علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند
......................................
سیریوس یکی از آخرین افرادی است که در خانه ی بسیار قدیمی و اشرافی بلک متولد شد یک خانواده ی بزرگ و معرو به جادوگران شیطانی . اعضای شناخته شده ی خاندان بلک شامل افراد زیر هستند :
نارسیسا بلک: کسی که پس از ازداج با لوسیوس مالفوی نامش را به نارسیسا مالفوی تغییر داد.
آندرو مدا بلک: که با یک مشنگ به نام تد تونکس ازدواج کرد و تنها فرزند آنها نیمفادورا تونکس یک آرور تبدیل شونده است.
بلاتریکس بلک: که با ردولفوس لسترنج ازدواج کرد .
و در آخر ریگولاس بلک: برادر سیریوس که به فرمان ولدمورت کشته شد .
سیریوس بلک بهترین دوست جیمز پاتر ( پدر هری پاتر ) بود در حقیقت جیمز و لیلی سیریوس را به عنوان پدر خوانده ی هری انتخاب کرده بودند .سیریوس یک آنیماگی است این به این معنی است که او می تواند در مواقع لزوم تبدیل به یک حیوان (سگ) بشود دوستانش نام مستعار نمد پا را برای او انتخاب کردند وقتی هری رون و هرمیون در جایی از داستان هری پاتر و جام آتش سعی در ارتباط با سیریوس دارند از آنجایی که سیریوس تغییر شکل داده و به اصطلاح پنهان شده او را اسنافل خطاب می کنند و وانمود میکنند که او یک سگ ولگرد دوست داشتنی است. خانواده ی سیریوس از وفاداران به ولدمورت بوده اند آنها از جمله جادوگرانی بودند که اعتقاد داشتندکه جهان باید از وجود خون لجن ها و دورگه های مشنگ پاکسازی شود. این شهرت خانواده ی بلک باعث شد تا جامعه ی جادوگری به سرعت و به راحتی اتهام قتل یازده مشنگ را که به سیریوس زده شده بود بپذیرند و او را بدون محاکمه روانه ی زندان آزکابان کنند . جائیکه سیریوس مدت 12 سال را بدون هیچ گناهی و با عذاب وجدانی وصف ناشدنی سپری کرد. یکی از اشتباهات رولینگ در داستان این است که او توضیح نداده چرا پس از دستگیری سیریوس بلک ( با وجود اینکه اعتقاد داشتند او نزدیکترین همکار ولدمورت است و در تمام جنایت های او دست داشته) از معجون حقیقت برای بازجویی او استفاده نکردند تا شاید اطلاعاتی در مورد مکان اختفای ولدمورت بدست آورند. یا شاید جادوگران قدرتمند این قدرت را دارند که از اطلاعات خود در برابر معجون محافظت کنند.
در طول داستان هری پاتر و زندانی آزکابان سیریوس بلک پس از 12 سال از آزکابان می گریزد . با امید به اینکه پیتر پتی گرو را در هاگوارتز پیدا کند و او را به سزای اعمال خیانت کارانه اش برساند . کسی که با خیانت خود باعث قتل دو تن از بهترین یارانش و حبس زجر اور دوست دیگرش شد. طی جریاناتی که در کتاب سوم اتفاق می افتد هری عاقبت به بیگناهی پدر خوانده اش پی می برد و در انتها هر چند نمیتواند این موضوع را ثابت کند اما موجبات فرار سیریوس از دست اسنیپ و نگهبانان آزکابان را فراهم می کند. در هری پاتر و محفل ققنوس سیریوس بلک به دستور دامبلدور به لندن باز می گردد و خانه ی قدیمی و اشرافی اش را که ارث خانوادگی او محسوب می شود در اختیار دامبلدور می گذارد تا از آن به عنوان پایگاه سری محفل ققنوس استفاده کند. سیریوس بلک پس از فرار از زندان همواره تحت تعقیب بوده و یک آرور روی پرونده ی او کار می کند. آروری که روی پرونده ی فرار سیریوس فعالیت می کند یکی از اعضای کلیدی و مهم محفل ققنوس است : کینگزلی شکلبولت . او از طرف دامبلدور این دستور را دارد که به وزارت خانه اعلام کند بلک هنوز در تبت به سر می برد. برای سر سیریوس بلک یک میلیون جایزه تعیین شده است که این مقدار باعث اعتراض و ناراحتی همیشگی او است.
هنگامی که سیریوس بوسیله ی شبکه ی فلو با هری ارتباطی کوتاه در هاگوارتز برقرار می کند توسط یکی از جاسوسان وزارت خانه به نام دولورس آمبریج شناسایی می شود. سیریوس همواره در صدد است تا به هری این موضوع را بفهماند که خواب های پریشان او در مورد ولدمورت فقط ناشی از خستگی امتحانات است . اما این خوابهای شوم عاقبت سیریوس را به کام مرگ می کشاند .
اسرار به ظاهر غیر ضروری هری توسط خدمتکار خائن سیریوس کراچر برای مرگ خواران فاش می شود . اینکه او سیریوس را مانند پدر و بهترین دوست خود می داند باعث میشود که ولدمورت این توهم شوم را به هری القا کند که سیریوس اسیر مرگ خواران شده در حالی که به واقع این طور نیست . هری به وزارت خانه می رود تا پدر خوانده اش را نجات دهد و از طرفی پدر خوانده اش به آنجا می رود تا هری را نجات دهد . او سر انجام طی یک درگیری مرگبار با دختر عمویش بلاتریکس کشته می شود .( بیهوش شده و به آن سوی پرده ی اسرار آمیز مرگ سقوط می کند )
پس از مرگ او در کتاب پنجم عاقبت در کتاب ششم جامعه ی جادوگری به بیگناهی او پی می برند .