروجودتان نهفته که سبب مي شود احساساتتان تحريک شود.
- از چيزي که خارج از حيطه کنترلتان است، بگذريد
شما فقط مسئول خودتان و کارهايي که در قبال ديگران انجام مي دهيد، هستيد. بايد بدايند که مسئول کارهايي که ديگران در قبال شما انجام مي دهند نيستيد. نه تنها عصبانيت مشکلي را حل نمي کند، بلکه شرايط را بدتر از آنچه که بوده نيز مي کند. اگر کسي دائماً شما را تحريک کرده و بر شدت عصبانيتتان مي افزايد، شما بايد بر روي مسئله اي که سبب ايجاد عصبانيت مي شود تمرکز کرده و ليستي از راه حل هايي که مي توانيد داشته باشيد را روي کاغذ بياوريد.
- احساسات خود را ابراز کنيد
ابتدا فکر کنيد و از لغات و حرکاتي استفاده کنيد که روي آنها فکر کرده ايد. با حالت غير تدافعي به طرف مقابل بقبولانيد که عصباني هستيد، شرايطتتان را به طور کامل به او توضيح دهيد، و نهايتاً خيلي رک و راست به او بگوييد که چه چيز عصبانيتان مي کند.
- محتاط باشيد
شرايطي وجود دارند که بروز عصبانيت در آنها ممکن است سبب ايجاد خطر شود. يکي از اين موارد داشتن شريکي حسود و بد زبان است. به جاي اينکه حرف هاي خود را با او در ميان بگذاريد با يکي از دوستانتان در مورد اوضاع عصبانيت خود صحبت کنيد. ممکن است دوستتان راه حل هاي نابي را به شما پيشنهاد کند که تا کنون به ذهنتان هم نرسيده باشد.
- در بيان احساسات خود قاطع بوده اما پرخاشگر نباشيد
قاطع بودن به آن معناست که با تاثير بالا سخن بگوييد، خشونت را کنار بگذاريد، و فقط به اهدافتان فکر کنيد. بد نسيت پيش از اينکه ايده هاي خود را مطرح کنيد قدري به واکنش طرف مقابل نيز فکر کنيد.
- عبارات مثبت به کارببريد
مي توايند چند عبارت مثبت را حفظ کنيد تا زمانيکه عصباني شديد آنها را به خودتان بگوييد تا عصبانيتتان فروکش کند. اين کار به شما يادآوري مي کند که خودتان حق انتخاب داريد و مي توانيد واکنش هايتان را آگاهانه انتخاب کنيد.
به عنوان مثال مي توانيد به خودتان بگوييد: "خودم به تنهايي مي توانم از عهده نيازهاي خود بر بيايم" و يا "خواستهاي او به اندازه خواسته هاي من اهميت دارند." و يا "من توانايي اين را دارم که انتخاب هاي خوبي داشته باشم."
در مطالب قبل حقايق بسيار جالبي را در خصوص آب و كاهش وزن مرور كردهايم كه خلاصه آن چنين است:
- بدن بدون آب درست عمل نمي كند و به طور مؤثر به سوخت و سوز چربيها نمي پردازد.
- کمبود آب در بدن در اثر مصرف كمتر از نياز آن، خود را به صورت اضافه وزن ظاهري نشان خواهد داد.
- براي رهايي از آبهاي زايد و مزاحم بين سلولي بايد آب بيشتري بنوشيد.
- جهت كاهش وزن، نوشيدن آب ضروري است، ولي چقدر آب كافي است؟
به طور متوسط هر انساني به نوشيدن هشت ليوان آب در شبانه روز احتياج دارد، اين يعني حدود دو ليتر آب آشاميدني، با اين حال، افرادي كه اضافه وزن دارند به ازاي هر 5/12 كيلو اضافه وزن احتياج به نوشيدن يك ليوان آب اضافي دارند. اگر شما ورزش مي كنيد، يا يك روز گرم و خشك تابستان را بيشتر زير نور خورشيد پشت سر مي گذاريد ميزان مصرف آب نيز بايد به تناسب افزايش يابد.
آب نوشيدني شما بهتر است، خنك باشد چون آب خنك بهتر جذب سيستم مي شود تا آب گرم و شايد به همين دليل است كه همه ما نوشيدن آب خنك را ترجيح مي دهيم. همچنين شواهدي وجود دارد كه اثبات مي كند، نوشيدن آب خنك در واقع به سوخت و سوز كالريها هم كمك مي كند.
وقتي بدن ميزان مورد نياز آبي را كه براي عملكردش در سطح مطلوب لازم است دريافت كند، تمام مايعات تداوم بخش حيات در آن به غلظت مطلوب و متوازن مي رسند. زماني كه اين اتفاق بيفتد شما به قله موفقيت زيستي دست يافتهايد. اين به اين معني است که: فعاليت غده اندوكرين بهبود پيدا مي كند. بازدارندگي دفع مايعات بين سلولي متوقف مي شود، چون ديگر آب ذخيره شدهاي در بدن وجود ندارد.
چربي بيشتر به عنوان سوخت مورد نياز بدن مصرف مي شود، چون كبد براي متابوليسم چربيهاي ذخيره شده كاملا آزاد است.
شما تشنگي طبيعي را بار ديگر تجربه مي كنيد.
تقريباً در تمام طول شب تشنگي به سراغ تان نمي آيد.
چنانچه شما نوشيدن آب كافي را متوقف كنيد، مايعات بدنتان مجدداً از حالت تعادل مطلوب خارج مي شود، و شما ممكن است، بازدارندگي دفع مايعات را دوباره تجربه كنيد و باز شروع به چاق شدن كنيد، و احساس تشنگي طبيعي خود را از دست بدهيد. براي درمان اين عوارض لازم است مجدداً سعي كنيد قله موفقيت زيستي را فتح كنيد.
بيست نكته براي حصول اطمينان از نوشيدن هشت ليوان آب در هر روز
گاهي نوشيدن 8 ليوان آب در هر روز برايمان به چالشي واقعي تبديل مي شود. در اينجا بيست نكته در اختيارتان قرار مي دهيم كه رسيدن شما به آن هدف متعالي زيستي را آسانتر كند! بسياري از متخصصين زيبايي مي گويند: نوشيدن آب مورد نياز بدنتان ارزانترين و سريعترين راه خوش تيپتر شدن است! اين گفته بايد انگيزه كافي براي ما جهت نوشيدن آب ايجاد نمايد!
1- با يكي از همكارانتان شرط ببنديد كه كدام يك از شما در يك روز كاري مي تواند آب بيشتري بنوشد.
2- در هر مقطعي از روز كه تغيير فعاليت مي دهيد، يك ليوان بزرگ آب خنك نوش جان كنيد. مثلا در شروع روز درست پس از برخواستن از خواب، درست پيش از ترك منزل براي رفتن به محل كار، وقتي در اداره پشت ميز كارتان نشستيد و غيره.
3- كار را براي خودتان ساده كنيد: هميشه يك شيشه پلاستيكي پر از آب پاكيزه و خنك روي ميزتان داشته باشيد و در طول روز هميشه به سراغ آن برويد.
4- وقتي آب ميوه مي خوريد (آب سيب، آب انگور، آب پرتقال) نصف ليوانتان را با آب خالص پُر كنيد.
5- وقتي خيلي هوس خوردن غذاهاي غير مغذي كرديد، بلافاصله پس از صرف آن يك ليوان آب بنوشيد!
6- در ساعات اداري رأس هر ساعت يك ليوان آب بنوشيد. با پايان ساعت اداري شما آب مورد نياز روزانه بدنتان را تأمين كردهايد.
7- به جاي چاي يا قهوه يك ليوان آب گرم با يك قاشق عسل حل شده در آن نوش جان كنيد.
8- مادام كه سر كار هستيد يك ليوان بزرگ پر از يخ در دسترس داشته باشيد و همواره آن را از آب خوري اداره پر كنيد. كلمه كليدي "نوشيدن با ني" است چون در آن صورت هر بار مقدار بيشتري آب مي نوشيد و در مجموع بهتر آب بدنتان را تأمين مي كنيد.
9- تكههاي كوچك ليمو ترش، پرتقال و ديگر مركبات را در فريزر منجمد كنيد و از آنها به جاي تكههاي يخ استفاده كنيد. آب خنك شده با آنها نشاط آورتر است و ضمناً قدري ميوه مصرف كردهايد.
10- پس از هر بار توالت رفتن، براي تنظيم بهتر سيستم گوارشي تان يك ليوان آب بنوشيد.
11- پيش از نوشيدن نوشيدنيهاي گازدار، سه يا چهار ليوان آب خالص گوارا استفاده كنيد. خواهيد ديد ديگر يا ميلي به صرف نوشيدني گازدار نخواهيد داشت، و يا با نوشيدن نصف قوطي، از مصرف بقيه آن صرف نظر خواهيد كرد.
12- دو برابر ميزان مصرف چربيها آب بنوشيد. مثلا من هنگام خوردن غذايي كه 10 گرم چربي دارد 20 اونس آب مي نوشم.
13- با هر وعده غذا دو ليوان پر آب بنوشيد، يكي قبل و يكي بعد از غذا، همچنين پيش از هر خوراكي وسط روز، يا عصر، يك ليوان آب بنوشيد تا ميل به پُرخوري بين وعدههاي اصلي غذا پيدا نكنيد.
14- هميشه يك بطري قابل پر كردن مجدد همراه داشته باشيد و در اوقات بيكاري در صف بانك هنگامي كه در اتوبوس يا مترو هستيد، و...آب بنوشيد.
15- يك ليوان زيباي لب طلائي تهيه كنيد و از شير آب آن را پر كنيد و با لذت بنوشيد.
16- بلافاصله پس از آرايش كردن دو ليوان آب بنوشيد.
17- يك شيشه دو ليتري آب با خود به اداره ببريد و سعي كنيد پيش از پايان كار آن را تمام كنيد. اگر نتوانستيد اين كار را بكنيد، در ترافيك در راه منزل آن را بنوشيد. اين درست مثل شركت در يك مسابقه است.
18- هميشه در هنگام تماشاي تلويزيون، شستشوي رختها، شام پختن و غيره يك بطري بزرگ آب در دسترس داشته باشيد.
19- به برنامه محافظت از پوست خود نوشيدن دو ليوان آب را بيفزاييد. ليوان آب را بنوشيد، پوست را تميز كنيد، آن را مرطوب نماييد و غيره، و بعد دوباره آب بنوشيد.